تبلیغات
قارانلئقلاردا پارئلتئ - مطالب آذر 1394
قارانلئقلاردا پارئلتئ
نادانسته هایمان به اندازه کل دنیا و آنچه می دانیم مشتی خاک است.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله:
اطلبو العلم من المهد الی اللحد.
زگهواره تا گور دانش بجوی.

«اطلبوا العلم و لو بالصین و هو علم‌ معرفة النفس‌ و منه‌ معرفة الرّب‌»؛
دانش را بیاموزید و لو در چین . این دانش معرفت نفس است که از او معرفت خداوند حاصل می شود.

طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة»

كسب علم و دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.

مدیر وبلاگ :جواد زارع
نویسندگان
          
شنبه 28 آذر 1394


برای این كار به مواد زیر نیاز داریم :

آب - خاك اره - سدیم - ظرف فلزی

روش كار :

مقداری سدیم را در ظرف فلزی و در زیر خاك اره قرار داده و مقداری آب  روی آن می ریزیم . به همین سادگی

مكانیسم عمل :

همانطور كه می دانیم سدیم عنصری است فلزی و جزو گروه فلزات قلیایی كه بسیار واكنش دهنده است و با شعله زردی می سوزد. این فلز به شدت با آب واكنش داده و گرمای زیاد تولید می كند . بنابراین با ریختن آب بر روی مخلوط درون ظرف ، و به محض رسیدن آب به سدیم ، با آن واكنش داده و براثر گرمای تولید شده ،خاك اره آتش می گیرد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 24 آذر 1394


دانشمندان با مطالعه ی مواد خارج شده از آتشفشانها ، دما ، ترکیب چشمه های آب گرم واز همه مهمتر امواج زلزله ، کره ی زمین را به سه قسمت پوسته ، گوشته (جبه) وهسته تقسیم کرده اند .

 پوسته :

 نازکترین لایه ی زمین است که درنقاط مختلف ، ضخامت متفاوتی دارد ، درزیر قاره ها (خصوصا کوهها ) حداکثرودرزیردریاها واقیانوسهاحداقل می باشد .

مهترین لایه ی زمین برای انسان پوسته است . زیرا بیشترمعدن ومنابع مهم مانندآب،نفت، زغال سنگ، گاز وانواع مواد معدنی وفلزات درپوسته ی زمین قرار دارند.

گوشته (جبه) :

 گوشته در زیر پوسته قرار دارد وتا عمق 2900کیلومتری از سطح زمین ادامه دارد ( حجیم ترین لایه ی زمین است  )

ضخامت آن درزیرکوهها کمتر ودرزیر اقیانوسها بیشتر است .

در مرز بین پوسته وگوشته سرعت امواج زمین لرزه ناگهان افزایش می یابد . این افزایش ناگهانی نشان دهنده ی تغغیر در جنس مواد تشکیل دهنده است .

حدود 100کیلومتر نخست گوشته ، حالتی جامد وسنگی دارد . درزیر این قسمت حالت گوشته تغغیر میکند ونرم وخمیری می شود. ضخامت این قسمت حدود 200 کیلومتر است وپس ازآن جبه تا عمق 2900کیلومتری دوباره حالت جامد وسخت به خود می گیرد .

مواد سازنده ی گوشته ، بیشتراز سلیسیم ، اکسیژن ، آهن ، منیزیم وکلسیم است.

هسته

درعمق 2900کیلومتری سطح  زمین ، امواج زمین لرزه ناگهان تغییر می کنند واین خود نشانه ای از تغییر حالت ماده است . دانشمندان این قسمت را هسته نامیده اند که داغ ترین وضخیم ترین لایه می باشد . هسته در مرکز زمین قرار دارد واز دو بخش بیرونی و درونی درست شده است . قسمت بیرونی هسته که بین 2900 تا5060 کیلومتری قرارداردو حالت مایع ، ولی قسمت درونی آن ازمواد متراکمتر تشکیل شده  وجامد است . دانشمندان با دلایل فابل توجهی ثابت کرده اند که مواد تشکیل دهنده ی هسته از جنس آهن ونیکل است . که به علت دمای فوق العاده زیاد هسته بیرونی ، کاملا مذاب می باشند . اما با آنکه دمای هسته ی درونی بیشتر است، اما به علت فشار زیاد طبقات بالایی مواد به حالت جامد قرار دارند . به کمک هسته ی آهن – نیکل  است که دانشمندان زمین شناس توانسته اندخاصیت مغنا طیسی زمین راتوضیح دهند .

زمین لرزه

اگربه سنگها نیرو وارد شود ،ازخودعکس العمل نشان می دهنداین عکس العمل به مقدار نیرو ، حالت وجنس سنگ ، مدت زمان تاثیرنیرو ودمای محیط بستگی دارد .

به طورکلی ، اگرنیرو به طورمداوم وبه تدریج به سنگها (خصوصا آنهایی که دراعماق پوسته ی زمین هستند ) وارد شود سنگها چین می خورند ورشته کوههای بزرگ رابوجودمی آورند . امااگرنیروناگهانی وخصوصا به سنگهای نزدیک به سطح زمین وارد شود ، این سنگها می شکنند ، این شکستگی با آزادشدن انرژی همراه است به این شکستگی گسل گویند.

بیشترزمین لرزه ها درمحل گسل ها (شکستگیهای سنگهای پوسته ) به وجود می آیند . زیرااین مناطق دردفعات بعدبانیروی کمتری دوباره حرکت می کنند وسبب لرزش هایی درپوسته ی زمین می شوند . پس اصلی ترین دلیل ایجاد زلزله مربوط به نیروهای درونی زمین است . اما صدایی که هنگام زلزله شنیده می شود مربوط به خرد شدن سنگهای پوسته است .

 

واحد اندازه گیری زمین لرزه

مقدارانرژی را که ازیک زمین لرزه آزاد می شود بامقیاسی به نام ریشتر می سنجند . (ریشترنام شخصی است که اولین بار این روش را ابداع کرده است .. دراین مقیاس ، افزایش یک واحد ، 31باربرمقدارانرژی زمین لرزه

می افزاید . برای مثال ، انرژی زلزله ای بادرجه ی 3ریشتر،31باراززمین لرزه ی 2ریشتری و 961=31*31باراززمین لرزه ییک ریشتری بیشتراست.

تقریبا مقدارانرژی که زمین لرزه ی 6ریشتری آزادمی کند،برابرباانرژی یک بمب اتمی ومقدارانرژی کهیک زمین لرزه ی8ریشتری آزاد می کند ، برابرباانرژی هزاربمب اتمی است . بزرگترین زمین لرزه ایکه تاکنون ثبت شده 9/8ریشترقدرت داشته است .

مقاومت ساختمانهادربرابرزمین لرزه

نوع اسکلت ساختمان درمیزان مقاومت آن دربرابرزمین لرزه تاثیرزیادی دارد. امروزه ساختمانهایی در برابرزمین لزه مقاومت می کنندکه درساخت آنهاازمصالح مقاوم وسبک استفاده شده باشد. ارتفاع زیاد وتکیه برساختمانهای اطراف خودنداشته باشد وشکل آنهاساده ومتقارن (مکعب ،مکعب مستطیل و...) باشد نوع زمین زیرساختمان (استحکام زمین )هم درخرابی های حاصل اززلزله تاثیردارد.تجربه نشان میدهد که درمواردی باوجوداستحکام ظاهری ساختمان ،زمین زیرآن نتوانسته است ساختمان راپایدارنگه دارد .

درمجموع میزان خرابی وخسارت ناشی اززلزله به قدرت زلزله ، فاصله ازکانون زلزله ، مدت زمان زلزله ، استحکام زمین ومیزان مقاومت

ساختمانها بستگی دارد.

اتشفشانها

 

فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دَارِهِمْ جَاثِمِینَ ﴿۳۷ العنكبوت

 

پس او را دروغگو خواندند و زلزله آنان را فرو گرفت و بامدادان در خانه‏هایشان از پا درآمدند

 

 

آتشفشان چیست؟


می دانیم که زمین در ابتدا به حالت کره گداخته‌ای بوده است که پس از طی میلیونها سال بخش خارجی آن به صورت قشر سختی در آمد. این پوسته به دفعات بر اثر عبور مواد مذاب درونی سوراخ گردید و سنگهای آتشفشانی زیادی به سطح آن رسید. این عمل حتی در عصر کنونی نیز ادامه دارد. تمام پدیدههایی که با فوران توده های مذاب بستگی دارند، پدیده آتشفشانی می‌گویند و علمی را که هدف آن بررسی این پدیده هاست با آتشفشان شناسی می‌نامند.
وقتی که از فعالیت آتشفشانی صحبت می‌شود در فکر خود فورانهای بزرگ ، سیلهایی از گدازه ، بهمن‌هایی از سنگهای گرم و خاکستر ، گازهای سمی و خطرناک و انفجارات شدید در نظر مجسم می‌نماییم که با مرگ و خرابی همراه است. به قول ریتمن کسی که این حوادث را می‌بیند هرگز نمی‌تواند فراموش کند و این امر به قدرت عظیم طبیعت و ضعف نیروی انسانی مربوط می‌باشد. 
بزرگترین آتشفشان کره زمین 
بزرگترین آتشفشان کره زمین مونالوآ نام دارد که بخشی از جزایر هاوایی را تشکیل می‌دهد. محیط قاعده مخروط این آتشفشان 600 کیلومتر و قله آن نسبت به کف اقیانوس که آن را احاطه کرده است 10 کیلومتر ارتفاع دارد. این آتشفشان ، همراه با سایر قسمتهای جزایر هاوایی نشاندهنده موادی هستند که به وسیله فورانهایی که از یک میلیون سال پیش تا کنون ادامه داشته‌اند، بیرون ریخته شده‌اند. 
بزرگترین آتشفشان کشف بشر 
بزرگترین آتشفشانی که تا کنون به وسیله بشر کشف شده است، الیمیوس مونز یا کوه المپیک نام دارد که در کره مریخ واقع است. شواهد به دست آمده از طریق عکسبرداریهای سفینه فضایی ماریند 9 نشان میدهد که ارتفاع این آتشفشان احتمالا 23 کیلومتر بوده و کالدرای آن نیز 65 کیلومتر عرض دارد. 
نمونه‌ای از فورانهای مهم دنیا 
آتشفشان وزوو 
آتشفشان مونالوآ 
آتشفشان پله 
آتشفشان بزیمیانی 
آتشفشان پاری کوتین در مکزیک 
آتشفشان سنت هلن 

اقسام آتشفشانها 
آتشفشانهای نقطه‌ای که مواد گداخته از یک محل بیرون می‌آید (آتشفشان نوع مرکزی). انواع آتشفشانهای نقطهای عبارتند از:
آتشفشانهای نوع هاوایی یا سپری 
آتشفشانهای نوع استرومبولی 
آتشفشانهایی پرکابی 
آتشفشانهای نوع پله 
آتشفشانهای نوع ولکانو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 24 آذر 1394


دستگاه عصبی آدمی کامل ترین دستگاه عصبی در بین جانداران می باشد. بخش های اصلی ومرکزی دستگاه عصبی ، مغز ونخاع می باشند که وظیفه تجزیه وتحلیل پیام ها ودادن پاسخ مناسب را برعهده دارد.

1-مخاصلی ترین بخش دستگاه عصبی است ودرداخل جمجمه قرار دارد. مخ دارای دو نیمکره است که ازوسط به هم چسبیده اند . پوشش داخلی مخ درانسان  وبرخی از پستانداران حالت چروک خورده دارد .

 قسمتی از مخ مرکز دریافت محرک های حسی است .

یعنی پیام هایی که ازاندام های حسی مانندچشم ، گوش، بینی ، زبان،پوست به سوی مغز می رود ، به این مراکز می رسد. دراین نقاط چیزهایی را که اندام های حسی مانند صداها، بوها، مزه هاو...  از محیط گرفته اند ، تفسیر وتشخیص داده می شوند .

قسمت دیگری از مخ مخصوص به حرکت در آوردن اندام ها است .یعنی مخ از این قسمت به عضلات مختلف بدن ، از جمله دست وپا فرمان می دهد که چه نوع عکس العملی  در برابر هر محرک ویژه نشان دهند .پس دستور همه یحرکات ارادی بدن  ما  مربوط به این قسمت از مخ می شود . به همین سبب هم است  که مخ را مرکز کارهای ارادی بدن وتصمیم گیری می دانیم. بنا براین جایگاه فکر کردن ، اندیشیدن ، استدلال ، نتیجه گیری، حافظه تصمیم گرفتن ، خاطرات  وخواب دیدن درمخ قرار دارد.

2-مخچهدر زیر مخ قرار دارد ووظیفه اش هماهنگ کردن کار عضلات بدن ومتعادل نگه داشتن بدن است . مخچه با کمک پیام هایی که از گوش وماهیچه ها ومفصل های متحرک دزیافت می کند ، وظیفه اش را به صورت غیر ارادی انجام می دهد.

3-بصل النخاع ( ساقه مغز) : درزیر مخچه وبالای نخاع قسمتی به نام بصل النخاع (ساقه ی مغز) واقع شده است که کارهای غیر ارادی بدن نظیر ضربان قلب ،تنفس وبرخی اعمال گوارشی را کنترل می کند

نخاع :

نخاع از تعدادزیادی رشته های عصبی تشکیل شده است . این رشته ها درون مهره های کمر جای گرفته وبه ساقه ی مغز متصل است .نخاع مرکز کنترل اعمال انعکاسی است.

اعمال انعکاسی اعمالی هستند که به طورخودبه خود صورت می گیرندوهیچ گاه آنهارایاد نمی گیریم ویافراموش نمی کنیم . زمانی که دست شما به جسم داغی برخورد می کند به سرعت دست خود را به عقب می کشید .این عمل درکنترل نخاع است . عطسه، سرفه ، پلک زدن ، خمیازه، تغییر قطرمردمک ، ترشح بزاق مثال هایی ازاعمال انعکاسی هستند.

رشته های عصبی :

رشته های عصبی بر خلاف سیم های برق وتلفن به هم وصل نیستند، بلکه بین آنها فاصله های کمی وجوددارد . پیام ها درطول سلول عصبی به صورت الکتریکی منتقل می گردند. امادرفاصله ها، پیامها ازطریق مواد شیمیایی منتقل می شوند. پیام های عصبی به صورت یک طرفه دررشته های عصبی منتقل می شوند.مثلا یک رشته ی عصب پیام خودرابه مغز می آورد ویک رشته عصب دیگر پاسخ مغز را به اندام می آورد.

حس بینایی

بینایی مهم ترین حس آدمی است، زیرا بیش از80درصد اطلاعاتی که ازمحیط اطراف به دست می آوریم ،ازراه حس بینایی است.

ساختمان چشم

شکل چشم تقریباکروی است ودیواره ی این کره راسه لایه به این ترتیب تشکیل داده است.

1-صلبیه: لایه ی خارجی یاصلبیه، که پرده ای سخت ، ضخیم وسفید رنگ است. این پرده وظیفه ی محافظت ازبخش های داخلی چشم رابرعهده دارد.صلبیه درقسمت جلو ،برجسته تروشفاف تر می شودوقرنیه را به وجود می آورد.نوراز قرنیه واردچشم می شود.

2-مشیمیه : درزیر پرده ی صلبیه ، لایه ای تیره رنگ به نام مشیمیه وجود دارد. تیرگی این لایه مانع انعکاس نوردرداخل کره چشم می شود. درعین حال، تعداد زیادی رگ خونی هم درمشیمیه وجود داردکه وظیفه ی آن غذا دادن به قسمت های مختلف دیواره ی کره ی چشم است. مشیمیه درقسمت جلو تقریبا مسطح می شود وعنبیه را به وجود می آورد که رنگ آن درچشم افراد مختلف متفاوت است دروسط عنبیه ، سوراخ مردمک قرار دارد، مردمک درمقابل نورزیاد، کوچک ودربرابر نورکم ،بزرگ می شودکوچک وبزرگ شدن سوراخ مردمک برعهده ی ماهیچه های موجود درعنبیه است.

درپشت مردمک وپرده ی عنبیه ، عدسی چشم واقع است (ازنوع عدسی محدب) که نوررا روی پرده ی داخلی چشم (لایه ی سوم ، پرده ی شبکیه ) می تاباند دراین حال مانند دوربین عکاسی ، تصویری حقیقی ، کوچک ترومعکوس ازاجسام جلوی چشم ،روی پرده ی شبکیه تشکیل می شود. ماهیچه ها یی ، عدسی چشم رااز هر طرف نگه داشته انداین ماهیچه ها می توانند عدسی راضخیم تر(برای دیدن اجسام نزدیک ) یانازک تر (برای دیدن اجسام دور ) کنند.

3- شبکیه:پرده ی حساس چشم است که تصویر برروی آن می افتد. درشبکیه دو نوع سلول حساس به نور وجوددارد، یکی برای تشخیص نورکم ودیگری برای تشخیص نورزیادورنگ می باشد.

برخی ازعیب های چشم

چشم شما زمانی خوب می بیند که تصویر روی پرده ی حساس پشت آن تشکیل شود . دربعضی افراد محل تصویر کاملا در روی پرده ی حساس چشم قرار نمی گیرد ،بنا براین برای رفع این عیب نیاز است که به چشم پزشک مراجعه نمایند.

1- نزدیک بینی : دربعضی افراد ، تضویر قبل از آن که به پرده ی حساس چشم برسد تشکیل می شود. علت آن است که پشم این افراد ، به جای کره مانند بودن ، تخم مرغی شکل است وعمق زیادی دارد.

نزدیک بینی ،معمولا دراثرزیادی تحدب عدسی (ضخیم بودن بیش ازحد عدسی) چشم ایجاد می شود . دراین حالت تصویر درجلوی شبکیه تشکیل می شود . شخص نزدیک بین اشیای نزدیک را به خوبی می بیند ولی اشیای دوررا به وضوح نمی بیند. نزدیک بینی رابااستفاده از عینک هایی باعدسی فرورفته (مقعر) اصلح می کنندوچشم افرادنزدیک بیناز پشت عینک کوچک ترازحدطبیعی دیده می شود.

2- دوربینی: یکی از عیوب انکساری چشم و به معنی این است که چشم بیمار در دیدن اشیای نزدیک دچار اشکال باشد.

حدود ۲۵٪ افراد جامعه دچار این مشکل می‌شوند و این افراد اشیا دور را بهتر از اشیا نزدیک میبینند.

دوربینی اغلب به دلیل کم بودن تحدب قرنیه چشم یا کوچکتر بودن کرهٔ چشم این افراد نسل به حالت عادی بوده که نقطه کانونی عدسی رویشبکیه قرار نمی‌گیرد و در پشت آن تشکیل می‌شود.وفرد مجبوراست سرش را از اجسام دور کرده تا تصویر روی شبکیه بیفتد

شیوع دوربینی از نزدیک‌بینی کمتر است. دوربینی در اغلب موارد ارثی است. در دوران سالمندی ما بیماری پیرچشمی را داریم که در بعضی موارد با دوربینی اشتباه گرفته می‌شود ولی پیرچشمی هم توانایی دید نزدیک و هم دید دور مختل می‌شود. پیرچشمی به علت کاهش دامنه تطابق در نتیجه تغییرات ناشی از پیری در عدسی چشم رخ می‌دهد. بسیاری از بچه‌ها با دوربینی متولد می‌شوند و بعضی آن را مدتی پس از تولد دچار می‌شوند.

اصلاح دید

اصلاح دید با بکاربردن عینک با عدسی محدب یا همگرا است. گاه از لنز تماسی مثبت نیز استفاده می‌شود. درمان جدیدتر جراحی قرنیه با لیزر است.

شمارهٔ عینک افراد دوربین مثبت است و هرچه چشم ضعیف‌تر باشد شماره بالاتر خواهد بود.

توجه :دانش آموزان عزیز با کلیک بر روی کلمات آبی رنگ می توانید اطلاعات جامعی در مورد همان کلمه از ویکی پدیا بدست آورید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 24 آذر 1394

11 – مجموع و اختلاف اعداد :

                                             عدد کوچک تر = 2 ÷ ( اختلاف + مجموع )

                                            عدد بزرگ تر = 2 ÷ ( اختلاف – مجموع )

 


12 – تعداد یک رقم در یک مجموعه اعداد متوالی:

الف – از اعداد 1 تا 99 از همه رقم ها 20 تا به جز صفر که 9 تا است.

ب – از اعداد 100 تا 199 از همه رقم ها 20 تا به جز یک که 120 تا است .

ج – از اعداد 200 تا 299 از همه رقم ها 20 تا به جز 2 که 120 تا است .

 و تا 1000 به این ترتیب ادامه می یابد 

 


13 – تعداد ارقام در یک مجموعه اعداد متوالی :

الف – از یک تا یک عدد دو رقمی :                       9 – ( 2 × تعداد اعداد )

ب – از یک تا یک عد سه رقمی :                         108 – ( 3 × تعداد اعداد )

ج – از یک تا یک عدد چهار رقمی :                     1107 – ( 4 × تعداد اعداد )

توجه :

1 – تعداد ارقام تا 189 و کوچک تر از آن بین یک رقمی و دو رقمی است .

2- تعداد ارقام از 192 تا 2889 از یک رقمی تا سه رقمی است .

3- تعداد ارقام از 2893 تا 38889 از یک تا چهار رقمی است.

14 - برای شماره گذاری صفحات كتاب از روش زیر استفاده می شود:

برای اعداد یك رقمی:  1- (1×(1+صفحه)

برای اعداد دو رقمی:   11 - (2 × (1+صفحه)

برای اعداد سه رقمی:   111 – ( 3 × (1+صفحه)

مثال: كتابی 160 صفحه دارد. برای شماره گذاری این كتاب چند رقم به كار رفته است؟

جواب:  372 = 111 - ( 3 × ( 1 + 160 )  



برای دانلود فرمت pdf اینجا را کلیک کنید                                   





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 22 آذر 1394

حاصل تقسیم صفر بر هر عددی برابر صفر است.

حاصل تقسیم هر عددی بر صفر تعریف نشده است. یا می توان گفت بی نهایت است.

اعدادی بر 2 قابل تقسیم هستند که یکان آنها زوج باشد.

اعدادی بر 3 قابل تقسیم هستند که مجموعشان بر 3 قابل تقسیم باشد.

اعدادی بر 4 قابل تقسیم هستند که دو رقم آخر آنها بر 4 قابل تقسیم باشد.

هر عددی که مضربی از 100 باشد نیز بر 4 قابل تقسیم است. (چون 100 خودش بر 4 قابل تقسیم است.)

اعدادی بر 5 قابل تقسیم هستند که رقم یکان آنها 0 یا 5 باشد.

اعدادی بر 6 قابل تقسیم هستند که بر 2 و 3 قابل تقسیم باشند.

عددی بر 8 قابل تقسیم است که یا مضربی از 1000 باشد و یا 3 رقم آخر آن بر 8 قابل تقسیم باشد.

اعدادی بر 9 قابل تقسیم هستند که مجموعشان بر 9 قابل تقسیم باشد.

عددی بر 10 قابل تقسیم است که رقم آخر آن صفر باشد.

عددی بر 11 قابل تقسیم است که اگر ارقام آن عدد را به ترتیب از چپ به راست یکی در میان منها و جمع کنیم، حاصل صفر یا مضربی از 11 باشد.

اعدادی بر 12 قابل تقسیم هستند که بر 3 و 4 قابل تقسیم باشند.

اعدادی بر 14 قابل تقسیم هستند که بر 7 و 2 قابل تقسیم باشند.

اعدادی بر 15 قابل تقسیم هستند که بر 3 و 5 قابل تقسیم باشند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 18 آذر 1394


شعاع : خطی از مرکز دایره به پیرامون دایره را شعاع می گویند.

(شعاع خطی مستقیم است که مرکز دایره را به نقطه ای از محیط دایره وصل می کند)

شعاع نصف قطر است.

قطر : فاصله مستقیم دو طرف دایره را که از وسط دایره بگذرد را قطر می نامند.

عدد پی : 14/3 = π یکی از معروف ترین ثابت های ریاضی عدد π می باشد.

عدد پی نسبت محیط دایره به قطرش است و تقریبا برابر 14/3 می باشد.

و دقیقتر آن 14159/3

و دقیقتر آن تا 22 رقم اعشاری برابر است با :

1415926535897932384626/3 = π

عدد پی (π) عددی گنگ است که رقم هایش تا بی نهایت ادامه دارد.

*برای بدست آوردن مساحت و محیط دایره، کره و بیضی از عدد ثابت پی استفاده می شود.

زاویه حاده (زاویه تند) : زاویه کوچکتر از 90 را حاده یا تند گویند.

زاویه قائمه : برابر 900 می باشد.

زاویه منفرجه (زاویه باز) : زاویه بیشتر از 900 را زاویه باز یا منفرجه نامند.

زاویه نیم صفحه : زاویه 1800 را زاویه نیم صفحه گویند. همانند نیم دایره

درجه = واحد اندازه گیری زاویه، درجه است.

حداکثر زاویه (تمام صفحه) 360 درجه است. همانند دایره

نیم ساز : نیم خطی که زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم می کند را نیمساز زاویه گویند.

دو خط عمود بر هم : دو خط که زاویه بین آنها راست یا 900 باشد دو خط عمود بر هم هستند.

عمود منصف : عمود منصف خطی است که هم عمود بر پاره خط بوده و هم آن را نصف کرده باشد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 18 آذر 1394


یک ضلع × خودش = مساحت مربع

یک ضلع × 4 = محیط مربع

طول × عرض = مساحت مستطیل

2× (طول + عرض) = محیط مستطیل

2 ÷ (قاعده × ارتفاع) = مساحت مثلث

مجموع سه ضلع = محیط مثلث

نصف ارتفاع × (قاعده بزرگ + قاعده کوچک) = مساحت ذوزنقه

مجموع 4 ضلع = محیط ذوزنقه

2÷ (قطر بزرگ × قطر کوچک) = مساحت لوزی

یک ضلع × 4 = محیط لوزی

ارتفاع × قاعده = مساحت متوازی الاضلاع

مجموع دو ضلع متوالی × 2 = محیط متوازی الاضلاع

عدد پی × مجذور شعاع = مساحت دایره

14/3 × شعاع × شعاع

14/3 × قطر = محیط دایره

مساحت کره

چهار ×عدد پی × مجذور شعاع = مساحت کره

حجم کره

عدد پی × شعاع به توان 3 = حجم کره

14/3 × (نصف قطر کوچک × نصف قطر بزرگ) = مساحت بیضی

یک ضلع × تعداد اضلاع = محیط چند ضلعی منتظم

طول یال × مساحت یک وجه = حجم مکعب

ارتفاع × عرض × طول = حجم مکعب مستطیل

ارتفاع × قاعده = حجم مکعب

ارتفاع هرم × مساحت قاعده هرم = حجم هرم

ارتفاع × مساحت قاعده = حجم استوانه

ارتفاع × محیط قاعده = مساحت جانبی

سطح دو قاعده + مساحت جانبی = سطح کل استوانه

مجموع مساحت سطوح جانبی  = مساحت جانبی منشور

مجموع مساحت دو قاعده + مجموع مساحت سطوح جانبی = مساحت کلی منشور

ارتفاع  × مساحت قاعده = حجم مخروط





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 18 آذر 1394

نهاد:

قسمتی از جمله است که درباره ی آن خبری می دهیم.

گزاره:

خبری که درباره ی نهاد داده می شود.

مثال:علی    کتاب می خواند

      نهاد        گزاره

توجه:

امکان دارد نهاد یا کلمه و گزاره چند کلمه باشد و بالعکس.

او    بازی می کند.

نهاد     گزاره

دانش آموزان کلاس پنجم دبستان سعدی   آمدند

               نهاد                            گزاره

چه وقت نهاد فاعل است ؟ وقتی که نهاد بر کننده ی کار دلالت کند.

مثال: علی نامه می نویسد.

        نهاد

        فاعل

نهاد دو گونه است نهاد جدا وپیوسته

نهاد جدا:گروه اسمی است که معمولاً در ابتدای جمله می آید واغلب می توان آنرا حذف کرد.

مثال:غذا می خوریم= ما غذا می خوریم ما در جمله حذف شده و از طریق فعل می توان فهمید.

حرف نشانه ی ندا:

حرفهای نشانه حرفهایی هستند که برای تعیین نقش کلمه در جمله می آیند.

(الف):که به عنوان نشانه ی ندابکارمی روند.مثال:خدایا- دلا- پروردگارا.

(ای):مانند الف نشانه ی نداست و در اول کلمه می آید وآنرامنادا میکند.

مثال:ای رفیق-ای برادر-ای خدا-ای آقا.

(یا):مانند-«الف»- و «ای» نشانه ی نداست. مثال:یا رب-یاعلی-یاحسین.

مترادف-متشابه-متضاد:

کلمات از حیث مناسب و ارتباط با هم سه گونه اند.

(1) از حیث لفظ جدا ولی از حیث معنی یکی هستند.

مثال :علم و دانش –جامه ولباس-صلح وآشتی که به این کلمات مترادف هم می گویند.

(2)کلمات متشابه سه دسته هستند:

الف:کلماتی که در نوشتن یکی اما در لفظ و معنی جدا هستند مثال:کرم-کرم

ب:کلماتی که در نوشتن ولفظ یکی اما در معنی جدا مثال:کلمه شیر وکلمه ی پروانه

ج:کلماتی که در لفظ یکی اما در نوشتن و معنی جدا مثال:خاروخوار

(3)نه تنها از جهت لفظ یا معنی یکی نیستند بلکه از حیث معنی ضد هم نیز هستند.

مثال:دانش و نادانی –روشن وتاریک به اینگونه کلمه ها متضاد می گویند.

معادل سازی :

یعنی کلمه ای که به زبان فارسی جایگزین کلمه ای به زبان بیگانه می شود.

مثال:مدال:گردن آویز           سایز=اندازه     ترمینال= پایانه

تفاوت صفت وموصوف با مضاف و مضاف الیه:

الف:مضاف الیه را می توان جمع بست اما صفت جمع بسته نمی شود .

ب:مضاف الیه همیشه اسم یا جانشین اسم است اما در ترکیب وصفی یک جزء حتماً صفت است .

*برای تشخیص صفت موصوف و مضاف و مضاف الیه یا به آخر آنها «تر» یا بین آنها کلمه بسیار می گذاریم.مثال:دانش آموز دانا = دانش آموز داناتر یا دانش آموز بسیار دانا –موصوف وصفت

مثال:کفش علی-کفش علی تر یا کفش بسیار علی-معنی ندارد پس مضاف و مضاف الیه است.

فعل لازم:

فعلی که بدون مفعول معنی جمله را تمام کند.مثال:علی آمد.

فعل متعدی:

فعلی که علاوه بر فاعل به مفعول نیاز دارد .مثال: سعید مداد را آورد.

دیالگ چیست؟

گفتگوی دونفر باهم رادیالگ می گویند.

ساختن اسم موصوف:

اسم + صفت    مثال: گل      زیبا

                    موصوف     صفت

ساخت مضاف و مضاف الیه :

اسم+اسم=مثال:  لانه        زنبور

                  مضاف    مضاف الیه

علامت های دو نقطه ( : ) و گیومه( «» ) وقتی مورد استفاده قرار می گیردکه دو جمله پشت سر هم می آیدو جمله ی دوم حالت نقل قول دارد.
مثال:انسان باید پاکیزه باشد همانطور که خدا در قرآن می فرماید:«پاکیزگی نشانه ی ایمان است».
جمع های عربی متداول در فارسی پنج گروه است:

1 جمع هایی که با (ین)پایان می پذیرد مانند:معلمین- محترمین

2 جمع هایی که با(ی)مثبت عربی پایان می پذیرد و با(ون) جمع بسته می شود مانند:انقلابی- انقلابیون

3 اسم های عربی که با (ات)جمع بسته می شود مانند:حشرات – خطرات

4 اسم هایی که بدون نشانه ی جمع و با تغییر حرکت وافزودن یا کم کردن حرف یا حروفی به صورت جمع در می آید«جمع مکسر» می گویند مانند:اصول – اعماق

 

اسم از حیث شماره برسه قسم است:
• اسم اگر بر یک فرد یا چیز یا مفهوم دلالت کند آنرا مفرد گویند واگر بیشتر از یکی را برساند جمع نامیده می شود.
• اسمهای مفرد علامت ندارد ولی اسمهای جمع در فارسی با افزودن یکی از نشانه های «ان» و «ها» ساخته می شود. 
مانند: پسر= پسران کتاب = کتابها
• گروهی از اسمها در فارسی «ها» و گروهی با«ان» وبرخی با هردو جمع بسته می شود. 1- سنگها کوهها 2-زنان مردان 3-درختها درختان

• اسمای معنی با «ها» جمه بسته می شود:مانند گفتارها- خوبیها

• اسم جمادات را معمولاًبا«ها» جمع می بندند: مانند قلم –قلم ها

• اسم رستینها را با هردو نشانه جمع «ها» و« ان» جمع می بندند:مانند درخت – درختان(درختها)

اسم جمع چیست ؟
اسمی که در صورت مفرد و در معنی جمع باشند را اسم جمع می گویند.مانند:گروه – مردم – طایفه – گله – لشکر
اسم مصغر چیست: اسمی که کفهوم کوچکی را می رساند و نشانه ی آن در فارسی «چه» و «ک» که در آخر اسم افزوده می شود مثال : باغچه و مرغک
ضمیر:
واژه هایی هستند که بجای اسم می نشینند. مانند:تو – خود – آن
انواع ضمیر عبارتند از:
1 شخصی:من-تو- او-ما-شما-ایشان
2مشترک:خودت- خودم
3تعجبی: به به 
4 اشاره: آن -این 
5:مبهم: یکی-دیگری
6 پرسشی:کدام – کو
اسم مشتق:
اسمی را گویند که با بن ماضی یا مضارع فعل فارسی ساخته می شود و یا یکی از اجزای آن بن فعل باشد. مثال:گفتار=گفت(بن ماضی گفتن)+ار
جمله:
کلمه و کلماتی که بر روی هم معنی کامل را برساند جمله می گویند.
جمله از حیث طرز بیان و چگونگی رساندن پیام به چهار دسته تقسیم می شود.
1 جمله خبری:
جمله ای که بوسیله ی آن از واقع شدن کاری یا بودن و پذیرفتن حالتی بصورت مثلت یا منفی خب می دهیم در پایان جمله ی خبری نقطه می گذاریم.
مثال: جواد آمد= علی نیامد = هوا گرم است 

2 جمله ی پرسشی:
جمله ای که بوسیله ی آن درباره ی امری پرسش به عمل می آید در پایان جمله ی پرسشی علامت(؟) می گذاریم.
مثال: محسن کجاست؟ شما کجا می روید؟

3 جمله ی عاطفی یا تعجبی:
جمله ای است که یکی از عواطف انسانی مانند شادی- اندوه- تعجب- تحسین را برساند و در پایان جمله عاطفی و تعجبی علامت«!» می گذاریم مثال:عجب گل زیبایی! آفرین بر دست او!

4 جمله امری :
جمله ای ست که با آن لانجام دادن کاری یا داشتن و پذیرفتن صفت و حالتی بصورت مثبت یا منفی خوانده می شود.مثال:آرام باش-مؤدب باشید. در پایان جمله ی امری نقطه می گذاریم.
حذف یا کوتاه کردن جمله:
گاهی یک یا چند جز از اجزای جمله حذف شدویا زیاد است.
حذف در جمله معمولا یا بنا بر عرف زبان است یا به قرینه لفظی یا معنوی.





عرف زبان:
یعنی بنا بر رسم اصل زبان برای رعایت اختصار خبر چند جز را حذف می کند.مثال:خداحافظ
یعنی خداحافظ بر شما باد(باشد)

1 جمله ای که در تعاریف دعا و نفرین به کار می رود:
مثال: درود برشما-آفرین- مرحمت زیاد

2 اصطلاحات نظامی و ورزشی و علایم رانندگی:
مثال:خبردار- دستها بالا- ورود ممنوع- احتیاط

3جمله های که با ضمیر پرسشی کو می آید.
مثال:حسین کو

4 برخی جمله های تعجبی:
مثال:چه عجب؟ چه حرفا؟

دوم حذف به قرینه لفظی:
که درخود جمله یا جمله پشین و پسین لفظی می آید که گوینده یا نویسنده به سبب آمدن
آن لفظ آوردن کلمه را لازم نمی بیند. و آن را حذف می کند.
ناهار بیاورید
در جمله که ضمیر«شما» است حذف گردیده است
دراصل جمله این چنین بوده = شما ناهار بیاورید 


سوم حذف به قرینه معنوی:
یعنی مفهوم کلی جمله ها و عبارات باعث می شود که وازه ها حذف گردد.
وقتی دانش آموزی وارد کلاس می شود و در را می بندد ومعلم می گوید.
نبند بگذار باز بماند
در این جا منظور در کلاس است.

پسوند(گین وناک)
صفت می سازد و مبالغه را می رساند.
مثال:خشم+گین = خشمگین – اندوهگین – شرمگین 
مثال:خشم+ ناک =خشمناک – دردناک- ترسناک 
پسوند سار بیشتر به صورت مکان به کار می رود(سار را به معنی فراوانی)
مثال:چشمه + سار = چشمه سار- کوهسار

زمان حال- گذشته – آینده:
فعل انجام دادن کاری یا واقع شدن حالتی را در زمان گذشته یا حال یا آینده را نشان می دهد.
حال(مضارع):
زمانی است که سخن می گوییم.مثال:علی نامه می نویسد.
گذشته(ماضی):
زمانی پیش از سخن گفتن است مثال:من دیروز به پارک رفته بودم.
آینده(مستقل):
آینده زمان پس از سخن گفتن ماست مثال:من فردا به مسافرت خواهم رفت
ماضی مطلق(ساده):
ماضی ساده از بن ماضی +شناسه ماضی ساخته می شود.
جز سوم شخص مفرد که شناسه ندارد.
بن ماضی+ شناسه = نوشتم
اول شخص مفرد نوشت + م = نوشتم اول شخص مفرد جمع نوشت +یم = نوشتیم

دوم شخص مفرد نوشت + ی = نوشتی دوم شخص مفرد جمع نوشت +ید نوشتید

سوم شخص مفرد نوشت = نوشت =نوشت سوم شخص مفرد جمع نوشت +ند = نوشتند


ماضی نقلی:
ماضی نقلی از ساخت صفت مفعولی فعل اصلی (بن ماضی به اضافه های بیان حرکت)به اضافه فعلهلی معین
ام- ای- ایم-اید-اند ساخته می شود.
(بن ماضی)+ه= صفت مفعولی+ ام=خورده ام 
خورده ام خورده ایم
خورده ای خورده اید
خورده است خورده اند


ماضی استمراری:
ماضی استمراری از ماضی مطلق (ساده) ساخته می شود
به این ترتیب که به اول ماضی ساده جز پیشین(می) می افزایند:
جز پیشین+ ماضی مطلق(ساده)= ماضی استمراری
مثال:می + خوردم = می خوردم


ماضی بعید:
ماضی بعید از صفت مفعولی فعل اصلی(بن ماضی به اضافه(ه)و ماضیساده فعل معین(بودن) ساخته می شود:
بن ماضی +ه+ فعل معین(ماضی نقلی بودن) =ماضی بعید
مثال خورد +ه + بودم = خورده بودم

ماضی التزامی:
از صفت مفعولی فعل اصلی(بن ماضی +ه(ه)ومضارع (ساده باشیدن) ساخته می شود :
بن ماضی+ شناسه صفت مفعولی + مضارع ساده(باشیدن) +ماضی التزامی
مثال:شاید خورده باشم.

مضارع اخباری:
مضارع اخباری از مضارع ساده+پیشین ساخته می شود.
جز پیشین + مضارع ساده = مضارع اخباری مثال:می+خوردم = می خوردم

مضارع التزامی:
مضارع التزامی از مضارع ساده + جز پیشین ساخته می شود.
جز پیشین +مضارع ساده=مضارع التزامی مثال:ب+ خورم=بخورم
مسند:
صفت یا کلمه ای است که به وسیله فعل ربطی به نهاد نسبت داده می شد
مثال هوا سرد است. 
مسند
متمم:
پس از نهاد و پیش از فعل و مسند می آید مثال محمد از علی کوچکتر است.
متمم
نشانه ویرگول «،»:هرگاه ایجاد مکث کوتاه بین دو جمله یا عبارت باشد
از ویرگول«،» استفاده می شود.مثال:در آغاز اسلام، عده مسلمانان کم بود.

نشانه ی ویرگول- نقطه(؛):
هر گاه هدف ایجاد مکث طولانی بین دو جمله یاعبارت باشد از این علامت استفاده می شود 
مثال:علی دانست که کوشش او در امتحان کنکور بی فایده است؛پس در کنکور شرکت نکرد.

علامت های دو نقطه (:) و گیومه(  «» ) وقتی مورد استفاده قرار می گیردکه دو جمله پشت سر هم می آیدو جمله ی دوم حالت نقل قول دارد.

مثال:انسان باید پاکیزه باشد همانطور که خدا در قرآن می فرماید:«پاکیزگی نشانه ی ایمان است».



هم مفهومی:
خواندن یک گروه از وازه گان که ارتباط معنایی با یکدیگر دارند
مانند وازه های(رعد-برق-ابر- باد باران ) که به معنی باران است
کلمه های «ابن» و«بن»:
در زبان عربی کلمه های «ابن» و«بن» بین نام پدر و پسر نوشته می شود تا باعث معرفی هر چه بیشتر آنها گردد.مثال:علی بن محمد طوسی
کلمات هم خانواده
مخصوص کلمات عربی است ودارای ریشه مشترک و معنی آنها نزدیک به هم می باشد
مثال:کلمه حافظ – محفوظ – حفظ – حفاظت که ریشه آنها حفظ می باشد

و حروف اصلی به ترتیب وپشت سر هم می باشد. حرف اول«ح» حرف دوم«ف» حرف سوم«ظ» می باشد. – کلماتی که ریشه فعلی ندارد با اضافه کردن وند ها و تکواژ های آزاد به اول و آخر آن هم خانواده می سازیم. مثل:زمینی- زمین خوار-زمین دار

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 18 آذر 1394

مصدر:

مصدر کلمه ای است که مفهوم اصلی فعل را می رساند بی آنکه زمان و شخص آن معلوم باشد مصدر از بن ماضی فعل و پسوند-ن ساخته مانند خوردن.

اسم مصدر(حاصل مصدر):

اسمهایی در فارسی است که نشانه ی مصدر ندارد ولی حاصل معنی ومفهوم مصدر را می رساند.

مثال:داشتن- ستایش- خنده- آزادگی- توانا+یی =توانایی

دانش – دانستن           ستایش – ستودن.

مصدر جعلی:

دراصل مصدر نیست و با افزودنن (یدن) به آخر کلمه بصورت مصدر در می آید:

مثل فهمیدن –هراسیدن-(تابعیت-مضلومیت-مصدر جعلی در زبان عربی است)

{توجه اضافه کردن (یت) به آخر کلمات فارسی نادرست است مثال خوب=خوبیت}

 مفعول:

اسمی که همراه فعل متعدی می آید و کار بر آن واقع می شودو معنی جمله راتمام می کند

مانند:علی رادیدم . کتابی را خریدم

مفعول در زمان فارسی به چهار صورت است :

1 همراه (را) وآن در صورتی که مفعول شناخته شده باشد.

مثال:علی را دیدم.(یعنی آن علی مورد نظر)

2 همراه(ی)وآن وقتی است که مفعول معین نباشد

مثال: مردی دیدم       باغی خریدم  (مردی و باغی آشنا نیست)

3 با(را) و ( ی)

مثال:من کتابی را که می خرم می خوانم.

4 بدون(را) و (ی) که مفعول بیان جنس می کند.

مثال مجید داستان می خواند  محمد کتاب خریده است.

اگر نمی دانی مفعول کجای جمله است می گوییم «چه کسی را» یا«چه چیزی را»

مثال:علی نامه می نویسد –علی چه چیز را می نویسد-نامه- نامه مفعول است

مفعول همیشه در قسمت گذاره است

تفاوت گزار و گذاره:

(1)گزاردن به معنی ادا کردن – به معنی آوردن- انجام دادن و گزار به معنی امر گزاردن (بگزار) و نیز به معنی گزارنده در ترکیب یا کلمه ای دیگر است .مثال:خدمت گزار- سپاسگزار- نمازگزار – خواب گزار

(2)گزارده یعنی نهادن وچیزی را در جایی قرار دادن و گذارنده یعنی کسی که چیزی را در جایی می گذارد گذرا به معنی امر به گذاردن (بگذار) و نیز  معنی گذارنده در ترکیب یا کلمه ای دیگر است .مثال:تخم گذار- قانون گذار

 جمله پایه

 جمله ای است که همراه جمله ی مرکب می آید و غالباً منظور اصلی گوینده یا نویسنده را دربر دارد.

جمله ی پیرو :

جمله ای که در جمله ی مرکب همراه جمله ی پایه می آید و مفهومی مانند شرط – زبان- علت ونتیجه به مفهوم جمله ی پایه می افزاید و جمله ی پایه معنی آنرا کامل می کند.

اگر در جمله پیرو مفهوم شرط را برساند آنرا جمله ی شرط و جمله ی پایه ای را که همراه آن می آید جمله ی جزای شرط یا جواب شرط را می نامند.

در جمله ی پیرو برای بیان معنی که وقوع آن در آینده باشد همراه است

اگر درس بخوانی     در امتحان موفق می شوی

 جمله شرط            جزای شرط (جواب شرط)

مفهوم شخص در فعل:

در مفهوم شخص نیز وجود دارد . مفهوم شخص یعنی اینکه گوینده فعل را به خود نسبت دهد یا به مخاطب خود یا افراد دیگری . فعل را به خود نسبت دهد آنرا  اول شخص یا متکم می گویند.مثل رفتم اگر گوینده ی فعل را به مخاطب نسبت دهد دوم شخص مثل رفته ای اگر گوینده فعل را به فرد دیگری نسبت دهد سوم شخص مثل رفت

اول شخص مفرد    من    رفتم            اول شخص جمع     ما    رفتیم

دوم شخص مفرد     تو    رفتی          دوم شخص جمع     شما   رفتید

سوم شخص مفرد    او    رفت           سوم شخص جمع    آنان    رفتند

 فعل های پیشوندی :

فعل پیشوندی آن است که از یک پیشوند و از یک فعل ساده ساخته می شود:برداشتن – فروختن – وارفتن- بازداشتن

فعل های پیشوندی مرکب:که از ترکیب یک اسم ویک پیشوند ویک فعل ساخته شده است مثال:سرباز زدن- تن در دادن – سر در آوردن – تن+ در+ دادن= تن در دادن

حرفهای ربط:

حرف ربط کلمه هایی هستند که دوکلمه یا دو جمله را به هم ربط می دهند وآنها را هم نقش و هم پایه یکدیگر می سازند یا جمله ای را به جمله ای دیگر ربط می دهند و یکی را وابسته دیگری قرار می دهند:

مثال:مجید وبهروز را در خیابان دیدم . در این جمله(و) حرف ربط است و مجید وبهروز هردو مفعول است.

حرفهای ربط ساده:

اگر- اما- خواه-نه-لیکن

حرفهای ربط مرکب:

همینکه- به هر حال – هرگاه که – همان طور

  جمع مکسر:

اسمهای عربی که هیچ یک از نشانه های جمع را نداردبلکه گاهی با تغییر حرکت و گاهی با افزودن وکم کردن حرف یا حروفی بصورت جمع در می آیند و در عربی آنها جمع مکسر یعنی شکسته می نامند. زیرا صورت مفرد آنها می شکند . جمع مکسر مخصوص کلمات عربی است.

مثال:کتب – مجالس – اخلاق – وسایل – ادوار

جمع های عربی متداول در فارسی پنج گروه است:
1 جمع هایی که با (ین)پایان می پذیرد مانند:معلمین- محترمین
2 جمع هایی که با(ی)مثبت عربی پایان می پذیرد و با(ون) جمع بسته می شود مانند:انقلابی- انقلابیون
3 اسم های عربی که با (ات)جمع بسته می شود مانند:حشرات – خطرات
4 اسم هایی که بدون نشانه ی جمع و با تغییر حرکت وافزودن یا کم کردن حرف یا حروفی به صورت جمع در می آید«جمع مکسر» می گویند مانند:اصول – اعماق
بیت:

هرسطر از شعر را یک بیت می گویند،هربیت از دو مصراع یا(مصرع)تشکیل می شود.

ردیف:

کلمه یا کلمات مکرری است که در آخر هر بیت شعر می آید یا در آخر مصراع های بیت تکرار می شود.

قافیه:

حرفی یا حروفی مشترک در پایان مصراع های شعر را می گویند.

مثال:بخور تا توانی به بازوی  خویش/ که سعیت بود در ترازوی   خویش

                          قافیه     ردیف                       قافیه       ردیف

غزل :
در لغت به معنی سخن گفتن با معشوق است. در اصطلاح شعری که از پنج تا چهارده بیت هم وزن هم قافیه تشکیل شده است و دو مصراع آن دارای یک قافیه باشد.

تخلص:
در لغت به معنی رهایی جستن و در اصطلاح نام یا لقبی که برای خود انتخاب می کند و در بیت آخر شعر می آید مانند:
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج/فکر معقول بفرما گل بی خارکجاست

کنایه:
به معنی پوشیده سخن گفتن درباره امری و دریافت معنی از راه استدلال است و باعث درنگ خواننده می شود و ذهن او را برای تلاش وامیدارد.
مثال:آب در هاون کوبیدن - توپ و تشر زدن

اغراق:
سبب زیبایی وتخیلی شدن می گردد و ذهن انسان را به تکاپو وامیدارد و سبب کسب لذت می شود.
مثال:از تعجب شاخ در می آوردند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 18 آذر 1394

 نکات دستوری بخوانیم و بنویسیم پایه ی پنجم

یكی دیگر از نكات دستوری پنجم

قید و انواع آن

کلمه ای است که مفهوم فعل یا صفت یا کلمه ی دیگر را به چیزی از قبیل : زمان ، مکان ، حالت و چگونگی  مقید سازد و از ارکان اصلی جمله باشد ، مانند : هوشنگ پیوسته کار می کند ، هرگز بیکار نمی نشیند ، هر پرسش را عاقلانه جواب می دهد .   کلمات پیوسته ، هرگز و عاقلانه از قیود هستند .

ممکن ایت یک جمله دارای چند قسم از قیود باشد :  بهرام ، امروز اینجا خوب کار کرد .
" امروز " قید زمان و " اینجا " قید مکان و " خوب " قید  حالت است

ممکن است قیدی  بر سر قید دیگر افزوده شود : محمد بسیار دیر به خانه بازگشت

قید بر دو قسمت است : مختص و مشترک 
قید مختص آن است که تنها در حالت قید استعمال شود ، مانند : هرگز ، هنوز 
قید مشترک آن است که در غیر حالات قید نیز استعمال شود ، مانند : خوب ، بد و امثال آن که گاهی صفت واقع شوند  و گاهی قید : علی خوب کار می کند . محمد شاگرد خوبی است .

پاره ای از قیود مشهور از این قرار است :

1- قیود زمان : پیوسته ، همیشه ، گاه ، گاهی ، ناگاه ، ناگهان ، همواره ، دیر ، زود ، بامداد ، دوش ، پار ، پیرار ، شب ، روز ، دَردَم 
2- قیود مکان : بالا ، پایین ، فرود ، چپ ، راست ، پیش ، پس ، آنجا ، اینجا ، درون ، برون ، هرجا ، همه جا ، ایدر
3- قیود مقدار :  بیش ، کم ، بسیار ، اندک ، پاک ، سراسر ، یکسر ، بسی ، بسا ، چند ، چندان ،  فراوان
4- قیود تاکید و ایجاب یا تصدیق : حتما, البته ، لابد، لاجرم، ناچار، بی گفتگو، بی گمان ، بدرستی ، راستی را ، بی چند و چون 
5- قیود ترتیب : پیاپی ، دمادم ، نخست ، درآغاز ، درانجام ، دسته دسته ، یکان یکان ، پی ، آنگاه 
6- قیود نفی :  نه ، هیچ ؛ هرگز ، به هیچ وجه ، به هیچ رو ، اصلا ، ابدا ، مطلقا 
7- قیود وصف
 یا حالت یا کیفیت :  خندان ، شادان ، سواره ، پیاده ، لنگ لنگان ،  عاقلانه ، آشکار ، نهان ، مردوار ، بنده دار ، آسان ، دشوار ، سربسته ، نهفته , گریان, خوب
8- قیود شک و تردید : پنداری ، گویی ، گوییا ، مگر ، شاید 
9- قیود استفهام : کدام ، چند ، چه سان ، مگر ، هیچ 
10- قیود استثنا : جز ، جز که ، مگر ، الّا 
11- قیود تمنّی : کاشکی ، کاش ، ای کاش ، بو که ، آیا بود 
12- قیود تشبیه : مانا ، همانا ، چنین ، چنان

13-  قید تأسف مانند:متأسفانه نتوانستم تو راببینم.
14-  قید تعجب مانند:عجب هوای گرمی.
صفت:

واژه یا گروهی از واژه ها ست که درباره ی اسم توضیح می دهد و یکی از خصوصیات اسم را از قبیل حالت مقدار شماره و مانند آن بیان می کند. اسمی که صفت درباره ی آن توضیح می دهدموصوف نامیده می شود.

مثال: گل         زیبا

   موصوف      صفت

صفت های مرکب به شکل زیر ساخته می شود:

مثال:الف-اسم + اسم = صفت مرکب مثل:شیرزن

      ب-صفت + اسم =صفت مرکب مثل نیک مرد

 صفت فاعلی:

صفتی است که برکننده ی کار دلالت کند.

مانند:دختر  کوشا    -     حاکم ستمگر

              صفت                 صفت

اقسام صفت فاعلی:

1 بن مضارع+ نده =گیر+ نده=گیرنده

2 بن مضارع +ان =خند +ان =خندان

3بن مضارع +الف(ا) =دان+ا = دانا

4 بن ماضی و بن مضارع+ار=خرید+ار= خریدار

5 بن ماضی یا بن مضارع+گار=آموز+گار= آموزگار

6 اسم معنی و به ندرت صفت یا بن فعل + گر =کار+گر = کارگر

7اسم معنی وصفت یا بن فعل یا ساخت امر + کار = جوان تراشکار

 صفت فاعلی مرکب:

از ترکیب بن مضارع با اسم یا کلمه دیگر صفت فاعلی بدست می آید.

مثال:  دانشجو = دانش جوینده

صفت جامد:

صفتی است که از بن فعل فارسی گرفته نشده باشد.

مثال: بزرگ ـــ  سفید

صفت مشتق:

صفتی است که از بن فعل فارسی جدا شده باشد.

مثال: داننده =دان(بن مضارع) + نده ــ (ابله + انه =ابلهانه ==> ساخت صفت مشتق با پسوند«انه»)

صفت فاعلی مفعولی و لیاقت جزء صفات مشتقند.

صفت مفعولی مشتق – مثل غم آلود- خسته – دلداده

صفت مفعولی:

صفتی است که معنی مفعولیت دارد یعنی کار برآن واقع می شود معمولاً از بن ماضی+ کسره و برخی فتحه ساخته می شود.مثال:آورده – برده – گرفته

صفت نسبی:

صفتی است که به کسی یا جایی یا جاوری یا چیزی نسبت داده می شود وآن بیشتر با افزودن پسوند های(ی – ین – ینه – های بیان حرکت- گان- انه انی چیی) به آخر اسم یا صفت ساخته می شود.

مثال:( ی) تهرانی – انه سالانه چی-پستچی،انی- روحانی

ساخت صفت غیر ساده:

اسم + بن مضارع    صحرا + گرد = صحراگرد – شنو + نده = شنونده

صفت برتر:

صفت ساده + تر  مثال: خوب + تر = خوب تر

صفت برترین: صفت ساده + ترین مثال: بد+ترین = بدترین

صفت پسین – صفت پیشین

صفت پسین:

اگرصفت بعد از موصوف بیاید صفت پسین است.

مثال: مادر خوب  خط خوانا

صفت پیشین:

اگرصفت قبل از موصوف بیاید به آن صفت پیشین می گویند.

مثال:  بلند کوه     نیک مرد

صفت لیاقت:

صفتی که شایستگی و قابلیت موصوف را می رساند وآن با افزودن (ی) به آخر مصدر ساخته می شود.

خوردن+ی-خوردنی

صفت شمارشی ترتیبی :

که ترتیب موصوف را می رساند. به آخر صفت شمارشی ضمه ای می افزایند و پس از آن لفظ «م» یا«مین» می آید مثال:پنج+ضمه+م=پنجم         

پنج+ضمه+مین=پنجمین






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 18 آذر 1394


1 – مطالعه
ی عمیق توأم با یادگیری صحیح مطلب در همان بار اول: دانشآموزان مطالبی را که اولین بار در سر کلاس درس یا کتابها یاد گرفتهاند - خواه با برداشت درست یا غلط - با همان برداشت، مطالب را در ذهن میسپارند و متأسفانه دیده شده که اصلاح یا حذف مطالب که به اشتباه در ذهن سپردهایم، بسیار کار سختی است. همین درک نادرست از مطالب شما را دچار سردرگمی میکند. بنابراین در گامهای اول یادگیری لازم است که پس از مطالعهی عمیق مباحث یا خلاصه نویسی مباحث کلاسی، برای زدودن اشتباهات احتمالی در یادگیری مطالب آن درس، بلافاصله پس از کلاس، یادداشتها را مرور کنیم و مطالب نادرست را اصلاح کنیم.

2 – برای درک بهتر، اطلاعات مهم مطالب درسی را خلاصهنویسی کنیم: در یک پژوهش از دانشآموزان خواستند تا به یک مطلب گوش دهند و آن را خلاصه کنند. یک هفته بعد از آنها خواستند که هر چه را دربارهی آن مطلب به یاد میآورند، بنویسند. معلوم شد که احتمال به یاد ماندن اطلاعات مهم خلاصهنویسی شده، 6 برابر مطلب خلاصهنویسی نشده است.

اگر میخواهید احتمال ماندن مطالب مهم در خاطرتان بیشتر باشد، از آن یادداشت بردارید و این به معنای یادداشت همهی مطالب نیست، در غیر این صورت نتیجه آن خواهد شد که انبوهی یادداشت، شامل اندکی اطلاعات مهم در کنار مقدار بسیار زیادی نکات مهم دست دوم حاصل آید.

3 – یادداشتهای کارا بردارید: یکی از راهکارهای کارا کردن یادداشتها به هنگام ثبت اقلام مهم کلمات، عدم به کارگیری کلمات اضافی است. در خلاصهنویسی هر قدر اطلاعاتی با کلمات کمتر و عبارتهای کوتاهتر نقل شود، کارآیی بالاتر است. بنابراین هنگامی که اطلاعات نسبتاً زیادی را در چند کلمه خلاصه میکنیم، یادداشتهای شما کارا هستند. در یادداشتها باید هدفتان این باشد که حتیالامکان مطالب از درس استاد، کتاب و جزوه را در جملههای کوتاه و مفید بگنجانید، این سبب میشود که توجه شما صرفاً به اطلاعات مهم متمرکز شود.

4 – از اطلاعات خود دربارهی ساختار و سازمانبندی مطالب بهره ببرید: دانشآموزانی که سازمانبندی مطالب به آنها یاد داده شده است یا قادر به بازسازی ساختار مطلب بودهاند و یا از آنها خواسته شده که مطلب را در ساختاری دیگر تنظیم کنند، نسبت به دانشآموزان دیگر در به یاد آوردن اطلاعات برتری دارند. هر چند اغلب دانشآموزان از ابزارهایی که این ساختار را میسازند، نظیر بندهای مهم مربوط به عنوان کردن مطالب، جملههای اصلی، عنوانهای تقسیمکنندهی مطلب در درون فصلها و نتیجهگیری پایانی، آگاهی ندارند و همهی اینها به مشخص کردن نکات مهم متن کمک میکند. بنابراین برای آنکه مطمئن شوید، مهمترین اطلاعات را ثبت کردهاید، باید به این گونه عناصر ساختاری توجه خاص بکنید.اینها مثل علائم راهاند که مسیر درست را نشان میدهند. جملههای دارای اهمیت ساختاری زیاد در تعیین ساختار و معنای قطعهای از متن نقش اساسی دارند.
 
این گونه جمله
ها معمولاً احکام کلی نظیر جملههای اصلی، اندیشههای اصلی، نتیجهگیریها است. اما جملههای دارای اهمیت ساختاری کم را میتوان بیآنکه به اندیشهی اصلی و معنای آن قطعه لطمهای وارد شود، حذف کرد. این جملهها معمولاً مثالها، دلایل و شواهد مربوط به جملههای کلیتری هستند که دارای اهمیت ساختاری کمتری هستند. پژوهشها نشان داده است که هر چه اهمیت ساختاری جملهای بیشتر باشد، به یاد ماندن اطلاعات موجود در آن بیشتر است. 

لذا باید از این گونه جمله
ها یعنی از جملههایی که کلیترین و محوریترین اطلاعات را در بر دارند، یادداشت بردارید و به جملههایی که از لحاظ اهمیت ساختاری، ضعیف و حاوی اطلاعات جزئیترند، توجه چندان نکنید. برای داشتن یادداشتهای کارا باید ذهن خود را بر اطلاعات همچون ابزارهای ساختاری نظیر بندهای مربوط به مقدمهچینی (بندهایی که خواننده را برای ورود به مطلب آماده میکنند)، جملههای اصلی، عنوان بخشها و خلاصههای پایانی که راهنمایی هستند برای تشخیص اطلاعات کلیدی که در ساختار مطلب نقشی مهم دارند، متمرکز کنیم. این اطلاعات یادگیری شما را تقویت میکند.

در خلاصهنویسی ابتدا باید کلیات موضوع مورد توجه گیرد و موضوعات به صورت نمودار درختی رسم شود، سپس به جزئیات پرداخته شود. در خلاصهنویسی باید دقت کرد که معمولاً ایده و نکتهی اصلی در دو جملهی اول پاراگراف بیان شود و بقیهی پاراگراف شامل توضیحات این مطلب باشد اما این بدان معنی نیست که بقیهی متن مهم نیست بلکه در ادامهی متن باید به کلمات کلیدی مانند: «نخستین»، «مهمترین عامل»، «بیشترین تأثیر»، «نکتهی اساسی»، «در نتیجه» و وجودی بودن یا نبودن افعال توجه کرد. بهتر است در خلاصهنویسی به جای نوشتن برخی عبارات از علامتهای اختصاری که برای شما قابل فهم باشد، بهره ببرید، مثل علامت ↑ به جای نوشتن کلمهی افزایش و علامت ↓ به جای نوشتن کلمهی کاهش.از آنجا که مطالب خلاصهنویسی شده به صورت یک منبع درسی استفاده میشوند، در خلاصهنویسی مطالب سعی کنید مطالب را تمیز و جذاب بنویسید.


ارتباط بین مفاهیم را با فلش نشان دهید و طرز ارتباط موضوعات اصلی و فرعی را به کمک نمودار درختی نمایش دهید تا به درک بهتر مطالب کمک کند. در هنگام مطالعه
ی مباحث درسی ابتدا به کشیدن خط در زیر مطالب اصلی، مهم و با اهمیت بپردازید و سپس خلاصهنویسی کنید زیرا انجام دو فعالیت مجزا، یادگیری و خلاصهنویسی در یک زمان واحد، باعث ایجاد اخلال و عدم تمرکز در انجام هر دو عمل میشود. خلاصهنویسی شما چنانچه شامل خلاصهی مباحث درسی، نکات مهم در کتاب درسی و جزوات یا تستهای غلط و نزدهی شما در آزمونها و مجموعههای تستباشد، دارای ارزش درسی بالا است و الزاماً نباید فقط از داخل کتاب یا جزوهی شما جمع
آوری شود.

نکتهی قابل توجه

آنکه هنگام مطالعهی مطالب خلاصهنویسی شده که حاوی خطوط اصلی و پیامدهای مهم است، پی به کم اهمیتی مطالبی ببریم که در زمان خلاصهنویسی مهم جلوه کردهاند و یا به علت گذشت زمان و مرور مطلب، اهمیت اولیه را ندارند. لذا این نکات را حذف کنید. در خلاصهنویسی به انتخاب سبکی مناسب با متن خلاصه شده، رعایت یکنواختی افعال از لحاظ زمان، توجه به حجم مطالب و عدم تصرف در پیامها و محتوای متن اصلی، توجه کنید. در مورد درسهای فرمولی و قاعدهدار مانند درسهای شاخهی ریاضیات، فیزیک، شیمی، منطق، گرامر انگلیسی، قواعد عربی، دستور زبان فارسی و آیین نگارش، اقتصاد و آرایههای ادبی، خلاصهی این درسها از طریق یادداشت فرمولها و قواعد، رسم نمودارهای لازم و طبقهبندی دقیق اجزای هر مبحث فراهم میآید و لازم است جهت تسلط و یادآوری در مرور مباحث خلاصهنویسی شده، برای هر مورد مثالی آورده شود

ضمناً چون اغلب قواعد، گاهی به وسیلهی موارد استثنایی و تبصرهها نقض میشود، این نکات خلاف قاعده نیز باید یادداشت و آموخته شود. در واقع اهمیت استثناها از قواعد خیلی بیشتر است و عموماً، سؤالات مهم و اساسی کنکور از میان این مطالب استخراج میشود. در درسهای همگروه ریاضیات، توجه به این نکته ضروری است که توانایی حل مسائل با توانایی تستزنی خیلی تفاوت دارد و مورد دوم، بسیار دشوارتر و مستلزم تمرین و تکرار فراوان است. در خلاصهنویسی درسهای تشریحی و حفظکردنی از قبیل معارف، تاریخ، جغرافیا، تاریخ ادبیات، جامعه شناسی، علوم اجتماعی، روانشناسی، فلسفه، زیستشناسی، زمین شناسی، ادبیات و شیمی (بخشهای تعریفی و تشریحی) میباید کل هر فصل یا گفتار را بخوانید و مطالب اساسی و مهم را به شکلی برجسته مشخص سازید. آنگاه نکات مشخص شده را در یک دفتر جداگانه یادداشت کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 18 آذر 1394
برای دیدن مطلب لینک زیر را کلیک کنید







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 آذر 1394
برای دیدن مطلب لینک زیر را کلیک کنید.
  





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 آذر 1394

برای دانستنیهای بیشتر در مورد درس 5 علوم ( حرکت بدن) آدرسهای زیر را کلیک کنید



حرکت و ورزش 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 آذر 1394


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی