قارانلئقلاردا پارئلتئ
نادانسته هایمان به اندازه کل دنیا و آنچه می دانیم مشتی خاک است.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله:
اطلبو العلم من المهد الی اللحد.
زگهواره تا گور دانش بجوی.

«اطلبوا العلم و لو بالصین و هو علم‌ معرفة النفس‌ و منه‌ معرفة الرّب‌»؛
دانش را بیاموزید و لو در چین . این دانش معرفت نفس است که از او معرفت خداوند حاصل می شود.

طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة»

كسب علم و دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.

مدیر وبلاگ :جواد زارع
نویسندگان

1. کودکان از طریق بازی یاد می گیرند

ارزش بازی های کودکانه را دست کم نگیرید چون:

کودکان از طریق بازی مهارت های شناختی خود را گسترش می دهند مانند حل مساله یا مهارت های ریاضی وقتی وانمود می کنند که صاحب یک فروشگاه مواد غذایی هستند.

کودکان از طریق بازی توانایی های فیزیکی خود را تقویت می کنند مانند حفظ تعادل بدن.
کودکان از طریق بازی واژگان جدید یاد می گیرند.

کودکان از طریق بازی مهارت های اجتماعی را خود تقویت می کنند مثل وقتی که بازی دزد و پلیس را انجام می دهند.
 
2.
بازی یک عادت سالم است
بازی به کودکان کمک می کند تا بدنی قوی و سالم داشته باشند و بهتر رشد کنند. علاوه بر این کودکانی که بیشتر بازی می کنند کمتر دچار چاقی و اضافه وزن می شوند.  

 
 3. بازی استرس را کاهش می دهد

بازی به کودکان کمک می کند تا رشد عاطفی بهتری داشته باشند. بازی برای کودک کاری لذت بخش بوده یک خروجی ایده آل برای اضطراب و استرس او فراهم می کند.

4.
برای کودک فرصت بازی کردن را فراهم کنید
به عنوان پدر و مادر، شما بزرگترین حامی کودکان در یادگیری هستند. بنابراین شما باید مطمئن شوید که کودک بیشتر ساعات روز را به بازی می پردازد تا مهارت های شناختی، زبانی، فیزیکی، اجتماعی و عاطفی اش رشد پیدا کند.

5.
بازی و یادگیری دست در دست هم هستند
بازی و یادگیری فعالیت هایی جداگانه نیستند، بلکه در هم تنیده اند. درواقع بازی آزمایشگاه کودک است که با آن دنیا را محک می زند.

6.
بیرون خانه بازی کنید
خاطرات خود را از زمان هایی که توی حیاط یا پارک و طبیعت و... بازی می کردید با یاد می آورید؟ چطور اطراف خانه را کشف می کردید، با هم سن و سالان تان خاک بازی می کردید و...، خب حالا زمانش رسیده که این خاطرات را برای کودک تان هم بسازید.
 
7.
به غریزه بازی کودک اطمینان کنید
همیشه سعی نکنید که برای بازی کودک قانون خاصی بتراشید یا نظم و ساختار خاصی به آن بدهید. فقط کافی است زمان مناسب را برایش فراهم کرده و بگذارید خودش بازی را شروع کند. مطمئن باشید غریزه اش او را به درستی در مسیر بازی پیش می برد
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


 اگر دوست دارید به کودکتان کمک کنید تا زودتر آرام شود باید دلایل گریه‌ها و بهانه‌های کودک را بشناسید. بیشتر کودکان نگرانی و اضطرابشان را با گریه نشان می‌دهند و به یکی از دلایل زیر گریه می‌کنند.

ـ ترس: تاریکی، حشرات، حیوانات و تخیلات ترسناک.‏

ـ اضطراب: ترس از جدایی و تنها ماندن یکی از دلایل اضطراب و نگرانی‌های مهم کودکان است. ‏

ـ ناکامی و ناامیدی: ناتوانی در انجام دادن کارها و مدیریت خواسته‌ها.‏
ـ‌ جلب توجه: وقتی کودک به توجه و حمایت خاص پدر و مادر برای بازی یا درس خواندن نیاز دارد. ‏
ـ درد و صدمه: واکنش طبیعی در برابر آسیب‌های جسمی و روحی.‏
علاوه بر این کودک ممکن است گرسنه یا بیش از حد خسته باشد، بدخوابی و بیماری و فشارهای جسمی می‌توانند باعث بهانه گیری و گریه کودک بشوند و یا ممکن است کودک بخواهد به این شیوه استقلال و خودمحوریش را اثبات کند.‏

ناله و زاری کردن
ـ‌ اگر کودکتان شیون و زاری به راه می‌اندازد توجه و تلاش شما برای آرام کردنش کاملا بی فایده است مگر اینکه او از شدت گریه و زاریش کم کند و آنوقت شما می‌توانید با مهربانی و جملات مثبت آرامش کنید. ‏
ـ اگر کودک هنوز نمی‌تواند خوب حرف بزند باید حواس کودک را به موضوعات جالب تری پرت کنید. این بهترین راهی است که کودک را آرام می‌کند. ‏
ـ‌ همیشه پدر و مادرها وسوسه می‌شوند تا برای آرام شدن کودک در برابر خواسته‌های نامعقولش تسلیم شوند. این بدترین شیوه رفتاری در برابر کودک است. ‏

واکنش‌های درست چیست؟
ـ به کودک پاداش ندهید. نباید تسلیم گریه‌های کودک بشوید و خواسته‌های نادرستش را برآورده کنید. این روش فقط به او یاد می‌دهد تا با این شیوه کارهایش را پیش ببرد. ‏
ـ گریه‌های کودک را در یکی از این دسته بندی‌ها قرار دهید و متناسب با آن رفتار کنید: گرسنگی، خستگی و بی حوصلگی. ‏
ـ وقتی کودک خوشرو و خوش خلق است به کودک توجه بیشتری کنید و خواسته‌های درست و مناسبش را برآورده کنید. ‏
ـ به خواسته‌های منطقی کودک سریع توجه کنید و اجازه ندهید کودکتان بخاطر انتظار کشیدن گریه و زاری کند. ‏
ـ کودک را با فعالیت‌ها و بازی‌های مناسب سرگرم کنید.‏
ـ اگر به کودک قولی داده‌اید آن را عملی کنید. مثلاً بگویید «اگه کمی صبر کنی برات شیرینی میارم» «کارم که تموم شه باهم نقاشی می‌کنیم». ‏
ـ به کودک توضیح بدهید که چرا همه خواسته‌هایش را برآورده نمی‌کنید «الان نمی‌تونی شیرینی بخوری چون باید نهار بخوری»، «الان وقت تماشای کارتون نیست چون باید بخوابی و فردا صبح زود بری مهد کودک». ‏
ـ وقتی کودک می‌گوید: «من می‌خوام...» اغلب نشان‌دهنده نیاز او به توجه شما است. کمی کودک را به آغوش بگیرید، کنارش بنشینید، برایش کتاب بخوانید و باهم حرف بزنید. همین توجه‌های کوچک برای آرام شدن کودک کافی است تا دیگر به دنبال بهانه گیری و گریه و زاری نباشد. ‏

چرا کودکم به هر بهانه کوچکی گریه می‌کند؟
«
کودک سه ساله من خیلی راحت و بخاطر موضوعات کوچک و بی‌اهمیت گریه می‌کند به همین دلیل همه او را بچه‌ای نق نقو می‌شناسند و حتی اگر دلیلی هم برای گریه‌هایش داشته باشد کسی به آن اهمیت نمی‌دهد. چطور می‌توانم این عادت را تغییر بدهم؟»

درباره‌اش فکر کنید
وقتی کودکتان یک نوزاد بود با گریه‌هایش توجه و محبت شما را جلب می‌کرد. او هنوز یاد نگرفته است که به چه شیوه‌های عاقلانه و بهتری می‌تواند این توجه را از اطرافیانش بخواهد. به کودک کمک کنید تا خواسته‌هایش را با شیوه‌های مناسب دیگر بیان کند. ‏

دستور ندهید
نگویید: «دیگه گریه نکن» چون کودک دستورتان را اجرا نمی‌کند و وقتی باتحکم و عصبانیت شما روبه‌رو می‌شود بیشتر و بلندتر گریه می‌کند. از او بپرسید «چی می‌خوای؟»‌، «چرا گریه می‌کنی؟»، «به من بگو چی شده». همین که جملات شما مثبت، مهربانانه و تسکین دهنده باشند کودکتان گریه را فراموش می‌کند. ‏

به کودک کمک کنید تا احساساتش را بشناسد
«
تو خیلی ناراحت و عصبی هستی اونم فقط برای یه بیسکویت کوچولو» یا «من می‌دونم که این گریه‌ها برای رفتن به پارکه...» گاهی گریه، تلاش برای فهم علت ناکامی‌هاست. کودک ممکن است خودش هم نداند چرا گریه می‌کند. آگاهی از احساسات به او کمک می‌کند تا خودش را آرام کند و از مرز عصبانیت و احساس غم بگذرد. ‏

پاسخ ندهید
اگر گریه کودک برای رسیدن به خواسته‌های نامعقول است مثلاً برای خریدن بستنی بیشتر یا لجبازی‌های دیگر کودکانه است نباید به آن توجه کنید. بدون نگرانی از کودکتان فاصله بگیرید و به گریه‌هایش توجهی نکنید. ‏

آیا دلیلی وجود دارد؟
اگر گریه‌های کودک به دلیل خواب، بیماری، خستگی و... است تنها راه درست برای آرام کردن او، فراهم کردن نیازهای کودک است. اگر همیشه مطابق با برنامه‌های روزانه پیش بروید بهانه گیری و گریه‌های بی وقفه کودک را متوقف می‌کنید. ‏

مرحله‌ای برای تغییر
رشد پله‌ای کودکان تغییرات روحی متفاوتی در آنها ایجاد می‌کند نیاز به توجه، تغییر رفتار، نیاز به استقلال‌طلبی در هر مرحله‌ای از رشد کودکان، ممکن است همراه با کمی بی‌تابی، بهانه‌گیری و گریه‌های ناگهانی باشد. در گذر از هر مرحله رشد همراه کودکتان باشید. ‏

سخت‌گیری نکنید
اگر احساس می‌کنید کودکتان روحیه حساسی دارد اصول تربیتی سخت‌گیرانه را کنار بگذارید. برای این دسته از کودکان تن صدای معمولی برای فهماندن یک موضوع کافی است و نیازی نیست صدایتان

را بلند کنید. چند تذکر ساده برای کودک شما کافی است. او نیازی به هیچ سطحی از خشونت و تهدید ندارد. ‏

  صورت شاد، صورت غمگین
10
کارت با چهره آدمهای شاد و با رنگ‌های صورتی، زرد و نارنجی بسازید و 10 کارت با چهره‌های غمگین و رنگ‌های آبی و سفید بسازید.
هربار که کودکتان گریه می‌کند یکی از این 10 کارت را نشانش بدهید و هر وقت که خوشحال و خندان است از کارت‌های آدمهای شاد استفاده کنید. کودک شما به همین روش ساده توجه می‌کند و تحت تاثیر قرار می‌گیرد. می‌توانید نمایش بازی کنید و برای هر کارت یک شخصیت نیز در نظر بگیرید. ‏

با کودک همیشه عزادار چه کنید؟
«
کودک نه ساله من همیشه در حال گریه است. هر بار به بهانه اینکه معلم دعوایش می‌کند، دوستانش اذیتش کرده‌اند و یا به هر بهانه دیگری شروع به داد و دعوا و گریه و زاری می‌کند. وقتی خیلی بچه‌تر بود این مسأله باعث نگرانیم نبود چون به نظرم طبیعی بود یک بچه نوپا برای ابراز ناراحتی‌اش گریه کند اما حالا کودکم به مدرسه می‌رود و نگرانیم از این است که دیگران او را یک بچه نق نقو وگریه کن بشناسند
15
تا 20 درصد کودکان شرایطی مشابه این کودک را دارند و به راحتی گریه می‌کنند. این کودکان از همان دوران تولد این حساسیت و وابستگی را نشان می‌دهند. شما نمی‌توانید کودکتان را تغییر بدهید. نمی‌توانید از کودک بخواهید واکنش‌های احساسی که او آن را با گریه نشان می‌دهد تغییر بدهد و یا مجبورش کنید تا گریه نکند. اما این نگرانی کاملاً قابل درک است که واکنش گریه در هر موقعیتی در مدرسه و در اجتماع برای خودش مشکل فراهم می‌کند. ‏
‏ شما باید بفهمید علت این گریه‌ها چیست و می‌توانید به او کمک کنید تا احساساتش را درست مدیریت کند تا اشک‌هایش را کنترل کند. ‏

چرا این اتفاق می‌افتد؟
اگر کودکتان همیشه در حال گریه است ممکن است بیمار یا مضطرب باشد. خستگی بیش از اندازه در کودکان می‌تواند بهانه گریه باشد.
همینطور گرسنگی، زیاد درس خواندن، کم خوابی و بی‌تحرکی و ورزش نکردن می‌توانند کودک را حساس کنند. کودکی که ورزش می‌کند، به اندازه کافی می‌خوابد و بیش از اندازه خودش را خسته نمی‌کند، معمولاً انرژی کافی برای کنترل احساساتش را دارد. ‏
جابجایی و نقل مکان خانه، مشکلات اقتصادی خانواده، مرگ عزیزان و اختلافات خانوادگی نیز کودک را حساس می‌کنند. اختلالات هورمونی در این سنین نمی‌توانند دلیل حساسیت کودک باشند زیرا به طور طبیعی هورمون‌های جنسی در این سنین فعال نیستند. ‏
با این حال باید در نظر بگیرید بعضی از کودکان به شدت احساساتی هستند و آنها را ابراز می‌کنند. هر وقت احساس خشم، افسردگی، ناامیدی، یاس و تنهایی کنند ممکن است بدون اینکه هیچ کدام از مشکلات گفته شده را داشته باشند یکهو شروع به گریه و زاری کنند. ‏

چه کنید؟
همدردی کنید. خیلی راحت به او بگویید احساساتش را درک می‌کنید: «من خوب می‌فهمم که تو خیلی ناراحتی بخاطر کاری که خواهرت کرد خیلی عصبی شدی». به او راه را نشان بدهید و بگویید چه کارهایی می‌تواند به جز گریه کردن انجام بدهد تا ناراحتی اش را ابراز کند. یادش بدهید که مثلا قبل از اینکه بغضش بترکد تا 10 بشمارد.
نفس عمیق بکشد و یک لیوان آب خیلی خنک بنوشد. یادش بدهید تا هر زمان ناراحت شد خودش را با کاری مشغول و سرگرم کند و اشک‌هایش را کنترل کند. ‏
هرگز کودک را بخاطر گریه کردن سرزنش نکنید. نگویید «مرد‌ها گریه نمی‌کنند» «باز هم مثل بچه‌ها زدی زیر گریه» «تو بزرگتر از اونی که اینطوری گریه کنی». هیچ وقت با انتقادهایتان درد جدیدی برای کودکتان فراهم نکنید و باعث گریه بیشتر او نشوید. همین احساس درک نشدن می‌تواند ناراحتی کودک را چندین برابر کند. ‏
یادتان باشد که گریستن یک واکنش احساسی طبیعی است. خیلی از انسان‌های بالغ و کامل نیز به راحتی اشک می‌ریزند. اما اگر احساس می‌کنید گریه‌های کودکتان همراه با افسردگی، ناامیدی و اضطراب است باید برای درمان از مشاورها و رفتاردرمانگرها کمک بگیرید. ‏

نکته‌های بیشتر!
مردها هم گریه می‌کنند و افسرده می‌شوند
این تصور سنتی را کنار بگذارید و اجازه بدهید پسر کوچکتان گریه کند. شاید مردها بتوانند احساساتشان را بهتر از زن‌ها مدیریت کنند اما این اصلا به این معنا نیست که آنها نباید گریه کنند. پس تابوهای پوسیده را کنار بگذارید و اشک‌های پسر 10 ساله‌تان را طبیعی بدانید. ‏

اشتباهات اجتناب ناپذیرند
تحقیقات نشان می‌دهند کودکانی که در 2 سالگی بخاطر اشتباهات ناشیانه به شدت تنبیه شده‌اند و مورد انتقاد پدر و مادر قرار گرفته‌اند در سال‌های بعد نیز همیشه احساس خطاکار بودن را درخود دارند. از اشتباهات ساده کودک بگذرید و اگر ریشه گریه‌های کودک را در دو سالگی‌اش یافته‌اید با او حرف بزنید و حتی بخاطر آن از فرزندتان عذرخواهی کنید
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394

بیش از ۴۰ درصد از کودکانی که به کودکستان می روند پوسیدگی دندان دارند. پوسیدگی دندان نسبت به بیماری های دیگر مثل آسم در بچه های امروز ۵ برابر و نسبت به زکام بهاره ۷ برابر شایع تر است. بنابراین سعی کنید تا بهترین کار را برای فرزندان خود انجام دهید. اولین گام در راه مبارزه با پوسیدگی دندان تمرین کردن و آموزش دادن عادتهای خوب مسواک زدن است.


چرا مراقبت از دندان ها از زمان نوزادی مهم است
دندان های نوزادی نقش یک راهنما را برای دندان های دائمی بزرگسالی ایفا می کنند. اگر آنها زودتر از موعد مقرر در اثر پوسیدگی بیافتند دندان های بزرگسالی ممکن است فضای کافی برای رشد بهتر را نداشته باشند. مراقبت های ضعیف از دندان های نوزادی همچنین ممکن است باعث بروز مشکلاتی چون عفونت- درد و مشکلات گفتاری نیز شود.

بیشتر پزشکان به والدین توصیه می کنند تا نوزادان خود را در اولین سال از تولد نوزاد یا زودتر چنانچه دندان های او قبل از یکسالگی سر بزند نزد دندان پزشک برده و معاینه کنند. توصیه مهم این است به محض مشاهده سر زدن دندان یا دندان های نوزاد آنها را هر روز با استفاده از یک مسواک سر کوچک و نرم (مسواک مخصوص نوزادان) و آب دو بار در روز ترجیحا بعد از صبحانه و قبل از خواب تمیز کرده و خورده های غذا و باکتریها را از دندانها خارج کنید. به خاطر داشته باشید در این زمان نباید از خمیر دندان استفاده کنید


آموزش مسواک زدن به کودکان را چگونه و از کی آغاز کنیم؟
هنگامیکه کودک به سن ۲ یا ۳ سالگی می رسد زمان آن فرا رسیده است تا نحوه مسواک زدن و مراقبت از دندانها را به او بیاموزید. هرچند آموزش های اولیه تکنیکهای بهداشت دهان و عادت های آن در دوران نوپایی آغاز می شود اما این آموزشها و مراحل آن تاثیر بسیار خوبی در دوران نوجوانی و جوانی کودک دارد. حتی قبل از اینکه دندان های اولیه کودک سر بزند والدین باید عادات خوب بهداشت دهان و دندان را در منزل تمرین کنند. قبل از آنکه دندان های اولیه و موقت نوزاد سر بزند تمیز کردن لثه ها و مراقبت از آنها بسیار مهم است. بهتر است لثه نوزاد را  با یک دستمال نرم یا گاز استریل و آب پس از هر بار شیر خوردن پاک کنید .مزیت دیگر این کار در این است که ممکن است در اثر فشار و مالش ملایمی که به لثه های او وارد می شود تا اندازه ای درد هنگام سر زدن دندان ها کاهش پیدا کند.

آموزش مسواک زدن دندان کودک نوپا ممکن است چند سالی را به خود اختصاص دهد بنابراین باید اینکار را تا زمانیکه او ۶ یا ۷ ساله می شود با جدیت ادامه داده و حتی در این زمان مسواک زدن و عادات او را حتی زمانیکه خودش مسواک را به دست می گیرد تا قبل از ۶ یا ۷ سالگی تحت نظر قرار دهید.                            

راههای آموزش مسواک زدن به کودکان نوپا
تا زمانیکه کودک ۲ یا ۳ ساله است بهترین کار این است که والدین دندان های او را خودشان مسواک بزنند تا زمانیکه سطح هماهنگی و توجه به جزئیات  موردنیاز برای مراقبت بهتر از دهان و دندان در کودک بالا برود در حدود تولد ۲ یا ۳ سالگی کودک سعی کنید تا کم کم مسواک زدن را به او بیاموزید. برای این کار ابتدا خودتان مسواک زدن دندان های او را امتحان کنید سپس کاری را که انجام داده اید مجدد برای او تکرار کنید

ساده ترین راه برای مسواک کردن دندان های کودک این است که او را در بغل خود نشانده و سر کودک را روی آرنج دست به شکل خم شده نگه دارید. یک مسواک سر کوچک و نرم مو نایلونی که با توجه به سن کودک برای او مناسب است انتخاب کنید سپس به آرامی مسواک را داخل دهان او کرده به سرعت دندان های کوچک او را بشوئید.

در طول روز ۲ مرتبه این کار را انجام دهید. یکبار در روز بعد از خوردن صبحانه و در هنگام بعد از ظهر پس از خوردن آخرین نوشیدنی. کودک ممکن است مسواک را بجود یا اینکه به سمت آن چنگ بزند. اجازه دهید تا او به این کار خود ادامه دهد اما در نهایت به آرامی سر اور به سمت عقب خم کرده و مسواک بزنید

بهتر است در هنگام مسواک زدن مثل زمانیکه می خواهید به او غذا بدهید با کودک بازی کنید. سعی نکنید به زور دهان کودک را باز کنید. به او فرصت دهید تا عمل مسواک زدن را دوست داشته باشد. تعدادی هدیه و چیزهای تشویقی آماده کنید و زمانیکه او اجازه داد شما دندان هایش را مسواک بزنید آنها را به کودک بدهید

خمیر دندان را به اندازه ای روی مسواک بریزید که تنها سه چهارم از آن را بپوشاند. میزان فلوراید داخل خمیردندان کودکان نسبت به بزرگسالان کمتر است. بنابراین از خمیردندان مخصوص کودکان استفاده کنید. استفاده از خمیردندان به مقدار زیاد منجر به ایجاد لک در دندانها می شود. بنابراین به کودک نوپای خود بیاموزید تا باقی مانده خمیردندان را از دهانش با آب دهان به بیرون تف کند. او نیازی ندارد برای خارج کردن باقی مانده خمیردندان دهانش را از آب پر کند



مسواک زدن کل سطح دندان کودک نوپای خود را به تدریج آغاز کنید. سپس کم کم کل سطوح دندان ها را با مسواک پوشش دهید زمانیکه مشغول مسواک کردن دندان های او هستید با او صحبت کنید و برایش مراحل مسواک زدن و کارهایی که انجام می دهید را توضیح دهید. تا سن ۷ سالگی به همین روش ادامه دهید و در مسواک زدن دندانها به او کمک کنید اما در این رده سنی سعی کنید مسئولیت مسواک زدن را بر عهده خودش بگذارید    

پشت سر کودک خود روی زمین بنشینید و از او بخواهید دراز کشیده و سرش را در دامان شما بگذارد به این ترتیب شما می توانید تمام دندان های او را ببینید و به راحتی به دندان های بالا و پایین او تسلط پیدا کنید. زمانیکه سرش را چرخاند یا به اصطلاح لول خورد مسواک را در دهانش در همان مسیر حرکت دهید.

به خاطر داشته باشید وضعیت خوب مسواک زدن باعث می شود تا کودک شما به این کارعلاقه نشان داده و این کار را تقلید کند پس سعی کنید زمانیکه مسواک می زنید کودک مسواک زدن شما را ببیند بعضی از کارشناسان به والدین پیشنهاد می کنند که همراه با کودک خود آنها نیز مسواک بزنند و بهتر است به هنگام مسواک زدن به یکی از آهنگهای کودکانه و مورد علاقه او نیز گوش فرا دهند  

زمانیکه کودک شما بزرگتر می شود اجازه دهید تا خودش مسواکش را انتخاب کند و همان رنگی را که می پسندد بردارد. این کار به افزایش علاقه و انگیزه او در مسواک کردن کمک می کند
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394

شما می‌توانید با كمك برخی تكنیك‌ها برای بالاتر بردنش تلاش كنید و فرزندی با هوش اجتماعی بالا را پرورش دهید.

 

با احساساتش آشتی‌اش دهید

اولین قدم برای بالا بردن هوش هیجانی را باید در خانه‌تان‌ بردارید. ارتباط شما و همسرتان با فرزند خود می‌تواند در بالا رفتن هوش هیجانی او تاثیرگذار باشد. برای شروع باید به فرزندتان برای شناخت احساساتش كمك كنید. او باید بداند كه در هر لحظه چه حسی را تجربه می‌كند و از روبه‌رو شدن با عواطفش نترسد. او باید بتواند میان خشم و دلتنگی تمایز قائل شود و دیگر احساسات و هیجاناتش را از هم تمایز دهد. چنین فردی خوب می‌داند كه چطور می‌شود بر دیگران تاثیر گذاشت و از آنجا كه خودش را خوب می‌شناسد، به بهترین شكل هم خود را به دیگران می‌شناساند و ارتباطی موثر با پیرامونش برقرار می‌كند.

 

او را به خودش بشناسانید

اگر می‌خواهید هوش اجتماعی فرزندتان بیشتر شود، به او برای شناخت خودش كمك كنید. اگر به فرزندتان برای شناخت نقات قوت و ضعفش كمك كنید خدمت بزرگی به او كرده اید. فردی كه توانایی‌هایش را می‌شناسد و با آگاهی از كاستی‌هایش برای كم كردن آنها تلاش می‌كند، هوش هیجانی بالایی دارد.

 

بگویید خودش را كنترل كند

به فرزندتان مهارت‌های اجتماعی آموزش دهید. به او یاد دهید كه از پس كنترل خشمش بر بیاید، قدرت همدلی با دیگران را پیدا كند، آدم‌ها را با تفاوت‌های‌شان از هم متمایز كند و با شباهت‌های‌شان به هم پیوند دهد. به فرزندتان كمك كنید تا با دیگران صمیمی شود، آداب اجتماعی را بشناسد و توانایی تصمیم‌گیری‌اش را تقویت كنید.

 

نه گفتن را آموزش دهید

به كودك‌تان یاد دهید كه به تصمیم‌ها و حتی دستورهای نادرست نه بگوید. اگر فرزند شما ارزش‌های درونی شده‌ای داشته باشد و به اصولی پایبند باشد، بهتر می‌تواند در چنین شرایطی مقاومت كند و گفته‌های دیگران را با اصولی كه باور دارد، تطبیق دهد. مراقب باشید در این مورد میان حرف و عمل شما تفاوتی نباشد. اگر اصلی را به فرزندتان آموزش دهید و خودتان خلافش عمل كنید، همه رشته‌های‌تان پنبه می‌شود. گذشته از این، هرگز كودك‌تان را مجبور نكنید كه به خاطر علاقه یا احترامش نسبت به شما، خلاف باورهایش تصمیم بگیرد. او باید بتواند به آنچه كه به آن باور ندارد نه بگوید، حتی اگر مخاطبش شما باشید.

 

راه‌های تازه را نشانش دهید

مهارت حل مسئله از توانایی‌هایی است كه صاحبان هوش هیجانی بالا آن را در خود پرورش می‌دهند. اگر فرزند شما بتواند توانایی خطرها و تهدیدهای پیش رویش را ببیند و در مقابل با نگرش و رفتاری مثبت برای حل مسائل پیش رویش تلاش كند، می‌توانید به بیشتر شدن هوش هیجانی‌اش امیدوار باشید. فرزند شما باید بتواند با وجود چالش‌ها و سختی‌های پیش رویش و با وجود اتفاق‌های بدی كه در زندگی‌اش می‌افتد، در رسیدن به اهدافش امیدوار باشد و برای تحقق آنها تلاش كند.

 

ترس غیرمنطقی‌اش را بگیرید

ترس كلید نجات آدم‌هاست و یك فرد منطقی خوب می‌داند كه شجاعت بی‌حد و مرز تفاوتی با حماقت ندارد. اما اگر می‌خواهید هوش هیجانی فرزندتان بالا برود، ترس‌های غیرمنطقی و مخرب را از او دور كنید. به او شجاعت عبور از مسیرهای تازه را بدهید و بخواهید برای نمایش خلاقیتش گاهی ریسك كند و راه‌های آزموده شده را كنار بگذارد. از فرزندتان بخواهید در عملش ردی از خود باقی بگذارد؛ ردی كه دیگران نتوانسته‌اند آن را به جا بگذارند. هیچ وقت برای آموزش چنین مفهومی به كودك‌تان زود نیست. او حتی باید رد پای خلاقیت و جسارتش را در تكالیف مهدكودكش هم به نمایش بگذارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394

 این مواد غذایی برای بهبود عملکرد مغز کودک لازم هستند.یک رژیم غذایی سالم و متعادل نه تنها برای بدن کودکان مفید است بلکه برای مغز هم سودمند است. مصرف مواد غذایی درست می تواند به بهبود عملکرد مغز، حافظه و تمرکز کمک کند. درست مانند بدن، مغز هم مواد مغذی را از غذاهایی که می خوریم جذب می کند. در ادامه با 10 غذای بسیار مفید که می تواند قدرت مغز کودکان را افزایش دهد، آشنا خواهید شد.


1- ماهی سالمون :

  ماهی سالمون کم کالری بوده و مقدار چربی‌های اشباع شده در آن ناچیز است ولی سرشار از پروتئین و اسیدهای چرب ضروری امگا 3 است. امگا 3ها چربی‌های مفید و سالمی هستند که بدن قادر به تولید آن نیست.

 

ماهی های چرب مانند ماهی سالمون منبع غنی اسیدهای چرب امگا3 هستند که برای رشد و عملکرد مغز ضروری هستند. مصرف میزان کافی این اسیدهای چرب می تواند به بهبود مهارت های ذهنی کودک کمک کنید.


2- تخم مرغ :

 تخم مرغ ماده بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه است؛ به ویژه اینکه مادران باردار هنگام بارداری و زمانی که جنینی را در رحم دارند، تخم مرغ مصرف کنند در هوش فرزندشان بسیار موثر است.


تخم مرغ منبع عالی پروتئین است. زرده تخم مرغ حاوی کولین است که یک ماده مغذی مهم برای رشد حافظه است.

 

3- اسفناج

اسفناج به دلیل برخورداری از بافت‌های گیاهی از بروز بسیاری از بیماری‌ها پیشگیری می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد زنانی که از اسفناج و سبزی‌های سبز دیگر استفاده می‌کنند، پیر شدن سلول‌هایشان را به تأخیر می‌اندازند. اسفناج به دلیل آنزیم‌های موجود در برگ‌هایش، سیناپس بین سلول‌ها را تسهیل می‌بخشد و هوش را تقویت می‌کند. اسفناج از ماده دارویی به نام فولیک اسید برخوردار است که در جهت تقویت حافظه موثر است. اسفناج همچنین برای مبتلایان به عارضه قلبی بسیار مفید است. اسفناج حاوی مواد آنتی اکسیدان نیز است.

4.
کره بادام زمینی :

 کره بادام زمینی از مواد غذایی مورد علاقه کودکان است و چون حاوی ویتامین ای - نوعی آنتی اکسیدان که از غشای سلول های عصبی محافظت می کند - نیز هست، برای مغز بسیار مفید است. علاوه بر این کره بادام زمینی حاوی تیامین است که برای مغز مفید است و گلوکز که انرژی مورد نیاز کودک را تامین می کند.

5.
غلات سبوس دار :

غلاتی مانند سویا، لوبیا، نخود فرنگی و عدس از روغن بسیار مفیدی برخوردارند که در جهت تقویت حافظه لازم است.

 

غلات سبوس دار مانند نان تولید گلوکز  می کنند که یک منبع انرژی است که مغز به آن نیازمند است. غلات سبوس دار حاوی ویتامین ب هم هستند که برای سیستم عصبی مفید است.

 6. انبه :

این میوه ماده دیگری است که در تقویت حافظه بسیار مفید است. با این که این میوه چرب است و دارای بافت‌های چربی است اما باعث می‌شود که گردش خون تسریع یابد. هنگامی که گردش خون سریع‌تر شود باعث می‌شود خون بیشتری به مغز برسد و همچنین این میوه در حافظه نیز موثر است.
  
7.
انواع توت ها :

توت ها می توانند به بهبود حافظه کمک کنند، توت ها حاوی ویتامین ث و آنتی اکسیدان های دیگر هستند. دانه های درون توت ها حاوی چربی ها امگا3 هستند که به عملکرد مغز کمک می کنند.

 

8.لوبیا :

   لوبیا برای مغز کودکان بسیار مفید است چون دارای انرژی ناشی از کربوهیدرات، پروتئین، فیبر و ویتامین و مواد معدنی هستند. لوبیا سطح انرژی را بالا نگه می دارد. لوبیا قرمز و لوبیا چیتی در مقایسه با سایر انواع لوبیا حاوی مقدار بیشتری از اسیدهای چرب امگا3 هستند که برای رشد و عملکرد مغز بسیار مفید و سودمند است.


9.
سبزیجات رنگی :

  سبزیجاتی که رنگی هستند منبع آنتی اکسیدان هستند که سلول های مغزی را سالم نگه می دارند. بعضی از سبزیجات که باید حتما در رژیم غذایی کودک وجود داشته باشند شامل گوجه فرنگی، کدو تنبل، هویج و اسفناج است.

 10.روغن زیتون:

  محققان معتقدند، غذاهای سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها و روغن زیتون حافظه را تقویت می‌کند.

11. ماست و شیر :


 آیا می‌دانید یک پیاله ماست دارای امگا 3 و دی اچ ای است. امگا 3 و دی اچ ای مواد بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه است. اگر فرزندتان در زمان رشدش هر روز ماست مصرف کند، تأثیر بسیاری بر روی رشد او دارد.

 

انواع ویتامین ب برای رشد بافت های مغزی، انتقال دهنده های عصبی و آنزیم ها است و محصولات لبنی منبع خوبی برای این مواد غذایی هستند. شیر یا ماست کم چرب منبع غنی پروتئین و کربوهیدرات برای مغز هستند. لبنیات هم چنین منبع سرشار ویتامین د هستند که کودکان و نوجوانان در مقایسه با بزرگسالان به مقدار بیشتر از آن نیاز دارند. پنیرهای کم چرب هم حاوی مقدار زیادی کلسیم هستند.

 

12- شکلات :

 شکلات نیز یکی دیگر از موادی است که باعث تقویت حافظه می‌شود. البته بهتر است شکلات‌هایی را مصرف کنید که یا تلخ هستند و یا حاوی شیر باشند.


13.
گوشت قرمز :گوشت قرمز منبع غنی آهن است که به حفظ انرژی و تمرکز در مدرسه کمک می کند. علاوه بر این گوشت قرمز منبع خوب زینک است که به نگهداری و حفظ خاطرات کمک می کند. اگر کودک گوشت می خورد، می توانید لوبیا یا سویا را جایگزین کنید. لوبیا حاوی نوعی از آهن است که به آن "نانهم" گفته می شود و برای جذب آن به ویتامین ث نیاز است، بنابراین باید به همراه سبزیجات یا میوه های حاوی ویتامین ث مصرف شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394

می توان گفت، هیچ ویژگی و مهارتی وجود ندارد که بچه ها برای پیشرفت در مدرسه به آن نیاز نداشته باشند. برخی از این ویژگی ها و مهارت ها عبارتند از: بهداشت خوب و سلامت جسمانی، بلوغ فکری و اجتماعی، مهارت های زبانی، توانایی حل مسأله، تفکر خلاق، و اطلاعات عمومی درباره جهان. در حالی که به  فرزند خود کمک می کنید در هر یک از زمینه های یاد شده پیشرفت کند،به خاطر داشته باشید که:

  • میزان پیشرفت بچه ها متفاوت است.
  • بعضی بچه ها در بعضی زمینه ها قوی ترند.


همچنین به خاطر داشته باشید که آماده شدن برای مدرسه، تا حدی به انتظارات مدرسه مورد نظر از دانش آموز بستگی دارد. ممکن است مدرسه ای بخواهد، کودک در گوشه ای ساکت بنشیند و الفبا بیاموزد و مدرسه دیگری انتظار داشته باشد، دانش آموز با بچه های دیگر پیش برود. به نظر می رسد، بچه هایی که می توانند خود را با انتظارات مدرسه وفق دهند، ازآمادگی بهتری برخوردارند. ممکن است شما دوست داشته باشید از مدرسه فرزند خود دیدن کنید و از انتظارات مدیر و معلمان مدرسه اطلاع یابید و درباره اختلافات نظر خود با آن ها به بحث بپردازید. هر چند مدرسه ها در برنامه های خود اولویت های متفاوتی دارند، اما بسیاری از مربیان درباره عواملی که در موفقیت دانش آموزان نقش به سزایی دارند، هم عقیده اند. این عوامل عبارتند از :

بهداشت و سلامت جسمانی
کودکان به غذای خوب، خواب کافی، فضای مناسب برای بازی و مراقبت های پزشکی نیازمندند. اگر این امکانات برای بچه ها فراهم شود، آن ها می توانند زندگی خوبی را شروع کنند و مشکلاتی را که در زندگی با آنها روبرو می شوند، مانند؛ ناراحتی های جسمانی و مشکلات یادگیری، کاهش دهند. بهداشت مطلوب برای بچه ها، قبل از تولد و با مراقبت های پیش از زایمان آغاز می شود. مادران باردار، در طول دوره بارداری حتماً باید به پزشک یا درمانگاه مراجعه کنند، غذاهای مقوی بخورند، از مصرف الکل، توتون و مواد مخدر بپرهیزند و استراحت کافی داشته باشند. زنان بارداری که از مراقبت های پزشکی مناسبی برخوردار نیستند، شانس تولد بچه هایی با ویژگی های زیر را افزایش می دهند :

-
هنگام تولد وزن کمی دارند و امکان این که در طول زندگی با مشکلات جسمی و ناتوانی در یادگیری روبه رو شوند، زیاد است.
 -
دچار آسم هستند.
 -
عقب افتادگی ذهنی دارند.
-
دارای مشکلات گفتاری و زبانی هستند.  
-
قدرت تمرکز ذهنی ندارند
-
بیش فعالند.

اگر کودک شما برخی از این مشکلات را دارد و یا قبلاً داشته است، هر چه زودتر با پزشک حوزه مدرسه یا نماینده های محلی خود مشورت کنید. بسیاری از جمعیت ها، خدمات رایگان یا ارزان قیمتی برای کمک به شما و فرزندتان ارائه می دهند.کودکان، بعد از تولد نیز باید از بهداشت مناسب برخوردار باشند. یک رژیم غذایی خوب می تواند در این زمینه بسیار مؤثر باشد. بچه های که در سنین مدرسه هستند، اگر غذای خوب و مقوی مصرف کنند، تمرکز بهتری در کلاس درس خواهند داشت. غذای آن ها باید شامل این مواد باشد: انواع نان، غلات، میوه، سبزیجات، گوشت، مرغ، ماهی و یا جانشین آن ها مانند: تخم مرغ، لوبیا و نخود خشک شده، شیر، پنیر و ماست. بهتر است، از خوردن چربی و شیرینی زیاد بپرهیزند. معمولاً بچه های 2 تا 5 ساله می توانند غذاهایی را مصرف کنند که بزرگ ترها می خورند؛ البته در حجم کم تر. پزشک کودک شما یا درمانگاه ها، توصیه های خوبی برای تغذیه کودکان و بچه های نو پای زیر 2 سال دارند.

بچه های پیش دبستانی، به طور مرتب، به معاینات پزشکی،دندانپزشکی و واکسیناسیون نیازمندند. مراقبت های پزشکی به صورت دائمی به اندازه زمانی که بچه ها بیمار یا دچار صدمه جسمانی شده اند، اهمیت دارد. واکسیناسیون کودکان از حدود 2 ماهگی شروع می شود و آن ها را از ابتلا به 9 بیماری: سرخک، اوریون، سرخجه، دیفتری، کزاز، سیاه سرفه، آنفلوانزا، فلج اطفال و سل مصون می سازد. این بیماری ها، می توانند صدمات جبران ناپذیری به رشد ذهنی و جسمی کودکان وارد آورند. معاینه دندان های کودکان نیز حداقل از 3 سالگی آغاز می شود و باید به طور مرتب ادامه یابد.

ایجاد فرصت هایی برای ورزش و رشد هماهنگ بدنی، برای بچه های پیش دبستانی، اهمیت خاصی دارد. آن ها همچنین برای تقویت ماهیچه های بزرگ بدن، به تمرین هایی مانند: پرتاب توپ، دویدن، جهیدن، بالا رفتن و حرکات موزون نیاز دارند. تمرین هایی که برای تقویت ماهیچه های کوچک بدن، به خصوص ماهیچه های دست ها و انگشتان توصیه می شود، عبارتند از: نقاشی با مداد رنگی، درست کردن پازل، کار با قیچی و باز و بسته کردن زیپ لباس ها.

والدینی که بچه های معلول دارند، به محض برخوردن با هر گونه مشکلی، باید خیلی زود به پزشک مراجعه کنند. رسیدگی به موقع به این بچه ها، به رشد استعدادهای آن ها کمک می کند.


آمادگی اجتماعی و عاطفی
بچه ها معمولاً هنگام ورود به مدرسه بسیار هیجان زده هستند. آن ها در مدرسه با محیطی روبه رو می شوند که با محیط خانه یا حتی محیط پیش دبستان فرق دارد. در مدرسه بچه ها مجبورند در گروه های بزرگ کار کنند و با بزرگسالان جدید و بچه های دیگر کنار بیایند. آن ها باید توجه و محبت معلم خود را با بچه های دیگر تقسیم کنند. برنامه روزانه آن ها نیز فرق می کند. اغلب بچه ها، مدرسه را با مهارت ها ی اجتماعی و بلوغ عاطفی آغاز نمی‏کنند. این مهارت ها را می توان با دقت و تمرین کافی آموخت. اگر از قبل فرصت هایی برای رشد برخی ویژگی ها در بچه ها فراهم شده باشد، آن ها شانس بیش تری برای کسب موفقیت در مدرسه دارند. این ویژگی ها عبارتند از:

-
اعتماد به نفس بچه ها باید بیاموزند، نسبت به خود احساس خوبی داشته باشند و باور کنند می توانند موفق شوند. بچه هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند، وقتی دست به کاری جدید می زنند و بار اول موفق نمی شوند، دست از تلاش بر نمی دارند.
-
استقلال  بچه ها باید بیاموزند کارهایشان را خود انجام دهند.
-
انگیزه بچه ها باید خواهان یادگیری باشند و در آن ها انگیزه برای درس خواندن ایجاد شود.
-
کنجکاوی بچه ها ذاتاً کنجکاوند و برای به دست آوردن فرصت های بیش تر یادگیری، باید همان طور کنجکاو باقی بمانند.
-
پشتکار  بچه ها باید یادبگیرند، کاری را که شروع کرده اند، تمام کنند.
-
همکاری بچه ها باید بتوانند با بچه های دیگر سازگار شوند ، معنای همکاری را بفهمند و نوبت را رعایت کنند.
-
خویشتن داری بچه ها در دوره پیش دبستانی باید بفهمند که بعضی از رفتارها، مانند ضرب و شتم، ناشایست هستند و بیاموزند که برای نشان دادن عصبانیت، راه های خوب و بد وجود دارد.
-
همدلی بچه ها باید دیگران را دوست داشته باشند و یاد بگیرند به احساسات آنان اهمیت بدهند. والدین حتی بیش از مدرسه و مراکزی که وظیفه مراقبت از بچه ها را دارند، می توانند به بچه ها درس همدلی بیاموزند.

اگر مایلید فرزندان شما چنین ویژگی های مثبتی پیدا کنند ، توصیه های زیر را به کار بندید.

مهم نیست چگونه، اما بچه ها باید حس کنند که شما از آن ها مواظبت می کنید:
بچه ها از آنچه از دیگران می بینند یا می شنوند، تقلید می کنند. اگر والدین ورزش کنند یا غذای کافی بخورند، بچه ها بیش تر تمایل پیدا می کنند این کار ها را انجام دهند. در صورتی که والدین با دیگران با احترام رفتار کنند، بچه ها نیز یاد می گیرند به دیگران احترام بگذارند و اگر والدین در کارها مشارکت داشته باشند، بچه ها می آموزند به خواسته های دیگران نیز توجه کنند.

• 
نسبت به مدرسه و یادگیری نگرش مثبت داشته باشید:
هر کودکی که پا به عرصه وجود می گذارد ، محتاج کشف و یادگیری است. اگر پدر و مادر خواهان پرورش این ویژگی ها در کودک خود هستند، باید کنجکاوی اورا تحریک کنند. نشان دادن علاقه به آنچه کودکان انجام می دهند، سبب می شود، آن ها از دستاوردهای خود احساس رضایت کنند. اگر والدین نسبت به رفتن فرزندشان به مدرسه هیجان زده باشند، بچه ها نیز دچار اضطراب می شوند. هنگامی که فرزند شما می خواهد وارد کودکستان شود، سعی کنید راجع به جاذبه های مدرسه با او صحبت کنید. با او درباره فعالیت های هیجان انگیزی که در مدرسه انجام می شود، مانند گردش های علمی و کارهای هنری سرگرم کننده، سخن بگویید و سعی کنید با علاقه و اشتیاق زیاد درباره آنچه که او در مدرسه خواهد آموخت، مانند:خواندن، نوشتن، اندازه گیری کردن و وزن کردن، حرف بزنید.


برای فرزند خود ، فرصت هایی برای تمرین و تکرار فراهم کنید:
 
سینه خیز رفتن، ادای کلمات جدید و یا حتی نوشیدن یک فنجان چای، نیاز به تمرین دارد. بچه ها نه تنها از تکرار کارها خسته نمی شوند، بلکه با انجام دوباره کارها آن ها را یاد می گیرند و اعتماد به نفس لازم را برای انجام کارهای جدید پیدا می کنند.

در زندگی فرزندتان نظم و انضباط مناسبی برقرار کنید:
 
همه بچه ها تا اندازه ای به محدودیت نیاز دارند. معمولاً بچه هایی که والدینی منضبط و در عین حال با محبت دارند، از نظر مهارت های اجتماعی بهتر و عملکرد شان در مدرسه مثبت تر از بچه هایی است که والدین شان، آن ها را زیاد محدود می کنند یا کاملاً آزاد می گذارند، است. در این رابطه توصیه های زیر ضروری به نظر می رسند:

-
در ضمن این که فعالیت های بچه ها را هدایت می کنید، از ایجاد محدودیت های غیر ضروری و تسلط بر اوضاع بپرهیزند.
 -
هنگامی که از فرزند خود می خواهید کاری را انجام دهد ، برایش دلایل کافی بیاورید. برای مثال، بگویید: لطفاً کامیونت را از روی پله ها بردار، چون ممکن است پای کسی به آن بر خورد کند و پرت شود. نه این که بگویید: این کار را انجام بده، چون من می گویم .
به صحبت های فرزند خود گوش دهید تا به خواسته های او پی ببرید و این که آیا به کمک خاصی نیاز دارد یا نه؟
-
موقع عصبانیت، عشق و علاقه و احترام خود را نسبت به فرزندتان نشان دهید. از کار او انتقاد کنید، نه از خودش .مثلاً بگویید: من دوستت دارم، اما این صحیح نیست که روی دیوارها نقاشی بکشی. وقتی این کار را انجام می دهی، من عصبانی می شوم.
به فرزندتان در انتخاب راه و حل مشکلات کمک کنید. شما ممکن است از فرزند 4 ساله خود بپرسید: چه کار کنیم که دیگر دوست به اسباب بازی های تو دست نزند؟
مثبت نگر و مشوق کودک خود باشید. او را به خاطر کار نیک تشویق کنید. لبخند رضایت و تشویق شما، بیش تر از تنبیه های سخت، رفتار خوب را در کودکان شکل می دهد.
 -
اجازه دهید بچه ها خیلی از کارها را خودشان انجام دهند: کودکان به مراقبت زیادی نیاز دارند، ولی کم کم یاد می گیرند که با انجام کارهایی مانند، پوشیدن لباس و مرتب کردن اسباب بازی های خود، مستقل شوند و اتکا به نفس خود را تقویت کنند. بسیار اهمیت دارد که در هر کاری به جای آن ها تصمیم گیری نکنید و اجازه بدهید خودشان تصمیم بگیرند. به یاد داشته باشید، فقط زمانی به آن ها حق تصمیم گیری بدهید که یک راه بیش تر وجود نداشته باشد. فرزندان خود را تشویق کنید با بچه های دیگر بازی کنند و درکنار بزرگ ترهایی بمانند که از اعضای خانواده آن ها نیستند. بچه های پیش دبستانی به خصوص به این فرصت های اجتماعی بیش تر نیاز دارند تا یاد بگیرند که چگونه از دید دیگران به مسائل نگاه کنند. اگر بچه ها قبلاً تجربیاتی از برخورد و نشست و برخاست با بزرگسالان وبچه های دیگر داشته باشند، با معلمان و همکلاسی های خود سازگاری بیش تری خواهند داشت.

زبان و دانش عمومی
بچه ها در مدرسه در فعالیت هایی شرکت می کنند که نیازمند استفاده از زبان و حل مسائل هستند. بچه هایی که نمی خواهند و یا نمی توانند به راحتی با دیگران ارتباط بر قرار کنند، در مدرسه با مشکلات متعددی روبرو می شوند. راه های زیادی وجود دارد که به بچه ها کمک کنید تا بیاموزند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند، به حل مشکلاتشان بپردازند و کمک خود را از جهان پیرامون افزایش دهند. در این زمینه می توانید به توصیه های زیر عمل کنید.

به فرزندان خود فرصت هایی برای بازی بدهید: بچه ها از طریق بازی می آموزند. بازی راهی طبیعی است برای آن ها تا بتوانند کشف کنند، خلاق شوند و مهارت های علمی و اجتماعی خود را رشد دهند. بازی همچنین به آن ها کمک می کند، مشکلات خود راحل کنند. بچه ها از طریق بازی با بلوک ها، با هندسه، اشکال و توازن آشنا می شوند و می توانند ضمن بازی با دیگران به سازگاری برسند


-  
از بدو تولد با بچه های خود حرف بزنید: نوزادان نیازمند شنیدن صدای شما هستند. رادیو و تلویزیون نمی توانند جای شما را بگیرند؛ زیرا آن ها قادر نیستند به غان و غون بچه ها پاسخ گویند. هر قدر با کودکان خود بیش تر صحبت کنید، بعدها مهارت بیش تری در حرف زدن پیدا خواهند کرد. صحبت با بچه ها تنها فهم و درک آن ها را نیز از مقوله زبان و جهان پیرامون افزایش می دهد. فعالیت های روزانه، همچون خوردن شام و حمام کردن،  فرصت هایی گاه مفصل برای صحبت کردن درباره اتفاقات پیش آمده و پاسخ به سؤالات فرزندانتان فراهم می آورد.برای مثال:" اول درپوش راه خروجی آب را بگذار، حالا شیر آب را باز کن. می بینم که می خواهی اردکت را در وان بگذاری. فکر خوبی است. نگاه کن اردکت زرد است ...."

به حرف و خواسته های بچه های خود گوش کنیدبچه ها افکار، احساسات، شادی ها، غم ها، امید ها و ترس های مخصوص به خود را دارند. برای رشد مهارت های زبانی، آن ها را به حرف زدن تشویق کنید. گوش کردن بهترین راه برای پی بردن به افکار آن هاست و کشف آنچه که می دانند و آنچه که نمی دانند و همین طور چگونگی فکر کردن و آموختن آن ها. شما با این رفتار نشان می دهید که احساسات و عقاید آن ها ارزشمندند


 - 
از فرزندان خود سؤال کنید و به سؤالات آن ها پاسخ گویید: به خصوص به سؤالاتی که پاسخی بیش از بله و خیر دارند. برای مثال، خیلی از بچه های 2 تا 3 ساله هنگام قدم زدن در پارک، می ایستند و شروع به جمع آوری برگ ها می کنند. شما می توانید به آن ها نشان دهید که برخی از برگ ها شبیه به هم و برخی دیگر متفاوتند. می توانید از بچه های بزرگ تر سؤال کنید که چه چیزهای دیگری روی درختان می‏رویند. سؤال کردن به بچه ها کمک می کند، یاد بگیرند اشیای گوناگون را مقایسه و یا طبقه بندی کنند. به سؤالات آن ها با تأمل پاسخ دهید و در صورت امکان تشویقشان کنید، پاسخ سؤالاتشان را خودشان پیدا کنند. در صورتی که پاسخ سؤالی را نمی دانید، بگویید نمی دانم و سعی کنید به کمک فرزندتان جواب آن را بیابید


-  
هر روز با صدای بلند برای فرزند خود کتاب بخوانید: خواندن می تواند از بدو تولد آغاز و تا پیش از دبستان ادامه یابد. ممکن است فرزندتان مفهوم داستان یا شعری را که می خوانید، درک نکند، ولی برای او فرصتی به وجود می آید تا زبان یاد بگیرد، از موسیقی صدای شما لذت ببرد و به شما نزدیک شود. لازم نیست حتماً خواننده ای بی نظیر باشید تا فرزندتان از خواندن شما و از با شما بودن لذت ببرد. گاهی می توانید فرزندتان را به کتابخانه ای عمومی ببرید تا از کتاب های داستان آن جا لذت ببرد


 - 
مواد خواندنی را در دسترس کودکتان قرار دهید: اگر کتاب و مواد خواندنی در دسترس کودکان باشد، علاقه آن ها به زبان آموزی و یادگیری رشد سریع تری خواهد داشت.
 -
برنامه تماشای تلویزیون فرزندتان را کنترل کنید: تلویزیون، پس از پدر و مادر، معلمی است که تأثیر بسیاری بر فرزندان ما دارد. برنامه های تلویزیونی خوب قادرند بچه ها را وارد دنیای تازه ای کنند و یادگیری آن ها را افزایش دهند. اما برخی برنامه های تلویزیونی زیان آورند و زیاد تماشا کردن تلویزیون هم می تواند بسیار مضر باشد


-  
در بر خورد با توانایی ها و علایق کودکان خود واقع بین باشید: اگر ارزیابی درستی از توانایی فرزندتان داشته باشید، او در مدرسه عملکرد بهتری خواهد داشت. باید استانداردهای مهم را بشناسید. بچه های پیش دبستانی خود را برای انجام کارهای جدید تشویق کنید. اگر بچه ها به مبارزه با مشکلات خوانده نشوند، خسته خواهند شد. بچه های که خیلی زود کنار گذاشته می شوند و یا انجام کارهایی از آن ها خواسته می شود که علاقه ای به آن ها ندارند، مأیوس و سرخورده می شوند. اجازه ندهید فرزندانتان؛ القاب ناشایست داشته باشند. القابی مانند " ابله " یا " کودن " تأثیر منفی زیادی بر اعتماد به نفس و عملکرد آن ها می گذارند. به یاد داشته باشید بچه هایتان را برای انجام کارهای خوب تشویق کنید


 - 
فرصت هایی برای کار و مشاهده بیش تر فراهم کنید: بچه ها هر اندازه تجربه بیش تری به دست آورند، بیش تر درباره جهان اطراف خود می آموزند. مهم نیست کجا زندگی می کنید.جامعه می تواند زمینه تجربیات جدیدی را فراهم کند. در محله های اطراف قدم بزنید و با اتوبوس به جاهای گوناگون بروید. از موزه ها، کتابخانه ها، باغ و حش ها و جاهای دیگر دیدن کنید. اگر در شهر زندگی می کنید، روزی را در حومه شهر بگذرانید و اگر در حومه زندگی می کنید، روزی را در شهر سپری کنید. به بچه های خود اجازه دهید به موسیقی گوش کنند، بنوازند و نقاشی کنند. از آن ها بخواهید در فعالیت هایی که به رشد قوه تخیل آن ها کمک می کند، شرکت کنند و بتوانند به بیان عقاید و احساسات خود بپردازند
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394

چگونه می توان از پیدایش بزهکاری و  ناهنجار ی های اخلاقی در فرزندان جلوگیری کرد و بهترین راه ها و توصیه هادر این زمینه برای والدین کدامند؟

 

اغلب اوقات وقتی در مواجهه با کسی قرار می‌گیریم که به نوعی رفتار نابهنجاری از خود نشان می‌دهد،‌ کمتر به این فکر می‌کنیم که چرا باید شخصی پیدا شود و به خود و جامعه‌اش آسیب برساند. خیلی وقت‌ها زمانی‌که از نوجوان بزهکار حرف می‌زنیم که مثلا معتاد می‌شود یا از خانه فرار می‌کند انگشت اتهام به سمتش می‌گیریم و او را بدون درنظر گرفتن عواملی که این آسیب‌ها را ایجاد کرده مورد قضاوت قرار می‌دهیم. اما اگر ریشه واقعی این کج‌روی‌ها و آسیب‌ها را در خانواده‌ها پیدا کنیم، آیا ‌باز هم متهم اصلی خود نوجوان است؟ ‌

دوره نوجوانی از مهم‌ترین مقاطع زندگی هر انسانی است.

 

اگر خانواده نتواند کارکرد تربیتی خود را به درستی اجرا کند، ‌تقصیر خانواده است یا تقصیر آموزشی که به هیچ کدام از خانواده‌ها داده نشده که چطور با اعضای خود رفتار کنند؟ ‌اصلا چه کسی باید به خانواده آموزش دهد؟ چه زمانی قرار است از سمت خانواده آماتور، ‌به سمت خانواده حرفه‌ای حرکت کنیم؟

دوره نوجوانی از مهم‌ترین مقاطع زندگی هر انسانی است. این دوره دربردارنده سال‌های بحرانی و در عین حال سازنده‌ای است که طی آن شخصیت آدمی شکل می‌گیرد و ارزش‌های پذیرفته شده در او درونی می‌شود. بنابراین دوران نوجوانی در تمام زمان‌ها و جوامع مختلف، مسائل و نیازهای خاص خود را دارد. بسیاری از روانشناسان این دوران را یک دوره انتقالی همراه با بحران می‌دانند و می‌گویند که در این دوره انتقالی به دلیل تغییر و تحولات زیستی، اجتماعی و درونی، آنان دارای نیازها، توقعات و انتظاراتی هستند که عدم درک درست آنها از سوی بزرگسالان مسئول در زندگی آنان، مشکلات نوجوانان را پیچیده‌تر می‌سازد.

از اواخر قرن ۱۹ دانشمندان با تحقیق و پژوهش‌های اجتماعی و بررسی آمارهای کیفری آنالیز وضع محیط خانوادگی را در بروز جرایم تایید و اذعان داشته‌اند که وضع محیط خانوادگی رابطه مستقیم با بروز حالت خطرناک و ارتکاب جرم دارد.

از اواخر قرن ۱۹ دانشمندان با تحقیق و پژوهش‌های اجتماعی و بررسی آمارهای کیفری آنالیز وضع محیط خانوادگی را در بروز جرایم تایید و اذعان داشته‌اند که وضع محیط خانوادگی رابطه مستقیم با بروز حالت خطرناک و ارتکاب جرم دارد.

شاید بهترین مدعا برای این موضوع، فیلم پرتقال کوکی از استنلی کوبریک و برگرفته از رمانی با همین نام از آنتونی برجس باشد. این فیلم از تصاویر خشن و ناراحت‌کننده استفاده می‌کند تا روانپریشی، گروه‌های بزهکار جوان و دیگر موضوعات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را در بریتانیای پادآرمان‌شهر آینده نشان دهد. الکس نقش اصلی فیلم، یک جاهل جامعه‌گریز با جذبه است که علایقش عبارتند از موسیقی کلاسیک، خشونت افراطی. او سرکردگی یک گروه خلاف و لات (پیت، جورجی و دیم) را برعهده دارد. وقایعی‌که فیلم شرح می‌دهد عبارتند از قانون‌شکنی‌های وحشتناک آن گروه خلافکار، دستگیری الکس و استفاده از روش بحث‌برانگیز «شرطی‌شدن روانی» برای بازپروری او.

جرم‌شناسی به نام دوگرف در مورد ناهنجاری‌های جوانان می‌نویسد: «آثار سال‌های عمر روی تکوین و تحول آتی شخصیت افراد بسیار بدیهی بوده و اگر خانواده به وظایف تربیتی عمل کند و اگر روابط بین والدین و فرزند طبیعی و در محیط، جو عاطفی، دوستی و محبت حاکم باشد و در نهایت، اگر تمام نیازهای طبیعی تأمین شود، کودک به راحتی، اجتماعی می‌شود و همچنین در روابط خانوادگی و خارج از آن، رفتارهای طبیعی و معتدل خواهد داشت.

اما اگر شرایط و موقعیت به صورت دیگری باشد یعنی خانواده از نظر تربیتی دچار نقص و کودک از کمبود شدید عاطفی رنج ببرد یا والدین از هم جدا شده باشند – بدیهی است نتایج ضرربار آن دیر یا زود در رفتار کودک بروز پیدا می‌کند. خانواده نقش تعیین‌کننده و قاطعی در انگیزه‌شناسی بزهکاری جوانان ایفا می‌کند
جرم‌شناس یاد شده ضمن تأکید بر نقش عوامل مزبور، می‌افزاید: منش و رفتارهای بزهکار در برابر جامعه تاحدود زیادی با‌توجه‌به ویژگی‌های محیط خانوادگی او رقم زده شده است. رستون نیز در این‌باره می‌نویسد: «موقعیت خانوادگی بدون‌شک، یک اثر جرم‌زایی روی افراد دارد

او برای اثبات نظر خود، بعد از انجام مطالعاتی در این زمینه می‌گوید: سه چهارم بزهکاران از خانواده‌هایی هستند که در آن شرایط طبیعی نبوده و جو و شرایط آنان مختل است. بنابراین، در بررسی چگونگی اثرگذاری محیط خانواده بر افراد آن، باید وضع خانواده و روابط بین افراد و جایگاه کودک در آن مجموعه مورد توجه قرار گیرد.

افزایش سطح بزهکاری در جامعه با ساختار کلی اجتماع و خانواده ارتباط مستقیمی دارد.

 

عوامل متعددی در ایجاد بزهکاری نوجوانان وجود دارد که عبارتند از :


١- خانواده (محدودیت اقتصادی، خشونت، نازسازگاری‌های داخلی، گسیختگی خانواده، دور افتادن اعضای خانواده از یکدیگر مثل طلاق، یتیمی و…)

٢- مدرسه (فشار بر افراد، نادیده‌گرفتن نیازهای آموزندگان، تحلیل ارزش‌های غیراجتماعی و غیردینی)

٣- گروه دوستان (تقلید از همبازی‌ها، همسایگان و هم‌محلی‌ها)

۴- رسانه‌های گروهی (تبلیغ، تلقین و ترویج تفکرات نامناسب)


خانواده پایه و مبنای رشد نوجوانان است. جامعه‌شناسی به اسم کاستلان معتقد است، افزایش سطح بزهکاری در جامعه با ساختار کلی اجتماع و خانواده ارتباط مستقیمی دارد. یکی از عوامل بسیار موثر در خانواده رابطه والدین با فرزندان یا شیوه‌های فرزندپروری است.

 

یکی از مهم‌ترین عواملی که در خانواده موثر است، شیوه‌های فرزندپروری والدین است که در بروز رفتارهای بهنجار و نابهنجار نقش دارد. شیوه تربیت و عملکرد والدین به‌طور قابل‌توجهی پیامدهای مهمی را برای رشد و نمو روانی- اجتماعی، ارتباطات دوستانه آنان و موفقیت‌های تحصیلی، توانایی‌های تصمیم‌گیری و کسب اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس به دنبال دارد. همچنین بامریند، شیوه‌های فرزندپروری والدین را تلاش‌هایی تعریف کرده است که جهت کنترل و اجتماعی کردن فرزندان مورد استفاده قرار می‌دهند. وی با مطالعه‌ تعامل والدین با فرزندان در خانه و در آزمایشگاه دریافت که الگوهای متمایز رفتاری والدین با الگو‌های رفتاری کودک ارتباط دارد. او سه الگوی رفتاری والدین را در تعامل با فرزندان خود مشخص ساخته است: ١- والدین قاطع و اطمینان‌بخش (مقتدر منطقی) ٢- والدین مستبد و دیکتاتور ٣- والدین سهل‌گیر (آزادگذار)

اما در ایران نیز بررسی‌هایی در رابطه با نقش خانواده‌ها در بزهکاری نوجوانان انجام شده است. در پژوهشی که با مقایسه بین نوجوانان بزهکار و غیربزهکار از نظر شیوه‌های فرزندپروری خانواده انجام شده است، به بررسی ارتباط خانواده با بزهکاری نوجوانان پرداخته شده است.

اما در ایران نیز بررسی‌هایی در رابطه با نقش خانواده‌ها در بزهکاری نوجوانان انجام شده است. در پژوهشی که با مقایسه بین نوجوانان بزهکار و غیربزهکار از نظر شیوه‌های فرزندپروری خانواده انجام شده است، به بررسی ارتباط خانواده با بزهکاری نوجوانان پرداخته شده است. ‌به همین منظور طی این پژوهش مصاحبه‌های محقق ساخته با ١٢نوجوان ١٧ساله انجام شده است. نمونه نوجوانان بزهکار که ۶ نفر بودند را به صورت تصادفی با مراجعه به یکی از کانون‌های اصلاح و تربیت و همچنین ۶ نمونه نوجوانان غیربزهکار به صورت هدفمند از منطقه ٢ شهر تهران انتخاب شدند. سپس مصاحبه‌های انجام شده پس از پیاده‌شدن محتوای مصاحبه، مورد تحلیل قرار گرفت.

خانواده پایه و مبنای رشد نوجوانان است

 

نتایج تحلیل محتوای مصاحبه حاکی از شیوه‌های متفاوت فرزندپروری والدین نوجوانان بزهکار و غیربزهکار است. والدین نوجوانان غیربزهکار دارای شیوه‌های فرزندپروری قاطع و اطمینان‌بخش با اعمال کنترل و ابراز محبت متعادل و منطقی و والدین نوجوانان بزهکار شیوه‌های فرزندپروری سهل‌گیر و مستبد و آشفته را اعمال می‌کنند. در مورد شیوه مستبد نکته ضروری، این است که این شیوه در هر دو مورد خانواده‌های دارای فرزند بزهکار و غیربزهکار مشاهده شد. تفاوت آن براساس یافته‌های موجود در میزان محبت ابراز شده از طرف والدین به فرزندان است که در خانواده‌های دارای فرزندان بزهکار کنترل صرفا مستبد و بدون هرگونه روابط عاطفی خاصی صورت می‌گیرد. درحالی‌که در خانواده‌های دارای فرزندان غیربزهکار، کنترل موجود با میزانی از محبت حاکم است. به‌عبارت دیگر می‌توان گفت در این‌گونه خانواده‌ها میزان محبت حالت متوسطی دارد.

شیوه فرزندپروری والدین در بزهکار بودن یا نبودن فرزندان موثر است. به نوعی که همان‌گونه که قبلا نیز اشاره شد والدین دارای فرزند بزهکار شیوه‌های تربیتی سهل‌گیر و مستبد و به نوعی آشفته هستند. نکته مهم در این شیوه‌ها عدم‌ابراز محبت از طرف والدین و خلأهای عاطفی اساسی موجود در بین فرزندان است. در تنها مورد استبدادی هم به نوعی غیرمنطقی اعمال کنترلی شدید و یکجانبه از طرف والدین صورت می‌گیرد. در کل می‌توان گفت نوجوانان بزهکار، در خانواده‌های ازهم گسیخته بزرگ شده‌اند که دارای کمبود روابط عاطفی موجود در خانواده، تحصیلات ضعیف و پایین والدین، برخوردهای کنترلی و محبت‌آمیز غیرمنطقی و ضعیف و فاقد آگاهی در این زمینه، مشارکت خانوادگی پایین و هرگونه سیستم مشارکتی منطقی هستند.

 

اما در ارتباط با شرایط خانوادگی و اثر آن بر بزهکاری و کج‌روی نوجوانان می‌توان به موارد دیگر هم اشاره داشت:

در بررسی تأثیر محیط خانوادگی بایستی چگونگی وضع خانواده، روابط افراد خانواده با یکدیگر و همچنین موقعیت طفل در بین افراد خانواده مورد توجه قرار گیرد.

۱ـ رابطه طفل با والدین: آرامش و امنیت، مهر و محبت در خانواده از عوامل بسیار مهم در رشد جسمی و روانی اطفال و نوجوانان است. طفلی که از محبت خانوادگی محروم است خود را از خانواده و اجتماع طرح شده و منزوی تلقی کرده و همواره درصدد انتقامجویی است و پس از ارتکاب اعمالی برخلاف قوانین و مقررات آداب و رسوم اجتماعی قلبا احساس شعف و رضایت‌خاطر می‌کند. احتیاج به محبت محدود به زمان خاص در دوره طفولیت نیست، اطفال و جوانان در هر زمان به نوعی محبت و عطوفت نیاز دارند و پیوسته نیازها در هر سنی نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی هستند. سن بلوغ نیازهای خاص اجتماعی خود را دارد. با این‌که حس بشردوستی و نوع‌پرستی، در دوره طفولیت پایه‌گذاری می‌شود ولی افراد در دوره بلوغ نیز احتیاج به عاطفه، محبت، هدایت و حمایت دارند. در صورت کمبود محبت و محرومیت از عواطف انسانی، عدم هدایت و حمایت، به طرف ارتکاب جرایم سوق داده می‌شوند.

در کوششی برای شناخت سبب‌شناسی بزهکاری، روز نبیوم (۱۹۸۹) دریافت که نوجوانانی که پیوند قومی با والدینشان دارند کمتر مستعد برای انجام بزهکاری هستند. فالانری نیز گزارش داده است که نوجوانان بدون والدین به‌ویژه در زمان ساعات بعد از مدرسه استعداد بیشتری برای دست‌زدن به اقدامات بزهکارانه دارند.

 

۲ـ محیط متشنج خانواده: از ویژگی‌های دیگر خانواده‌های نوجوانان بزهکار می‌توان به فقدان ارتباطات صمیمی، تفاهم متقابل و کمبود محبت اشاره کرد. در این خانواده‌ها خصومت‌های متقابل، احساس طرد شدگی، بی‌تفاوتی، جر و بحث و خشونت‌های شدید مشاهده می‌شود. اثرات روانی محیط متشنج خانوادگی در دوران اولیه طفولیت و دوران بلوغ با انواع اختلالات و بیماری‌های روانی ظاهر می‌شود. طفل به علت عدم‌آرامش روانی به تحصیل و کار خود بی‌علاقه شده و دایما مضطرب و پریشان است و ثبات ندارد.

آثار این ناراحتی‌ها بعدا در سنین بلوغ و بزرگسالی به صورت عصیان، پرخاشگری، سرکشی از مقررات و قوانین اجتماعی یا بی‌تفاوتی، انزوا و گوشه‌گیری ظاهر و منجر به ارتکاب جرایم مختلف می‌شود. کلارک و شیلذر (۱۹۹۷) گزارش داده‌اند که سطح ارتباطات خانوادگی مرتبط است با رفتارهای بزهکارانه نوجوانان. مشابه آنها شیلذر و کلارک عنوان کرده‌اند که سطوح پایین قابلیت سازگاری در خانواده نتیجه‌اش در سطوح بالای بزهکاری نمایان است.
طبق تحقیقاتی که در فرانسه به عمل آمده ۸۰‌درصد از اطفال بزهکار از خانواده‌هایی هستند که به علت نفاق و ناسازگاری و عدم‌تفاهم بین افراد خانواده، محیط خانوادگی آنان دایما متشنج است.

 

٣- ازهم گسیختگی خانواده: طلاق و جدایی بین پدر و مادر سبب اضطراب، نگرانی و تشویش خاطر فرزندان آنها می‌شود و درموقع جدایی پدر و مادر نمی‌توان دقیقا تعیین کرد که طفل به کدام‌یک از آنان بیشتر انس و علاقه دارد. در اثر محرومیت از دیدار پدر و مادر، اطفال احساس فقدان محبت می‌کنند که واکنش ناراحتی‌های روانی مذکور، بعدا با حالت‌های عصبی، بدخلقی، تمرد از پدر و مادر و دیگران و بالاخره ناسازگاری و عدم‌انطباق اجتماعی بروز می‌کند. فوت پدر یا مادر در تعادل روانی طفل موثر است. طفل یتیمی که باید در خانواده ناپدری یا نامادری و در محیطی غیر از محیط خانوادگی خود به‌سر می‌برد غمگین و پریشان بوده و دایما مضطرب و بی‌ثبات است.

بیماری‌های مزمن و طولانی پدر یا مادر در روان فرزندان موثر و خاطرات تلخ به‌جای می‌گذارد. ازهم‌گسیختگی خانواده در دختران غالبا منجر به فرار از منزل، مدرسه و ولگردی می‌شود. پسران کوچه را بر محیط خانوادهاز هم پاشیده ترجیح داده و با قبول عضویت در باندها به ارتکاب جرایم مختلف کشانده می‌شوند.

بیماری‌های مزمن و طولانی پدر یا مادر در روان فرزندان موثر و خاطرات تلخ به‌جای می‌گذارد. ازهم‌گسیختگی خانواده در دختران غالبا منجر به فرار از منزل، مدرسه و ولگردی می‌شود. پسران کوچه را بر محیط خانوادهاز هم پاشیده ترجیح داده و با قبول عضویت در باندها به ارتکاب جرایم مختلف کشانده می‌شوند.
طبق گزارشی که گالی برای سومین کنگره جرم‌شناسی که در‌ سال ۱۹۵۵ در لندن تشکیل شد در مورد ۳۰۰ نفر از دزدان سابقه‌دار بزرگسال تهیه کرده بود، ۷۰‌درصد از آنان خانواده گسسته و درهم ریخته داشته‌اند و آمار مشابه در کشور ایران روی اطفال کانون اصلاح و تربیت شهر تهران (۵۱ – ۱۳۴۸) نشان داد که بین ۴۰ الی ۵۰‌درصد این اطفال متعلق به خانواده‌های گسسته بوده‌اند که طلاق، فوت و جدایی والدین یا علل دیگر سبب این گسستگی بوده است.

 

۴- تأثیر رفتار و کردار والدین در سال‌های نخستین زندگی: که شخصیت اطفال درحال تکامل است طرز رفتار، کردار و اعمال و معاشرت‌های پدر و مادر در پرورش شخصیت کودک فوق‌العاده موثر است. اعتیاد پدر و مادر یا هر دو به الکل و موادمخدر، منازعات و مشاجراتی که ناشی از اعتیاد بروز می‌کند و همچنین وضع غم‌انگیز و محیط اسفناک خانواده در روحیه طفل آثاری باقی می‌گذارد. پیشینه قضایی و محکومیت پدر و مادر به علت ارتکاب جرایم مختلف و دیدن صحنه‌های تأثیر انگیز دستگیری پدر یا مادر و جلسات محاکمه و بالاخره ملاقات در زندان، سبب اختلال عاطفی و روانی اطفال شده و آنان را منحرف و به سوی ارتکاب سوق می‌دهد.

۵- روابط‌ عاطفی و تربیتی والدین: با ازدیاد سن و رشد جسمی و روانی کودک، وضع اجتماعی او تغییر یافته و پیچیده‌تر می‌شود و طفل با تماس با افراد مختلف، مهارت‌های اجتماعی را یاد گرفته و ارزش و موقعیت خود را درک و برای کسب محبوبیت در اجتماع، ملزم به کنترل اعمال و رفتار خویش می‌شود. هرنوع ارتباط غیرمعقول و نادرست پدر و مادر، سبب ناسازگاری اجتماعی خواهد شد.

بنابر آنچه که ذکر شد، ‌خانواده نقش اساسی در پرورش یک نیروی فعال انسانی و اجتماعی یا یک فرد بزهکار می‌تواند داشته باشد. به راستی چه کسی متولی آموزش به پدر و مادر‌ها در ارتباط با فرزند پروری است؟ و شاید ‌ایجاد خانواده‌ها بدون توجه به آموزش‌های لازم و صرفا به جهت ادامه بقا و افزایش جمعیت خطراتی به مراتب سنگین‌تر از کاهش نرخ جمعیت در آینده خواهد داشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


كودكان در دنیای رنگینی زندگی می‌كنند، با این وجود تشخیص دادن رنگ‌ها برای كودك 3-2 ساله كار ساده‌ای نیست. اگر به نقاشی‌های كودكتان توجه كنید، حتما می‌بینید كه او گاهی آسمان را سبز و زمین را آبی می‌كشد...

 ناراحت نباشید این موضوع جای نگرانی ندارد. كودكان دیر یا زود رنگ‌ها را از هم تشخیص می‌دهند. با این حال به شما كمك می‌كنیم راهكارهایی بیاموزید تا كودكتان در این مرحله سریع‌تر قدم بردارد.

 

مفهومی ناملموس

درست است كه كودكان رنگ‌ها و اسامی مربوط به آنها را دیر می‌آموزند اما این مساله به آن معنی نیست كه دنیای اطرافشان سیاه و سفید است. از 18 ماهگی بینایی یك كودك تقریبا مثل یك فرد بالغ است و به خوبی رنگ‌ها را از هم تشخیص می‌دهد. او می‌تواند كاملا متوجه این موضوع باشد كه 2 شی یكسان 2 رنگ مختلف دارند یا اشیای مختلف (تنه درخت، پایه میز، صندلی و...) پایه رنگی یكسانی دارند. به مرور كه كودك بزرگ می‌شود مقایسه‌ها در ذهن او شكل می‌گیرد و رنگ‌ها را بهتر می‌آموزد. با این حال شما می‌توانید او را در این راه یاری كنید.

 

بازی‌های متفاوت

هر نوع بازی كه كنجكاوی كودك را تحریك كند در آموزش رنگ به او موثر است. پیشنهاد می‌كنیم یك ظرف بردارید و در آن میوه‌های مختلفی از جمله گوجه‌فرنگی، آلوی زرد و كشمش بریزید. از او بخواهید آنها را با توجه به نوع و رنگ جدا كند.

بار دیگر چند نوع میوه و سبزی تنها با دو رنگ متفاوت انتخاب كنید و از او بخواهید تنها براساس رنگ آنها را از هم جدا كند مثلا توت‌فرنگی و گوجه را در یك دسته و موز و آلو را در دسته دیگر قرار دهد. اجازه ندهید فرزندتان از بازی خسته و دلزده شود. به موقع آموزش‌ را تمام كنید تا حوصله‌اش سر نرود.

 

دایره لغاتش را غنی كنید

شناخت رنگ‌ها الزاما به معنی آموختن نام آنها نیست. اگر كودك شما توانسته رنگ‌ها را بشناسد و آنها را از هم تفكیك كند، می‌توانید نام آنها را هم كم‌كم به او آموزش دهید. این كار را به مرور و با كمك كارهای روزانه انجام دهید مثلا وقتی لباس می‌پوشد توجه او را به رنگ قرمز كفش‌هایش جلب كنید یا وقتی در پارك قدم می‌زنید با نشان دادن اردكی كه در دریاچه وسط پارك شنا می‌كند، رنگ سفید را به او بیاموزید. سعی كنید كنار این مسایل رنگ‌های متضاد و هارمونی‌دار را هم به او آموزش دهید، اما عجله نكنید. كودك به اندازه كافی فرصت دارد تا این مسایل را یاد بگیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394

متخصصان همیشه بر لزوم اهمیت دریافت مقدار کافی از ویتامین ها و مواد مغذی در رژیم روزانه غذایی تاکید می کنند، اما نکته بسیار مهمی که بسیاری از افراد جامعه توجه زیادی به آن ندارند، مصرف درست و به اندازه آنها است. اصلا ویتامین ها چه نقشی در بدن ایفا می کنند؟ آیا ریزش مو نشانه کمبود ویتامین B در بدن است یا پوسته پوسته شدن لب ها به دنبال کمبود ویتامین E اتفاق می افتد؟ اصلا کمبود ویتامین در بدن با تظاهرات بالینی همراه است یا تنها راه اینکه بفهمیم بدن مان به چه ویتامین هایی نیاز دارد، انجام آزمایش خون است؟

برای یافتن پاسخ این پرسش ها سراغ دکتر نیاز محمدزاده هنرور، متخصص تغذیه و رژیم درمانی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران رفتیم. با ما همراه باشید تا با خواندن این گفت و گو به پاسخ این پرسش ها برسید.

ویتامین ها نقش حیاتی برای سلامت انسان ها داشته و وجود آنها در بدن برای ادامه بقا لازم و ضروری است. احتمالا می دانید ویتامین ها به دو گروه تقسیم می شوند؛ برخی محلول در آب و برخی محلول در چربی هستند. از طرفی بهترین راه دریافت این ترکیبات موثر رعایت تنوع و تعادل در برنامه غذایی و استفاده مناسب از تمام گروه هایی غذایی به ویژه میوه ها و سبزیجات است. البته کمبود ویتامین ها در بدن، علائم متفاوتی ایجاد می کند که گاهی بسیار خفیف و گاهی خطرناک و غیرقابل جبران است. از این رو می توان به نقش حیاتی آنها پی برد. در این میان نشانه های کمبود، با توجه به نوع هر ویتامین در نقاط خاصی از بدن ظاهر می شوند.

 

وقتی کمبود ویتامین A دارید

ویتامین A در کبد ذخیره می شود و کمبود آن در مدت زمان کوتاه، عارضه ای ایجاد نمی کند چون کبد در مواقع ضروری مقادیر زیادی از آن را برای استفاده بدن آزاد می کند. در موارد خاص، برخی از بیماری ها مثل اختلالات جذب و اسهال چرب باعث می شوند، کبد نتواند میزان کافی از این ویتامین راجذب کرده و در نتیجه فرد دچار علائمی از کمبود این ویتامین می شود. این علائم عبارت اند از اختلال در بینایی و شب کوری، اختلال باروری به ویژه در جنس مذکر، سقط خود به خودی، کم خونی و اختلال در سیستم ایمنی. به همین دلیل توصیه می شود در صورت مشاهده هریک از این علائم به متخصص مراجعه کنید تا در صورت ابتلا به کمبود شدید ویتامین A اقدامات ضروری صورت گیرد.

 

نشانه های کمبود ویتامین D

ویتامین D توسط نور خورشید در بدن ساخته می شود و در مناطقی که نور خورشید کمتر به زمین می تابد، کمبود این ویتامین بیشتر مشاهده می شود و با علائمی مثل پوکی استخوان در بزرگ سالان و نرمی استخوان در کودکان در حال رشد بروز می کند. براساس آخرین تحقیقات، این ویتامین در پیشگیری از ابتلا به افسردگی و برخی از سرطان ها موثر است. همچنین نقش ویتامین D در پیشگیری از ابتلا به بیماری ام اس هم از دیگر نتایج این تحقیقات است.

 

اگر کمبود ویتامین E و K داشته باشید

اگرچه کمبود ویتامین E و K چندان شایع نیست اما عوارضی از کمبود این دو ویتامین در مواردی که این کمبود، شدید باشد، گزارش شده است. این نشانه ها عبارت اند از اختلال در انعقاد خود و شکستگی های استخوانی. درخصوص کمبود ویتامین E هم می توان به اختلالات عصبی، عضلانی و تولید مثل اشاره کرد.

 

ویتامین های گروه B

ویتامین های گروه B اهمیت بالایی در حفظ انرژی بدن دارند اما این ویتامین در بدن ذخیره نمی شود و تامین آن از طریق موادغذایی ضروری است. البته ویتامین B12 تنها ویتامین گروه B محسوب می شود که دارای ذخایر کبدی برای تامین نیازهای بدن به مدت 5 تا 7 سال بوده و تنها در گیاه خواران مطلق، کمبود آن به چشم می خورد.

 

کمبود این ویتامین پوست را درگیر می کند

ویتامین B1 یا تیامین از آن دسته ویتامین هایی است که کمبود آن در بدن با نشانه های ظاهری در پوست همراه است. این ویتامین نقش بسیار مهمی در تولید انرژی ناشی از مصرف غذاها در بدن دارد. از دیگر علائم کمبود آن می توان به بی اشتهایی، کاهش وزن و علائم قلبی و عصبی اشاره کرد.

 

کمبود ویتامین B2

ترس یا حساسیت نسبت به نو (فتوفوبیا)، سوزش، خارش و اشک ریزش چشم، کاهش شفافیت بینایی و درد و سوزش لب ها و زبان از جمله مهم ترین نشانه های کمبود ویتامین B2 است. در مواقعی که شدت کموبد ویتامین بالا باشد، بروز مشکلاتی مثل ترکیلوز (شکاف و ترک خوردگی لب)، آنگولار استوماتیت (شکاف در پوست گوشه دهان و شقاق گوشه لب ها)، بثورات چرب پوستی، زبان متورم ارغوانی و افزایش رشد مویرگ های اطراف قرنیه چشم نیز دیده می شود.

 

وقتی کمبود ویتامین B3 دارید

وقتی این علائم را در بدن خود مشاهده کردید، امکان دارد به کمبود ویتامین B3 مبتلا شده باشید:
ضعف عضلانی، بی اشتهایی و سوء هاضمه و بثورات جلدی. این کمبود با تغییرات پوستی نیز بروز می کند به این ترتیب که نواحی از پوست که در معرض نور آفتاب هستند (دست ها، بازو، گردن و پاها) دچار ترک خوردگی، تیرگی رنگ و درماتیت پوسته ریزی کننده خواهندشد. حتی گاهی کمبود نیاسین سیستم عصبی را هم درگیر می کند که اغلب با نشانه هایی مثل گیجی و منگی، التهاب عصبی و تغییرات دستگاه گوارش به شکل تحریک پذیری و التهاب غشای مخاطی دهان و لوله گوارش همراه است.

 

کمبود ویتامین B6 و بروز صرع

ویتامین B6 در بدن نقش مهمی داشته و کمبود آن موجب مشکلات پوستی و عصبی در فرد می شود و زمانی که بدن فرد این ویتامین را به میزان کافی ذخیره نکرده باشد، دچار علائمی مانند ضعف، بی خوابی، نوروپاتی محیطی، کیلوز، التهاب زبان، التهاب حفره دهان و اختلال ایمنی سلولی خواهدشد. شاید تعجب کنید اما کمبود ویتامین B6 در درازمدت می تواند فرد را مبتلا به بیماری صرع کند. البته خوشبختانه درمان با پیریدوکسین یا پیریدوکسال فسفات کمک کننده است.

 

اگر زود خسته می شوید

کمبود فولات یا ویتامین B9 منجر به بروز کم خونی در بدن شده و بررسی ها نشان می دهند که عدم مصرف این عنصر حیاتی در دوران بارداری می تواند جنین را به نقایص سیستم عصبی مبتلا کند، زیرا در صورت بروز این کمبود هنگام بارداری، لوله عصبی جنین به صورت کامل تشکیل نمی شود و سلامت جنین به خطر می افتد. با این حساب توجه به مصرف کافی این ویتامین در تمام خانم ها به ویژه در سنین باروری ضروری است.

 

کمبود ویتامین B12 و خستگی زودرس

یکی از عوارض مهم عدم مصرف ویتامین B12 ایجاد عارضه کم خونی است که همین امر زمینه ساز بروز مشکلات عصبی و استرس های مزمن را نیز فراهم می کند. بدنیست بدانید بی حالی و خستگی زودرس در افراد می تواند یکی از دلایل کمبود این ویتامین باشد.

 

اگر ویتامین C بدن تان کم است

اگر می خواهید کمبود ویتامین C بدن تان را رفع کنید، سراغ مصرف ترکیبات طبیعی حاوی این ویتامین بروید، زیرا کمبود این ویتامین نه تنها شما را مدام به انواع سرماخوردگی دچار می کند بلکه ممکن است به بیماری اسکوربوت هم مبتلا شوید. همچنین حذف ویتامین C از رژیم افراد سالم طی 30 روز حتی در صورت اشباع بودن ذخایر آن در بدن، علائم کمبود را تشدید می کند. بزرگسالان مبتلا به اسکوربوت ممکن است دچار تورم و خونریزی لثه، از دست دادن دندان، خواب آلودگی، خستگی، دردهای مفاصل در پاها، تحلیل عضلانی، ضایعات پوستی و تغییرات روانی مختلف (مانند هیستری، هیپوکندری و افسردگی) شوند. از دیگر علائم کمبود ویتامین C می توان به خونریزی زیرپوستی، پیچ خوردگی شدید موها، درد مفاصل، تورم لثه، افسردگی، سندروم شوگرن (نوعی اختلال التهابی مزمن و وابسته به دستگاه ایمنی) تب، تنگی نفس و... اشاره کرد.

 

عوارض مصرف بی رویه مکمل ها

باید بدانید مصرف خودسرانه ویتامین ها مانند کمبود آنها فراد را دچار عوارض خطرناکی می کنند. به طور مثال برخی افراد برای جلوگیری از ابتلا به سرماخوردگی روزانه اقدام به مصرف ویتامین C می کنند اگرچه به گفته پزشکان مصرف بیش از حد این ویتامین خطری را متوجه فرد نمی کند و به طور معمول محدوده مصرف ویتامین C حدود 2000 میلی گرم در نظرگرفته می شود، اما افرادی که در طول یک روز بیش از این میزان ویتامین را مصرف می کنند ممکن است دچار علائمی چون استفراغ، سردرد، بی خوابی و ترش کردن شوند. حی در مواردی مصرف غیرمجاز این ویتامین فرد را مبتلا به اسهال می کند.

 

بایدها و نبایدهای مکملی

این روزها انواع و اقسام مکمل ها غذایی حاوی ویتامین های مختلف در داروخانه ها یافت می شوند که اتفاقا مشتریان زیادی هم دارند. درواقع بسیاری از خانم ها به توصیه اطرافیان شان برای رشد بهتر مو و ناخن مکمل زینک (روی) مصرف می کنند، برای پیشگیری از پوکی استخوان مکمل کلسیم می خورند و برای رفع مشکلات ناشی از کمبود انواع ویتامین ها، سراغ مولتی ویتامین می روند. این در حالی است که براساس پژوهش های محققان مصرف خودسرانه مکمل غذایی مثل تیغ دولبه عمل می کند و سلامت مصرف کننده ها را به خطر می اندازد. به گفته این محققان، مصرف بی رویه این مکمل ها در خانم ها باعث تغییرات هورمونی، افزایش موهای زائد، بروز جوش صورت و بدن و در آقایان باعث کاهش سطح تستسترون (هورمون جنسی مردانه) و حتی ناباروری می شود. البته این خطرات متوجه مکمل غذایی خاصی نیست و مصرف هریک از آنها بدون مشورت با پزشک دردسرساز خواهدبود.

 

یک باور اشتباه

یکی از مهم ترین مشکلاتی که بسیاری از خانم های ایرانی با آن مواجه اند، کمبود کلسیم است. در صورتی که خواب شبانه منظم و باکیفیتی دارید، اما در طول روز دچار خواب آلودگی می شوید، باید به پزشک مراجعه کنید چون محققان می گویند بین سطح ویتامین D بدن و خواب آلودگی روزانه رابطه مستقیمی وجود دارد و شاید با مصرف مکمل این مشکل برطرف شود.

 

اگر مکمل مصرف می کنید

کم نیستند افرادی که به دلیل کمبود ویتامین و توصیه پزشک شان مکمل مصرف می کنند. اگر شما هم جزو این افراد هستید، باید بدانید یک ساعت پیش از خوردن صبحانه یا 2 ساعت پس از مصرف هریک از وعده های غذایی، بهترین زمان برای مصرف مکمل ها به ویژه مکمل آهن است. همچنین بهترین زمان برای صمرف مولتی ویتامین ها صبح و هنگام خوردن اولین وعده غذایی است، زیرا ویتامین ها مواد ترکیبی هستند و بهترین زمان جذب آنها در بدن هنگامی است که با یک ماده خوراکی مصرف شوند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394

یك‌سوم جمعیت كشور را تك‌فرزندها تشكیل می‌دهند؛ بچه‌هایی كه همبازی‌شان مادر و مادربزرگ است، نه خواهر و برادر. برخی می‌گویند دلیلی برای نگرانی در این مورد وجود ندارد و پرورش یك فرزند در شرایط مناسب بهتر از بزرگ كردن چند كودك در شرایط نامساعد است. گروه دیگری هم معتقدند تك‌فرزندی می‌تواند پیامدهای نگران‌كننده‌ای برای اجتماع و جمعیت یك‌سومی به همراه بیاورد.


به بهانه جدال میان این دو گروه و نگرانی مسئولان درمورد سرنوشت جامعه‌ای كه تك‌فرزندی در آن باب شده، سری به یافته‌های پژوهشگران زدیم. محققان می‌گویند تنها فرزند خانواده بودن را نه می‌توان كاملا منفی و آسیب‌زننده دانست و نه به‌عنوان یك برگ برنده از آن یاد كرد، با این وجود برخی از یافته‌های آنها ادعای مسئولان را تایید می‌كند و نشان می‌دهد كه تك‌فرزندان مشكلاتی را در زندگی‌شان یدك می‌كشند و بعدها هم اجتماع و ساكنانش را درگیر مشكلاتی می‌كنند.

ممكن است طلاق بگیرند
امكان جدا شدن از همسر، موضوعی است كه باتوجه به آمار سرسام‌آورش این روزها ممكن است سراغ هر كسی برود اما محققان می‌گویند این احتمال برای تك‌فرزندها بیشتر است. محققان می‌گویند داشتن خواهر و برادر احتمال طلاق گرفتن در آینده را كاهش می‌دهد. از نظر آنها هر خواهر یا برادری كه به زندگی فرد اضافه می‌شود (تا تعداد 7 نفر) احتمال جدا شدن او از همسر آینده‌اش را دو درصد كاهش می‌دهد. به‌گفته محققان، زندگی مشترك تك‌فرزندها ناپایدارتر است و این افراد توانایی كمتری برای سازگار شدن با مشكلات بعد از ازدواج و حل كردن‌شان دارند، درحالی‌كه افرادی كه تجربه زندگی با خواهر و برادر را داشته‌اند، راحت‌تر از پس حل مشكلات زندگی‌ زناشویی‌شان برمی‌آیند.

بیماری تهدیدش می کند
محققان می‌گویند بچه‌دار شدن می‌تواند سلامت مردها و زنها را تضمین كند، اما به شرط اینكه به تك‌ فرزندی اكتفا نكنند. از نظر آنها خطر ابتلا به بیماری‌هایی كه جان افراد را تهدید می‌كند- مثل سرطان و بیماری‌های قلبی- با به دنیا آمدن فرزندان كمتر می‌شود اما مادران محققان بر این باورند كه زنان و مردانی كه فرزند ندارند یا یك فرزند دارند، بیشتر در معرض ابتلا به بیماری‌ها و خطر مرگ قرار می‌گیرند. از طرف دیگر آنهایی كه سه فرزند یا بیشتر دارند هم در معرض این خطر باقی می‌مانند؛ چراكه استرس بیشتری را تجربه می‌كنند.

شاید جانی شود
می‌دانیم از كلمات ناخوشایندی استفاده می‌كنیم اما چاره‌ای نداریم. ما تنها یافته‌های محققان را به اطلاع شما می‌رسانیم. آنها باتوجه به بررسی‌هایی كه در فنلاند انجام داده‌اند، دریافته‌اند كه احتمال بروز رفتارهای خشونت‌آمیز و ارتكاب جرم در تك‌فرزندها بیشتر است. محققان می‌گویند تك‌فرزند بودن مساوی با جانی شدن نیست اما در میان فهرست جنایتكاران نام كسانی كه خواهر و برادر ندارند بیشتر به چشم می‌خورد. شاید به همین دلیل است كه روانشناسان كودك، داشتن دو فرزند را بیشتر از پرورش یك فرزند توصیه می‌كنند.

باسوادتر هستند
گرفتن نمرات بهتر و دستیابی به مدارج بالاتر علمی، شانسی است كه معمولا در خانه تك‌فرزندها را می‌زند. معلوم نیست توجه بیشتر خانواده‌ها، دسترسی به امكانات بهتر یا چه عوامل دیگری در این مورد تاثیرگذار است اما آنچه در مطالعات جامعه‌شناسان آمریكایی اثبات شده، این است كه تك‌فرزندها بیشتر به دانشگاه وارد می‌شوند و در مدرسه و دانشگاه هم نمرات بهتری می‌گیرند. بررسی‌ها نشان می‌دهد كه بچه‌های تك‌فرزند همیشه در كلاس درس یك سر و گردن از همكلاسی‌های دیگرشان بالاترند.

چاق‌تر هستند
شاید این یافته پژوهشگران به نظرتان عجیب به نظر برسد اما محققان گروهی از كودكان هفت كشور اروپایی را مورد بررسی قرار داده و دریافته‌اند كه آمار چاقی میان تك‌فرزندها بالاتر است. محققان می‌گویند بچه‌هایی كه خواهر و برادر ندارند، 50 درصد بیشتر از كودكان دیگر در معرض ابتلا به چاقی قرار دارند.

به‌گفته پژوهشگران این كودكان بیشتر از آنكه وقت خود را به بازی و تحرك بگذرانند با تلویزیون سرگرم می‌شوند و كمتر در فضای بیرون از خانه بازی می‌كنند. البته تماشای بیش از اندازه تلویزیون و خانه‌نشینی این كودكان تنها یكی از احتمالاتی است كه در مورد دلیل چاق شدن‌شان مطرح می‌شود و احتمالا عوامل دیگری هم در این مورد دخیل هستند.

با كارهای جمعی میانه ندارند
متخصصان می‌گویند تمایل تك‌فرزندها به حضور و مشاركت در فعالیت‌های جمعی كمتر است و معمولا این كودكان درونگراتر از هم‌سالان‌شان هستند. روانشناسان می‌گویند بسیاری از تك‌فرزندها در به اشتراك گذاشتن داشته‌های‌شان ناتوان هستند و از آنجا كه والدین‌شان تنها همدم آنها هستند، به جای نشان دادن رفتارهای مناسب سن خود، از رفتار بزرگسالان الگو‌برداری می‌كنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد كه مشكلات رفتاری در میان كودكان تك‌فرزند بیشتر به چشم می‌خورد اما از نظر محققان این كودكان هوش بالاتری نسبت به همسالان غیر تك‌فرزندشان دارند.

خوشحال‌ترند
درحالی‌كه بسیاری از افراد معتقدند تك‌فرزندی یعنی تنهایی و افسردگی، روانشناسان انگلیسی معتقدند با وجود تمام بدی‌هایی كه در مورد تنها بودن و تك‌فرزندی گفته می‌شود، این كودكان از آنهایی كه خواهر و برادر دارند خوشحال‌تر و فعال‌تر هستند. بررسی‌های آنها نشان می‌دهد بچه‌هایی كه خواهر و برادر دارند همیشه نگران و ناخشنود هستند اما از آنجا كه تك‌فرزندها نیازی ندارند داشته‌های‌شان را با كسی تقسیم كنند، از زندگی‌شان رضایت بیشتری دارند. محققان می‌گویند وقتی از تك‌فرزندها پرسیده می‌شود كه آیا دوست دارند به قیمت تقسیم دارایی‌های‌شان با خواهر و برادر از تنهایی در بیایند، با پاسخ منفی آنها روبه‌رو شده‌اند.

دست و دلبازترند
گرچه برخی معتقدند دست و دلبازی و خساست ویژگی‌های ذاتی هستند اما از نظر محققان آدم‌ها با این ویژگی‌ها به دنیا نمی‌آیند و به‌تدریج آنها را كسب می‌كنند. از نظر آنها آدم‌هایی كه خواهر و برادر ندارند و تنها فرزند خانواده هستند، بیشتر احتمال دارد كه دست و دلباز شوند و خساست را كنار بگذارند. به‌گفته محققان هرچه احساس مسئولیت‌پذیری در افراد بالاتر باشد، دست و دلبازتر می‌شوند و باتوجه به پژوهش‌های آنها، از آنجا كه تك‌فرزندها مسئولیت‌پذیری بیشتری دارند، زودتر و راحت‌تر از كسانی كه خواهر و برادر دارند خساست را كنار می‌گذارند.

 
اعتمادبه‌نفس‌شان بالاتر است
روانشناسان می‌گویند افرادی كه از بدو تولد امنیت بیشتری را احساس كرده‌اند، اعتمادبه‌نفس بیشتری هم دارند و این همان دلیلی است كه اعتمادبه‌نفس تك‌فرزندها را بالا می‌برد. محققان می‌گویند تك‌فرزندها بیشتر از بچه‌هایی كه خواهر و برادر دارند امنیت را لمس كرده‌اند و با اعتمادبه‌نفس‌تر هم هستند به همین دلیل زودتر به فعالیت‌های اقتصادی وارد می‌شوند و زندگی راحت‌تری برای خود می‌سازند. بررسی‌های دیگری هم نشان می‌دهد كه این افراد زودتر از كسانی كه خواهر و برادر دارند زبان باز می‌كنند.

مسئولیت‌پذیرترند
حتما شنیده‌اید كه فرزندان بزرگ خانواده مسئولیت‌پذیرتر از بچه‌های دیگر هستند اما تنها بچه‌های بزرگ نیستند كه احساس قوی مسئولیت‌پذیری دارند، محققان می‌گویند تك‌فرزندها هم بی‌اندازه مسئولیت‌پذیرند و اشتباهات‌شان را به گردن دیگران نمی‌اندازند. به گفته محققان درست است كه این افراد تمایل زیادی به انجام كارهای گروهی ندارند اما زمانی كه كارشان را به صورت انفرادی انجام می‌دهند، مسئولیت‌پذیری را هم چاشنی‌اش می‌كنند و به بهترین شكل آن را به پایان می‌رسانند.

  1- 
می‌خواهند دنیا را تغییر دهند
خصوصیات تك‌فرزندها به بچه‌های اول خیلی شبیه است، آنها همیشه باید پاسخگوی انتظارات ریز و درشت والدین‌شان باشند و به همین دلیل تواناتر از بچه‌های وسط و كوچكتر خانواده‌های چندفرزندی بار می‌آیند. آنها منظم و باوجدان هستند و می‌شود روی حرف‌شان حساب و به آنها اطمینان كرد.
  2- 
زودرنجند
تخیل قوی یكی از ویژگی‌های تك‌فرزندهاست. آنها می‌دانند چطور از واژه‌ها استفاده كرده و حرف دل‌شان را بیان كنند اما توانایی آنها در چرب‌زبانی همیشه به شخصیتی محبوب بدل‌شان نمی‌كند. آنها حساس و زودرنج هستند و خیلی‌ها به همین دلیل دوست‌شان ندارند.
  3- 
با هر كسی كنار نمی‌آیند
تك‌فرزندها كمی پرتوقع هستند و گاهی كمال‌گرایی بیش از اندازه كار دست‌شان می‌دهد. برخی روانشناسان معتقدند یك تك‌فرزند، با چنین ویژگی‌هایی بهتر است با كسی كه بچه اول خانواده است ازدواج نكند و سراغ بچه‌های وسطی كه آرام‌تر، صبورتر و حرف گوش‌كن‌تر هستند برود.

فراموش نکنید که...
 
آنچه در مطالعات جامعه‌شناسان اثبات شده، این است كه تك‌فرزندها بیشتر به دانشگاه وارد می‌شوند و در مدرسه و دانشگاه هم نمرات بهتری می‌گیرند. بررسی‌ها نشان می‌دهد بچه‌های تك‌فرزند همیشه در كلاس درس یك سر و گردن از همكلاسی‌های دیگرشان بالاترند، اما نباید فراموش کرد که  به گفته گروهی دیگر از محققان این گروه از بچه‌ها در مقایسه با دیگران تمایل کمتری به حضور و مشارکت در فعالیت‌های جمعی و گروهی دارند و عموما کودکانی درونگرا هستند
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394

” گریه نکن “

دیدن گریه بچه ها همیشه راحت نیست اما وقتی که به او می گوییم ” گریه نکن” احساسات او را نادیده گرفته و به او می فهمانیم که اشک هایش برای ما ارزشی ندارد. این باعث می شود که او احساساتش را مخفی کند و در نهایت دچار انفجار عاطفی شده و بیشتر ناراحت شود.

سعی کنید به کودک فضایی برای گریستن بدهید مثلا بگویید ” ایرادی ندارد که گریه کنیهرکسی بعضی وقتها به گریه نیاز دارد. منم همینجا هستم و به تو گوش می کنم.” حتی ممکن است گاهی احساسی که کودک دارد را شما بیان کنید، ” ناراحتی که نمیتوانیم برویم پارک ، آره؟ ” این کمک می کند که کودک احساس خودش را بهتر درک کند و یاد بگیردکه در غالب جملات آنها را بیان نماید. با تشویق او به بیان احساساتش ، به او کمک می کنید که احساسش را تنظیم نماید که جزو توانایی های مشکل هر فردی در سراسر زندگی اش به شمار می رود.

” قول می دهم …”

زیر قول زدن واقعا ناراحت کننده است. لحظه سنگینی است و از آنجاییکه زندگی کاملا غیرقابل پیش بینی است، من پیشنهاد می کنم که کلا این واژه را از دایره لغات خود حذف کنید.

در عوض سعی کنید که کاملا با کودک صادق باشید. ” می دانم که تعطیلات دوست داری با سارا بازی کنی و ما همه تلاشمان را می کنیم که این اتفاق بیافتد. اما خواهش می کنم یادت باشد که بعضی وقتها اتفاقات پیش بینی نشده ای می افتد، من هم تضمین نمی کنم که حتما این هفته این اتفاق بیافتد.” ولی هر زمانی که میگویید کاری را انجام می دهید مطمئن باشید که از پس آن بر می آیید . سر قول ماندن، اعتماد می آورد و زیر قول زدن ارتباط عاطفی شما را زیر سوال می برد پس مراقب حرفی که می زنید باشید، و تا آنجاییکه ممکن است کاری کنید که طبق حرفی باشد که زده اید.

یک نکته ای که باید درباره این مساله اشاره کرد این است که اگر سر قولتان نماندید ، به آن اذعان داشته باشید و از فرزندتان عذرخواهی کنید. به یاد داشته باشید که شما به او یاد می دهید که درزمان بدقولی کردن چگونه رفتار کند . بدقولی کردن چیزی است که اغلب ما حداقل یک بار دچارش می شویم. حتی اگر برای شما مهم نباشد ولی می تواند برای کودک مهم باشد. پس همه سعی خود را بکنید که الگویی از صداقت برای او باشید و چنانچه موفق نبودید حداقل سعی کنید پا پیش گذاشته و مسئولیت آنرا به عهده بگیرید.

” چیز مهمی نیست

خیلی وقتها اتفاقاتی می افتند که ما احساسات کودک را نادیده می گیریم، ولی باید واقعا مراقب این قضیه باشید. برای کودک اغلب چیزهایی مهم است که برای ما بزرگسالان اهمیت چندانی ندارند. پس سعی کنید همیشه از دید او به قضیه نگاه کنیدبا او همدردی کنید حتی اگر مرزی بین خود و او قائلید و یا به در خواست او پاسخ منفی داده اید.

” من واقعا متوجهم که تو آن چیز را می خواهید اما امروز نمی شود آن کار را انجام داد.” یا ” متاسفم که مایوست می کنم ولی پاسخم منفی است” اینها بهتر از پاسخ هایی هستند که شما برای متقاعد کردن او بکار می برید و به او می فهمانیدکه خواسته های او واقعا اهمیتی ندارند.

” همین حالا دست بردار، وگرنه!”

تهدید کودکان معمولا کار خوبی نیست. اول از همه ، شما به آنها مهارتی می آموزید که واقعا دوست ندارید داشته باشند: استعداد بکار بردن زور یا قدرت حیله گری برای گرفتن چیزی که می خواهند حتی وقتی که دیگران تمایلی به این کار نداشته باشند. دوم، شما خودتان را در یک موقعیت ناشیانه قرار می دهید یعنی مجبور می شوید که از تهدیدهای خود دفاع کنید- قرار دادن یک مجازات سختگیرانه در قبال تهدیدی که در حالت عصبانیت کرده بودید- یا می توانید عقب نشینی کنید و به کودکتان یاد دهید که تهدید شما بدون معنی بوده است. در هر حال، باعث می شوید که نتیجه مطلوب را نگیرید و رابطه خود را با کودک خراب کنید.

در حالیکه تهدید نکردن کودک خیلی سخت است، سعی کنید درباره خطرات احتمالی به او هشدار دهید و یا به سمت چیزمناسب تری هدایتش کنید. ” اصلا خوب نیست که برادرت را بزنی. نگران اینم که او تو را بزند و یا او هم در عوض تو را می زند. اگر می خواهی به چیزی آسیب وارد کنید بهتر است آن چیز یک بالش، مبل و یا تخت خواب باشد.” با مطرح کردن یک چنین پیشنهاداتی که امنیت بیشتری هم دارند همچنان به او این اجازه را می دهید که احساساتش را خالی کنید و شما هم بتوانید نقشی در تعیین رفتار او داشته باشد. در نهایت این امر باعث میشود که او خودش و احساساتش را بهتر کنترل کند.

” چرا اینکار را کردی؟

اگر کودک کاری کرده که شما خوشتان نمی آید ، مطمئنا باید با او صحبت کنید. اما تنشی که در آن لحظه به وجود می آید اجازه نمی دهد که او از اشتباهاتش درس بگیرد. و وقتی که شما از او می پرسید ” چرا؟” شما به او فشار می آورید کهبه کارش فکر کند و آنرا تحلیل نماید که یک مهارت بسیار پیشرفته حتی برای بزرگتر ها به شمار می رود. در زمان برخورد با چنین پرسشی ، بیشتر کودکان حالت تدافعی به خود گرفته و یا سکوت می کنند.

در عوض، یک مسیر ارتباطی با او برقرار کنید و حدس بزنید که او چه احساسی ممکن است داشته باشد و نیازهای اساسی او چه چیزهایی می تواند باشد. ” مایوس شدی که دوستانت به نظرت گوش ندادند؟ ” با تلاش به درک احساسات و نیازهای او ، ممکن است حتی حس کنید که از عصبانیت خودتان نیز کاسته شده است. ” او دوستانش را کتک زد چون نیاز به فضایی داشت و احساس ترس کرده بود و نمی دانست که با دیگران به چه روشی ارتباط برقرار کند. او تروریست که نیست فقط یک بچه است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


تحقیقات نشان می دهند که برخی عبارات مثبتی که ما به کودکان می گوییم ، در واقع بسیار مخرب هستند. باوجود اینکه نیت بدی نداریم، اما با بکار بردن این جملات باعث می شویم که کودکان به آنچه که واقعا هستند باور نداشته باشند. بعضی از جملات ما گول زننده اند و باعث می شوند کودک کمترین تلاش ممکن را برای کاری انجام دهد و یا در زمان سخت شدن کاری آنرا رها کند.

اینجا یک لیست از ۱۰ عبارتی داریم که شما باید همین حالا از دایره لغات خود حذف کنید. همچنین در کنار این عبارات ما عبارات پیشنهادی به شما معرفی می کنیم که شما با استفاده از این عبارات بتوانید انگیزه درونی و اشتیاق کودک را تحریک کنید.

کارت خوب بود

این جمله معمولا مکررا برای کارهایی استفاده می شود که کودک در انجامش واقعا تلاشی نکرده، با بکار بردن این عبارت به او یاد می دهید که هرچیزی که مامان یا بابا بگوید ” کار خوب ” است( یعنی فقط در زمانی که پدر ومادر بگویند خوب است)

به جای آن بگویید تو واقعا برای آن سخت تلاش کردی!با تکیه روی تلاش کردن ،به او یاد می دهیم که تلاش از نتیجه مهمتر استاین به کودک یاد می دهد که در زمان روبرو شدن با یک کار سخت ، پافشاری بیشتری در انجام آن از خود نشان دهد و به شکست به دید یک گام به سوی موفقیت نگاه کند.

پسر/ دختر خوب

این جمله در حالیکه جزو عبارات مثبت به شمار می رود اما واقعا تاثیری متضاد چیزی که می خواهیم دارد. اغلب والدین از این جمله برای بالا بردن اعتماد بنفس کودک استفاده می کنند. اما متاسفانه تاثیر آن کاملا برعکس است. وقتی دختر شما جمله ” دختر خوب” را بعد از انجام کاری که شما از او خواسته بودید می شنود، اینطور تلقی می کند که چون کاری کهشما” خواسته اید را انجام داده پس ” خوب ” است. و این سرآغاز این داستان است که کودک از این می ترسد که نکند دیگر ” بچه خوبی ” نباشد و انگیزه و اشتیاق او برای همکاری در سایر کارها از ترس دریافت نکردن همین بازخورد سرد شود.

درعوض بگوییدزمانی که کمک می کنی واقعا لذت می برم . این جمله به کودک می فهماند که شما چه می خواهید و رفتار او چگونه روی نظر شما تاثیر می گذارد. شما میتوانید حتی احساسات خود را به او بروز دهید و مثلا بگویید: ” دیدم که عروسکت را به دوستت قرض دادی” این به کودک اجازه می دهد که برای خودش تصمیم بگیرد و بداند که قرض دادن کار خوبی است و به او این حق را می دهد که دوباره همین کار را با انگیزه درونی خود تکرار کند نه به این خاطرکه اینکار را برای خوشایند شما انجام دهد.

چه عکس زیبایی

وقتی که ما نظر و عقاید خود را درمورد کار هنری کودک تحمیل می کنیم، در واقع این حق قضاوت و اعتبار بخشیدن را درباره کار خودش از او می گیریم. به جای این جمله بگویید:” من قرمز ، آبی و زرد می بینم ! نظرت خودت درباره نقاشی ات چیست؟ ” بوسیله مشاهده درعوض بیان ارزیابی خود، به کودک اجازه می دهید که تصمیم بگیرد نقاشی زیباست یا خیر. شاید در نظر او نقاشی ترسناک باشد و اگر از او بخواهید نظرش را درباره نقاشی بگوید ، در واقع از او خواسته اید کهکار خود را ارزیابی کند و نیت و مهارتهای خود را که نشان دهنده خلاقیت او در زمان بالغ شدن می باشد را با شما درمیان بگذارد و او را همانند هنرمندی رشد دهید.

” اگر تو فلان کار را بکنی من به تو فلان چیز را می دهم

رشوه دادن به بچه ها مانع مشارکت آنها به سهولت و سادگی می شود. این چنین معاملاتی با کودکان تبدیل به یک سرازیری لغزنده می شود و چنانچه بطور مداوم صورت گیرد،همیشه مجبور به عقب نشینی می شوید . مثلا ” نه! اتاقم را تمیز نمی کنم اگر برایم فلان چیز را نخری”.

به جای آن از جمله” از اینکه به من در تمیز کردن خانه کمک می کنی ممنونم “استفاده کنید . هنگامی که ما قدردانی واقعی خود را نشان می دهیم کودکان انگیزه ذاتی برای کمک کردن پیدا می کنند و اگر فرزندان شما چندان اهل کمک نبودند، به او وقتهایی را یادآوری کنید که کمکتان می کرد. مثلا بگویید:” یادت هست یک زمانی کمکم می کردی آشغالها را بیرون بگذارم؟ واقعا کمک بزرگی بود. ممنونم!” . سپس به او اجازه دهید که به این نتیجه برسد که کمک کردن به دیگران لذت بخش است و یک پاداش معنوی در بر دارد.

” تو خیلی باهوشی

وقتی به بچه بگویید که باهوش است، فکر می کنیم که اعتماد بنفس و عزت نفس او را زیاد کرده ایم اما باید بدانید کهاینگونه ستودن از شخصیت او واقعا تاثیر عکس دارد. با گفتن اینکه او باهوش است، بطور ناخودآگاه این پیام را به او می فرستیم که او فقط درصورتی باهوش است که نمره خوبی بگیرد، کارش را تمام کند و یا بهترین نتیجه را بگیرد . همه اینها فشار زیادی را روی یک کودک وارد می سازد. مطالعات نشان می دهند ،وقتی که کودک حل یک بازی پازل را تمام کرد و به او بگوییم که باهوش است ، حرف ما باعث می شود که او برای حل پازل های سخت تلاش نمی کند. دلیلش هم این است که او نگران می شود که شاید پازل را نتواند حل کند و ما او را باهوش ندانیم.

در عوض سعی کنید به او بگویید که قدر تلاش او را می دانیدبا تمرکز کردن روی تلاش بیش از نتیجه، به او اجازه می دهید که بفهمید چه چیزی واقعا برایتان با ارزش است. درست است که حل کردن یک پازل جالب است اما حل پازل های سخت تر به مراتب جالب تر است. در همان مطالعه دیده شده که وقتی که روی تلاش تمرکز می کنیم- ” وای تو واقعا خوب تلاش کردی”- دفعه بعد کودک سعی می کند سعی کند پازل های مشکل تری را حل کند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394



چه عواملی در موفق بودن اطفال از لحاظ تحصیلی تاثیرگذارند و می توانند به کودکان در امر تحصیل کمک کنند.


هر روز برای کودکتان کتاب بخوانید.

 

یکی از عوامل مهم موفقیت کودکان در مدرسه این است که والدین از دوران کودکی عادت‌های صحیحی را در آنها نهادینه کنند تا این عادت‌های درست به پله‌های ترقی کودکان از جمله در عرصه تحصیلات تبدیل شوند.

سایت هلث‌دی‌نیوز به نقل از آکادمی اطفال در آمریکا چند راهکار زیر را به والدین توصیه می‌کند که عمل به آنها در نهایت به موفقیت تحصیلی فرزندانشان می‌انجامد:

کودک خود را عادت دهید که شب‌ها طبق یک برنامه منظم به موقع به رختخواب برود و صبح نیز صبحانه سالم بخورد.

زمان تماشای تلویزیون را از همان دوران کودکی برای فرزندتان محدود کنید و او را به ورزش کردن عادت دهید.

یک برنامه روزانه برای کمک به آموزش مهارت‌های لازم به کودکتان در نظر بگیرید.

در منزل‌تان یک جای مشخص برای نگهداری از تمام لوازم مورد نیاز برای رفتن به مدرسه از جمله کوله‌پشتی و کفش‌ها مشخص کنید.

در خانه همچنین یک فضای مشخص به عنوان فضای کاری برای کودکتان مهیا کنید تا در آنجا به انجام تکالیفش بپردازد و وسائل مورد نیازش نیز در اختیارش باشد و در عین حال آرام و عاری از هر عامل مزاحم و مشوش‌کننده ذهنی باشد.

هر روز برای کودکتان کتاب بخوانید.

با انجام صحیح مسئولیت‌ها و کارهای خود و همچنین دنبال کردن عادات سالم، الگوی خوبی برای فرزندتان باشید.

به حرف‌های کودکتان با دقت گوش دهید و با او آزادانه درباره موضوعات و اتفاقات مدرسه‌اش گفت و گو کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


اگر فرزند نوجوانی در خانه دارید، به احتمال زیاد با این موضوع مواجه شده اید که فرزندتان درباره یک مسئله صحبت های دوستانش را بیشتر از نظریات شما قبول دارد و حتی اگر در ظاهر به شما «چشم» بگوید باز هم طبق نظر دوستانش رفتار می کند. اگر قصد دارید نفوذ دوستان فرزندتان را کاهش دهید بهتر است بی گدار به آب نزنید، چون رفتارهای اشتباه شما در این باره فقط آن ها را نزد فرزندتان عزیزتر می کند.

 

در سال های کودکی، والدین تلاش می کنند تا خوب و بد، زشتی و زیبایی را به فرزند خود یاد بدهند. اما وقتی کودک به سن ۱۱، ۱۲ و ۱۳ سالگی می رسد، وضع تغییر می کند، چرا که در این سن و سال دوستان قدرت تازه ای پیدا می کنند و پدر و مادر برای حفظ موقعیت خود ناگزیرند مبارزه کنند!

ولی در این میان، آنکه بیشتر از همه حیران و متحیر می ماند، نوجوان است که نمی داند حق با کیست! زن روز می نویسد: از یک طرف والدین و آن وجدان و پندها و نصیحت های کودکی از درون به او می گوید: «نه، این کار را نکن!» و از طرف دیگر سایر بچه ها که از بسیاری جهات شبیه او هستند چپ و راست، خلاف می کنند، از یک طرف وجدان و پدر و مادر به او می گویند: «نه، تقلب نکن!» و از طرف دیگر همکلاسی هایش در امتحان تقلب می کنند!به همین دلیل نوجوان گاهی در برابر حرف های پدر و مادر طغیان می کند و گاهی هم طرفدار والدین می شود و گاهی هم ناگزیر راه اعتدال و میانه روی را در پیش می گیرد!


اما نگران نباشید در ادامه به شما خواهیم گفت چطور این بمب های دوستانه را خنثی کنید:

با زبان نوجوان صحبت کنید
وقتی کودکان به مرحله نوجوانی می رسند دیگر صحبت کردن با آن ها به زبان کودکانه درست نیست بلکه باید با آن ها به زبان خودشان صحبت کرد، صحبتی در شأن و شخصیت یک نوجوان! مثلاً گفتن جملات زیر به یک نوجوان می تواند او را همراه و در کنار شما قرار دهد:

* «
انتظار من و پدرت از تو خیلی زیاده، ما روی تو خیلی حساب می کنیم
* «
یک دقیقه خودت رو جای من بگذار اگه جای من بودی چه تصمیمی می گرفتی؟»
* «
فردا مهمان داریم، من دوست دارم سنگ تمام بذاری، قبوله؟»
* «
خیلی خسته شدم به کمکت احتیاج دارم
* «
تو از تبار و خانواده بزرگان هستی و آن ها هم هرگز تقلب نمی کنند
* «
به نظرت وقتی با خواهرت این طور صحبت می کنی او چه فکری می کند؟»
* «
اگه موافقی با هم خانه را تمیز کنیم اینطوری خیلی زودتر تموم میشه، موافقی؟»

البته به یاد داشته باشید که همه انسان ها در تمام شرایط یک جور نیستند و یک جور هم واکنش نشان نمی دهند، مخصوصاً وقتی احساسات و عواطف غلیان می کند و فرد برانگیخته می شود، ممکن است نوجوان یا حتی یک بزرگسال هم به درجات پایینی از اخلاق و تفکر تنزل کند و به همین دلیل این زمان ها معمولاً برای مباحث منطقی زمان مناسبی نیست.

وقت بگذارید
یکی دیگر از کارهایی که می توان در این زمینه انجام داد صرف وقت با نوجوان است. صرف وقت با نوجوان باعث می شود تا محبت بین والد و فرزند بیشتر شود و از طرف دیگر نوجوان رابطه نزدیکی را با والدین برقرار کند و مسائل و مشکلاتش را بیان کند.

 

والدین نوجوان های فاقد عزت نفس، خرده گیر و عیب جو هستند

 

احساس ارزش بدهید
والدینی که به کودکان خود احساس ارزش می دهند و اعتماد به نفس آن ها را بالا می برند و از این راه به نوجوان کمک می کنند تا به باورهای خود اعتماد و خود را بی نیاز کند از این که بخواهد رفتارهای دیگران را تقلید کند، دارای ویژگی های زیر هستند:

*
والدینی که به فرزندان خود احساس ارزش می دهند با عشق و علاقه با نوجوانشان برخورد می کنند، اما والدین نوجوان های فاقد عزت نفس، خرده گیر و عیب جو هستند.

*
والدینی که به فرزندان خود احساس ارزش می دهند برای فرزندانشان مقررات و قوانین وضع می کنند اما والدین نوجوان های فاقد عزت نفس، چنین چیزی را ندارند.

*
والدینی که به فرزندان خود اعتماد به نفس می دهند، علاوه بر قانون و مقررات، دموکراسی و انصاف را هم رعایت می کنند، اما والدین نوجوان های فاقد عزت نفس، چنین موقعیتی را در اختیار نوجوان قرار نمی دهند.

با توجه به آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که برخورد محبت آمیز، نظم و انضباط حساب شده و احترام، رفتارهای باارزشی است که نوجوان را نزد خودش و احتمالاً دیگران ارزشمند می کند و اعتماد به نفسش را بالا می برد.

راه حلی پیدا کنید
بسیاری از نوجوان ها ممکن است زیاد با تلفن خود صحبت کنند، تا دیروقت در بیرون از منزل باشند، دوستانی داشته باشند که شما آن ها را نمی شناسید، تکالیفشان را انجام ندهند و هزار مشکل و مسئله دیگر که شاید باعث رنج و عذاب شما شود، اما شما هم ممکن است مانند بسیاری از والدین با خود بگویید: «هیچی نگم بهتره، حوصله داد زدن هایش را ندارم، این طوری گوشم آسوده تر است

اما واقعیت این است که اگر شما سکوت کنید و درباره هر مسئله هر چند کوچک و پیش پا افتاده نخواهید خودتان را درگیر بحث و گفت وگو با نوجوان کنید، این مشکلات جزئی روی هم انباشته می شود و ممکن است روزی به بزرگ ترین دغدغه زندگی شما تبدیل شوند، دغدغه ای که نمی توانید برای آن راه حلی پیدا کنید، بنابراین بهتر است قبل از بزرگ شدن هر مشکلی که شما را رنج می دهد، فکری کنید و درباره آن با نوجوانتان صحبت کنید.

مثلاً اگر فرزندتان در پاسخ به این سوال که کجا بودی؟ با کی صحبت می کردی؟ و... می گوید که مگر شما به من اعتماد نداری! می توانید بگویید: «اعتماد و اطمینان باید مبتنی بر دانش، اطلاعات و حقایق باشد، من باید بدانم که کجا بودی، درسته که تو داری بزرگ می شوی اما هنوز به صورت کامل بالغ نشده ای و ممکن است ندانسته خطایی از تو سر بزند که برایت گران تمام شود و وظیفه من به عنوان مادر (پدر) تو این است که از بروز این اتفاقات جلوگیری کنم».

نوازش کنید
وقتی کودکان کوچک هستند آن ها را نوازش می کنیم، می بوسیم و در آغوش می کشیم اما هر چقدر که آن ها بزرگ تر می شوند، نوازش ها و بوسیدن های ما هم کمتر می شود، غافل از این که کودکان حتی در سنین بالاتر و پس از رسیدن به دوران نوجوانی هنوز به نوازش ما احتیاج دارند و نوجوان هنوز گردش دستان پدر و مادرش را در لابه لای موهایش دوست دارد و هنوز هم از این که دستانمان را دور شانه هایش بیندازیم و کنارش بنشینیم، لذت می برد.

مقایسه نکنید
رفتار ناپخته مقایسه کردن می تواند برای نوجوان کشنده باشد زیرا به جای تشویق و ترغیب نوجوان به جبران کم کاری ها و رفتارهای ناپسندش این پیام را مخابره می کند که «تو حقیرتر، پست تر و ضعیف تر هستی» از طرف دیگر مقایسه کردن خواهرها و برادرها هم اسباب رنجش و ناراحتی را برای فرزند تحسین شده، به ارمغان می آورد.

به جای مقایسه کردن بهتر است مستقیماً و با صراحت موضوع را با خودش در میان بگذارید و مثلاً بگویید: «من فکر می کنم نمره ای که گرفتی خیلی پایین تر از استعداد و توانایی تو باشد، اگر بیشتر وقت صرف کنی و درس هایت را جدی تر بگیری نتایج بهتری به دست خواهی آورد
».





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


حتی اگر نابغه نباشید، می توانید از استراتژی های کسانی مثل ارسطو و انیشتین، برای تقویت قدرت خلاقیت و اداره ی بهتر زندگیتان استفاده کنید." 

در این مقاله 8 استراتژی مهم برایتان آورده ایم که شما را تشویق می کند تا به جای پروراندن فکرها و تصورات بیهوده، کارآمد و مفید فکر کنید تا راه حل مشکلاتتان را خودتان به دست آورید. "این استراتژی ها، تکنیک های رایج بین نابغه های عرصه ی علم، هنر، و صنعت در طی تاریخ بوده است." 

1. 
به مشکلات از جوانب مختلف نگاه کنید، و دیدگاه های جدیدی را انتخاب کنید که کسان دیگری از آن استفاده نمی کنند
لئوناردوداوینچی عقیده داشت که برای به دست آوردن علم در مورد یک مشکل، باید یاد بگیرید که چطور آن مشکل را به راه های مختلف بازسازی کنید. او می گفت همیشه اولین رویکرد او به یک مشکل کمی متعصبانه بوده است. به همین دلیل سعی داشت تا مشکلات را از جوانب مختلف بررسی کند.

2. 
تجسم کنید
انیشتین وقتی به حل یک مشکل فکر می کرد، سعی می کرد تا موضوع خود را با استفاده از نمودارهای مختلف به چند طریق ممکن فرموله کند. او راه حل ها را تجسم می کرد. عقیده داشت که کلمات و اعداد به آن شکل نقش مهمی در فکر کردن درمورد راه حل یک مشکل ندارند

3. 
ایجاد کنید! یکی از ویژگی های متمایز نابغه ها استعداد تولیدی و زایایی آنهاست
توماس ادیسون 1،093 حق ثبت اختراع داشت. او با با ارائه ی فکر و تدبیر، سودمندی وسایل اختراعی خود را تضمین می کرد. دین کِیت از دانشگاه کالیفرنیا در مطالعه ی 2،036 مخترع تاریخ، به اثبات رساند که بزرگترین دانشمندان نه تنها آثار فوق العاده ای می ساختند، بلکه آثار بد و به درد نخوری هم در کارنامه ی خود داشته اند. آنها از شکست نمی ترسیدند، و آنقدر تلاش کردند تا به موفقیت دست یافتند.

4. 
ترکیبات جدید بسازید. افکار، ایده ها، تصاویر و اندیشه هایتان را ترکیب کنید و دوباره ترکیب کنید و آنها را بصورت ترکیبات مختلف درآورید، هرچند که طبیعی و مناسب نباشند
قانون های توارث که علم جدید ژنتیک برپایه ی آن قرار داده شده توسط راهب استرالیایی گریگو مندل مطرح شده که ریاضیات و بیولوژی را برای ایجاد یک علم جدید با هم ترکیب کرد.

5. 
رابطه سازی کنید. بین موضوعات نامشابه ارتباط ایجاد کنید
داوینچی قادر بود بین صدای زنگ و آب ارتباط ایجاد کند. ساموئل مورس توانست با مشاهده ی ایستگاه های حمل و نقلی توسط اسب، ایستگاه های تقویت کننده ای برای سیگنال های تلگراف اختراع کند

6. 
متضاد فکر کنید
فیزیکدان معروف نیلز بوهر عقیده داشت که اگر متضادها را کنار هم بیاورید، خواهید دید که افکار و اندیش تان به مرحله ی جدید منتقل می شود. توانایی او در تصور نور هم به عنوان یک ذره و هم یک موج باعث شد به اصل تکمیل برسد. افکار معلق و مسکوت می تواند به شما برای خلق یک شکل جدید کمک کند

7. 
استعاری فکر کنید
ارسطو استعاره را یکی از علامت های نوابغ می دانست. و عقیده داشت که هر فردی که ظرفیت درک شباهت های بین دو قلمرو کاملاً مختلف باشد و بتواند آنها را به هم ربط دهد، یک نابغه است

8. 
خود را برای شانس آماده کنید
هرچه برای انجام کاری تلاش کنیم و شکست بخوریم، مشغول کاری دیگر خواهیم شد. این اولین اصل تصادف خلاقانه است. شکست زمانی میتواند سودمند باشد که ما به آن بعنوان یک نتیجه بی حاصل فکر نکنیم. به جای این، روند کار، مؤلفه های آن، و طریقه تغییر آنها را تحلیل کنیم تا به نتیجه برسیم. نپرسید: "چرا من شکست خوردم؟!" بپرسید: "چه کرده ام؟
!" 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی