قارانلئقلاردا پارئلتئ
نادانسته هایمان به اندازه کل دنیا و آنچه می دانیم مشتی خاک است.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله:
اطلبو العلم من المهد الی اللحد.
زگهواره تا گور دانش بجوی.

«اطلبوا العلم و لو بالصین و هو علم‌ معرفة النفس‌ و منه‌ معرفة الرّب‌»؛
دانش را بیاموزید و لو در چین . این دانش معرفت نفس است که از او معرفت خداوند حاصل می شود.

طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة»

كسب علم و دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.

مدیر وبلاگ :جواد زارع
نویسندگان

ه

وقتی روی کتاب های کف اتاق خواب پسر ده ساله ام لیز خوردم فهمیدم که باید کاری می کرد. آن طور هم نبود که من و همسرم قبلاً تلاش نکرده باشیم. تهدیدها و اولتیماتوم های ما فقط به طور موقتی مشکل را حل می کرد. کتاب ها همیشه کف اتاق پراکنده بود.

سپس به ذهنم خطور کرد که از روش منظمی که در کتابفروشی ها به کار برده می شود، استفاده کنم. برای پسرم قفسه های پلاستیکی خریدم، سپس به کمک هم کتاب ها و دیگر وسایل او را در قفسه ها جای دادیم و مرتب کردیم. دیگر نه من نق می زدم و نه او اتاق درهم برهمی داشت.

والدین پر مشغله اغلب مانند گروهبان آموزشی عمل می کنند که فقط در طول روز به افراد آموزش می دهند، این روش نه تنها بی اثر است بلکه والدین و فرزندان را عصبانی و آزرده خاطر می کند.

درگیر و شریک کردن بچه ها در کارهای خانه ، همیشه مشکل است. این کار را با وضع مقرارت مشخصی در مورد این که چه کسی، چه کاری را چه موقع می بایست انجام دهد شروع کنید. از بچه ها بخواهید که در طرح یک جدول به شما کمک کنند. وقتی کاری به طور کامل اجرا نمی شود، با ربط دادن نتایج به رفتار بد، درسی به آنها بیاموزید.

بنابراین شما چه چیزی باید به فرزندانتان بگویید تا کاری را که می خواهید انجام دهند؟ راه حل های زیر با استفاده از تجربه های والدین که مربوط به پنج مشکل عمومی است باید حس همکاری و مسئولیت پذیری و مرتب بودن فرزندان را برانگیزد – مهارت هایی که یک عمر به درد آنان می خورد.

وقتی فرزندتان دسته گلی به آب داده است. به جای این که بگویید « ای دست و پا چلفتی!» بگویید: « ببینم، برای حل این مشکل چی لازم داری؟»

جین نلسون روان شناس خانواده می گوید: « این که والدین چگونه با اشتباهات کوچک فرزندان کنار می آیند – از ریختن شیر گرفته تا شکستن اسباب بازی – می تواند منجر به دوستی و اعتماد بین آنها و فرزندانشان شود یا سبب فاصله و خصومت گردد

گاهی فرزندانتان کارهایی می کنند که شما باید تحمل کنید، البته خیلی سخت است ولی برخورد خشونت آمیز به آنها یاد نمی دهد چگونه رفتارشان را تصحیح کنند. اگر با فریاد بگویید: « فوراً آن را تمیز کن.» عمل تمیز کردن نه الزام منطقی عملش، بلکه بیشتر شبیه تنبیه به نظرش می رسد.

نحوه ی برخورد فرزندتان با راه حل انتخابی شما مهم است. متوجه باشید که هیچ سرزنشی در کار نباشد ، فقط به طور ساده بیان موقعیتی باشد که نیازمند اصلاح است.

اتاق درهم و برهم فرزندتان شما را ناراحت می کند. به جای این که بگویید: « اتاقت را مرتب کن – وگرنه...! » بگویید « یا الان مرتب کن و یا تا ده دقیقه بعد – انتخاب با خودت است

والدین اغلب به استفاده از تهدیدهای تو خالی روی می آورند که تأثیر چندانی بر بچه ها ندارد. نتیجه چیست؟ به نظر می رسد « نتیجه ی این نوع برخورد ، افزایش کشمکش است که می تواند به سرعت شدت یابد

از دادن اولتیماتوم اجتناب ورزید. سعی کنید که همیشه بر وجه مثبت کار تأکید کنید. مثلاً بگویید: « اگر اسباب بازی ها و لباسهایت منظم باشد اتاقت خیلی قشنگ می شود.» و با دادن انتخاب محدودی به فرزندانتان در مورد زمان انجام این کار، در واقع از برخورد و درگیری با او پرهیز می کنید.

او نمی خواهد از رختخواب بیرون بیاید. به جای این که بگویید: « پاشو! این آخرین دفعه است که صدایت می کنم.» بگویید: « صبح به خیر. ساعت هفت است، الان باید چه کار کنی؟»

به عنوان والدین ، ما اغلب در قبال فرزندانمان مسئولیت زیادی به عهده می گیریم، بنابراین تعجبی ندارد که آنها مدت زیادی در تختخواب منتظر بمانند تا به آنها گفته شود، بلند شوند. فرزندان به طور تجربی می دانند که ما آنها را با ناز و نوازش بیدار می کنیم و نمی گذاریم دیرشان شود.

می گوید: « نق زدن ، به فرزندان یاد نمی دهد که چگونه مسئولیت پذیر باشند. در تعطیلی آخر هفته در مورد راه هایی که سبب می شود صبح زیبا همچنان زیبا بماند، صحبت کنید. به عنوان مثال او می تواند شب قبل لباسهایش را آماده کند و کیفش را ببندد. یک ساعت شماطه دار بخرید و نحوه ی تنظیم آن را به او یاد بدهید.

تصمیم بگیرید در مقابل کاری که می خواهید فرزندتان انجام دهد، چه خواهید کرد. مثلاً برایش توضیح دهید که اگر از سرویس مدرسه جا بماند، او را با ماشین خودتان نخواهید برد. البته این تهدید موقعی عاقلانه است که فرزندتان بتواند پیاده یا با وسایل نقلیه عمومی به مدرسه برود.

بر سر حرفتان بمانید: او باید مسئله دیر رفتن به مدرسه را حل کند یا این که جوابگوی علت دیر کردش به اولیای مدرسه باشد.

او باز هم می خواهد در انجام تکالیف به او کمک کنید. به جای این که بگویید: « تو خیلی تنبلی! باید بیشتر تلاش کنی » بگویید « کار توست ، مطمئنم که می توانی آن را انجام بدهی

هنگام شب در اکثر خانه ها برای انجام تکالیف درگیری وجود دارد. بعضی مواقع فرزندان کـفند هستند. کمک کردن بیش از حد به بچه سبب عدم پیشرفت او می شود.

توپ را در زمین فرزندتان بیندازید. اول به او بگویید که به توانایی های او ایمان دارید، «هفته گذشته مسئله سختی را حل کردی» ، سپس مقررات مشخصی برای مطالعه وضع کنید و یک مکان آرام برای مطالعه ایجاد نمایید که دور از سر و صدای اطفال و تلویزیون باشد.

وقتی فرزند شما مشغول انجام تکالیفش است نزدیک او نروید. این کار او را خیلی وابسته خواهد کرد. البته چنانچه در مورد چیزی مشکل دارد یا مردد است، خوب است که همان را توضیح دهید و بعد از او دور شوید.

نحوه ی برخورد فرزندتان با راه حل انتخابی شما مهم است. متوجه باشید که هیچ سرزنشی در کار نباشد ، فقط به طور ساده بیان موقعیتی باشد که نیازمند اصلاح است.

هرگز تکالیف او را انجام ندهید این کار مانع پیشرفت او می شود، چرا که فرزندتان چیزی یاد نمی گیرد. راه حلش این است که تکالیف را به صورت کاری عادی و روزمره در آورید نه اینکه مسئله ای باشد که هر روز در موردش کشمکش داشته باشید.

هیچ کاری در خانه انجام نمی دهد.

به جای این که بگویید: « کی می خواهی یاد بگیری که در مورد کارهای خانه احساس مسئولیت کنی؟» بگویید: « تا میز چیده نشود نمی توانم شام را بکشم

درگیر و شریک کردن بچه ها در کارهای خانه ، همیشه مشکل است. این کار را با وضع مقرارت مشخصی در مورد این که چه کسی، چه کاری را چه موقع می بایست انجام دهد شروع کنید. از بچه ها بخواهید که در طرح یک جدول به شما کمک کنند. وقتی کاری به طور کامل اجرا نمی شود، با ربط دادن نتایج به رفتار بد، درسی به آنها بیاموزید.

والدین پر مشغله اغلب مانند گروهبان آموزشی عمل می کنند که فقط در طول روز به افراد آموزش می دهند، این روش نه تنها بی اثر است بلکه والدین و فرزندان را عصبانی و آزرده خاطر می کند.

برای نمونه تا زمانی که میز چیده نشود از دادن شام امتناع کنید. در این مورد قاطع باشید؛ حتی اگر فرزندتان گرسنه به رختخواب برود. در مورد لباس های کثیف نیز همین گونه برخورد کنید.

سر فرزندتان داد نزنید که لباسهایش را از کف اتاق جمع کند، بلکه فقط لباس هایی را بشویید که در سبد رختشویی است. موقعی که فرزندتان می خواهد لباس مورد علاقه اش را بپوشد ولی می بیند که شسته نیست ، یاد می گیرد که از قبل به فکرش باشد.

 انتظار داشته باشید که گاهی فرزندتان شما را عصبانی کند. وقتی او این کار را می کند، فقط پاسخ مختصر و ساده ای بدهید. به خاطر داشته باشید که کارها برای این که بهتر شوند، اول بدتر می شوند.

اما در درازمدت تلاش بیشتر برای درگیر کردن فرزندان در یافتن راه حل مشکلات، هزینه ناچیزی است که برای پرورش فرزندانی مسئولیت شناس و با انگیزه می پردازید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


در تربیت فرزندان مانند هر کار دیگر با مشکلاتی روبرو خواهیم شد . اگر والدین از روش های صحیح تربیتی آگاه باشند ، باتمرین و به مرور زمان تجربه و مهارت آنان افزایش خواهد یافت ودرتربیت فرزندشان موفق تر خواهند بود.


آنچه در زیر می آید ، برخی اصول تربیتی است که برای آشنایی مقدماتی مطرح می گردد 
۱درکوتاه مدت انتظار پیشرفت زیادی نداشته باشید
۲) توقع خود را کم کنید و پیشرفتهای کوچک را نیز در نظر بگیرید
۳) در هرزمان تنها روی یک مشکل تمرکز نمایید
۴) با دید مثبت نگاه کنید و هرگز از تحسین کودکتان غافل نباشید
۵) اهدافی را که در نظر دارید، بانیازهای کودکتان منطبق نمایید
۶) مادران و پدران لطفا هماهنگ عمل نمایید

 

با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم؟
امروز هر یک از ما اگر خودمان را ارزیابی کنیم متوجه می شویم که هر روز به نحوی این گونه از فرزندانمان انتقاد می کنیم در حالیکه متوجه نیستیم اثرات سوء این انتقاد در آینده چه پیامدهایی به همراه خواهد داشت . در این گونه مواقع ، عیب جوئیها ، نق زدن نها ، تحقیر نمودن ها ، اهمیت ندادن های شما و ... موجب عدم شکل گیری شخصیت واقعی خوب کودک ، نوجوان و یا جوان خواهد شد

در مقابل کودکی که می‌خواهد هر چیزی را به زور و با جیغ و فریاد به‌دست آورد، باید چه رفتاری داشت؟
-
نباید به جیغ‌های آنها اعتنا کرد. وقتی یک کودک با جیغ‌زدن یا پرخاشگری به خواسته‌های خود می‌رسد چون از این رفتار خود امتیاز و پاداش می‌گیرد و برایش لذت‌بخش است، بنابراین می‌آموزد كه این رفتار را تکرار کند. اگر پدر و مادر به جیغ‌‌زدن فرزندان خود توجه كنند، این رفتار را در او تقویت می‌كنند.

چه راهکاری برای جلوگیری از این رفتارها پیشنهاد می‌کنید؟
در چنین وضعیتی باید از تكنیك نادیده گرفتن، استفاده كرد. یعنی وقتی یك كودك تلاش می‌كند فراتر از قوانین و مقرراتی كه برایش وضع شده، امتیازی بگیرد ما باید از تكنیك نادیده گرفتن استفاده كنیم. یعنی در كنار او هستیم ولی نه به او نگاه می‌كنیم نه با او حرف می‌زنیم، فقط خودمان را مشغول می‌كنیم بدون این‌كه با او ارتباط برقرار كنیم. این طوری كودك متوجه می‌شود بدون ارتباط با پدر و مادر، هیچ لذتی برایش وجود نخواهد داشت. اگر این كار را ادامه دهیم رفتار ناپسندش را ترك می‌كند.

 

رفتار با کودکان لجوج
 
بسیار پیش می‌آید که والدین دو اشتباه متوالی انجام می‌دهند و کودک خویش را به سمتی هدایت می‌کنند که با لجاجت و گریه و سر و صدا به هدفش برسد.

۱- کودک را از چیزی که ضرر جدی یا مشکل خاصی ندارد محروم می‌کنند (یا به دلیل تنبلی خودشان، یا به این دلیل که به اشتباه فکر می‌کنند آن مسئله مشکل ایجاد می‌کند.)

۲پس از اینکه کودک اندکی سر و صدا کرد آن را به او می‌دهند.
وقتی اولین بارها این اتفاق می‌افتد کودک می‌آموزد که لجاجت کردن با چاشنی سر و صدا و گریه، راه مناسبی برای رسیدن به خواسته‌هاست. تا اینکه بعد از مدتی دیگر راهی بهتر از این نخواهد شناخت.


برای این که کودک شما دچار این رفتار نشود باید به چند نکته توجه داشته باشید:
۱هرگز به خاطر بی حوصلگی یا تنبلی، او را از چیزی که برایش ضرری ندارد، محروم نکنید.
۲اگر تشخیص دادید چیزی را نباید در اختیار او بگذارید یا کاری را نباید برایش انجام دهید، با اصرار و گریه او نباید بی‌حوصله شوید و حرفش را گوش کنید.
۳اگر می‌خواهید از حرف خود برگردید باید راهی انتخاب کنید که کودک متوجه شود به خاطر گریه او از تصمیم خود برنگشته‌اید.

اگر کودک شما به هر دلیلی الآن دچار این حالت شده است یکی از راه حل ها این است که
اولامنطقی باشید و بی‌دلیل حرفی نزنید که مجبور شوید (به خاطر نداشتن دلیل محکم) از آن برگردید.


ثانیا: اگر بند قبل را رعایت می‌کنید، می‌توانید این مرحله را هم اجرا کنید. اگر کودک شما برای چیزی که به صلاحش نیست، شروع به گریه و لجاجت کرد، باید تحمل کنید. برای این کار بهتر است موقعیتی را انتخاب کنید که مهمان ندارید یا مهمانی نیستید، چرا که گریه کودک شما ممکن است حوصله دیگران را به سر ببرد و آنها از به حمایت از او برخیزند و کار شما را خراب کنند
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


فرزند شما به تازگی از الفاظی استفاده می کند که چندان مناسب نیست. برای اولین بار که حرف زشتی از دهانش درآمد چه رفتاری با او داشتید؟ در عین متعجب بودن از لحن کودکانه او خنده تان گرفت یا تنبیهش کردید؟ گرچه فرزندتان منظوری از بیان الفاظ نامناسب ندارد اما به هر حال هر والدی ترجیح می دهد فرزندش مودبانه برخورد کند. اگر نمی دانید چطور باید با این موضوع کنار بیایید و به فرزندتان بفهمانید نباید فحش بدهد، توصیه های دکتر کتایون خوشابی فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوانان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی را بخوانید

چرا گاهی بچه ها از کلمات نامناسبی استفاده می کنند که گاه حتی معنی آن را نمی دانند؟
فحش دادن نوعی پرخاشگری کلامی است و در بسیاری از موارد جنبه یادگیری دارد. کودک از والدین یا در مهد و حتی از فیلم ها و برنامه های کودک الفاظ زشت را می آموزد و برای جلب توجه اطرافیان و ابراز خود یا تحریک احساسات دیگران و به خشم آوردنشان و حتی برای لجبازی و شکستن محدودیت ها، از آن استفاده می کند.

 

فحش دادن نوعی پرخاشگری کلامی است و در بسیاری از موارد جنبه یادگیری دارد.


با کودکی که فحش می دهد چطور برخورد کنیم؟
این موضوع به سن کودک بستگی دارد. 2 تا 3 سالگی سن لجبازی کودکان است وکودک بدون اینکه مفهوم الفاظ را بداند، ممکن است این کلمات را به زبان بیاورد. مواهه تند و قاطعانه یا برعکس تعجب کردن و خندیدن به کودک می تواند باعث این رفتار شود. در این سن نادیده گرفتن رفتار بهترین عملکرد است و به تغییر آن کمک می کند. این نوع رفتارها در کودکان دوره ای است. در سنین نوپایی مدت کوتاهی ممکن است کودک الفاظ نامناسب را استفاده و بعد رفتار دیگری را جایگزین آن کند.

در سنین بالاتر مثل 6-5 سالگی چطور؟ والدین چه رفتاری باید داشته باشند؟
در سنین بالاتر کودک متوجه معنی دشنام می شود و برای بزرگ نشان دادن خود در مقابل دوستان ممکن است مخصوصا در مدرسه از این کلمات استفاده کند یا آنها را از دوستانش بیاموزد و به خواهر و برادرهایش بگوید. نادیده گرفتن رفتار کودک در این سن کمک کننده نیست و والدین باید نارضایتی خود را اعلام کنند

وقتی کودک از این الفاظ استفاده می کند، اگر والدین از لحن کودکانه فرزندشان خوششان بیاید و به او بخندند یا واکنش خیلی تند نشان دهند این رفتار در کودک تثبیت می شود. در این شرایط اقوام درجه یک و حتی دو باید هماهنگ با هم برخورد مناسبی نشان دهند یعنی روشی مشابه والدین را انتخاب کنند. باید به کودک فهماند که این الفاظ نامناسب است و نباید از آنها استفاده کند. اگر با وجود تذکرات رفتار تکرار شد باید از روش های تنبیهی استفاده کرد.

منظور از تنبیه چیست؟
منظورم از تنبیه محرومیت است. مثلا والدین وقتی کودک حرفی نامناسب زد، به ازای هر سال سن کودک یک دقیقه او را به اتاق دیگری بفرستند و نیم ساعت بعد از پایان محرومیت به او بی توجهی کنند و نارضایتی خود را اعلام کنند یا اسباب بازی مورد علاقه اش را برای چند ساعت از کودک بگیرند و بعد از آن بدون آنکه کودک متوجه شود، به اتاقش بفرستند یا مثلا از بردن کودک به پارک یا جایی که دوست دارد، خودداری کنند.

اگر کودک در محلی عمومی یا در مهمانی حرف نامناسب زد، چطور برخورد کنیم؟
اگر کودک در مهمانی یا در محیط عمومی از الفاظ نامناسب استفاده کرد، باید او را کنار بکشید و بخواهید به این رفتار خود پایان دهد. قبل از مهمانی هم والدین باید از روش های تشویقی استفاده کنند و مثلا به کودکشان گوشزد کنند اگر از این الفاظ استفاده نکند، به او جایزه می دهند. روش های تشویقی باید تا حد ممکن کلامی و غیرمادی باشد تا کودک شرطی نشود. لبخند محبت آمیز یا آفرین گفتن یا نهایتا جایزه دادن به کودک کافی است. در صورتی که کودک به این روش توجه نداشت و رفتار خود را تکرار کرد، باید والدین به همراه او محیط را ترک کنند. اگر این رفتار چند بار تکرار شود، کودک متوجه حد و مرز کلامی می شود و رفتارهای پرخاشگرانه کلامی خود را کنترل خواهدکرد.

از تشویق و تنبیه برای اصلاح رفتار و کلام نوجوانان هم می توان استفاده کرد؟
نه، استفاده از این روش ها در سنین پایین موثر است. از 10 سالگی به بعد روش های رفتاری جوابگو نیست و باید از روش های دیگری استفاده کرد. در سنین بالا باید روی خود کودک کار کرد و برنامه های رفتاردرمانی داشت.

وقتی کودک ناسزا می گوید، به او چه بگوییم؟
1- 
می دانم که از رفتار دوستت (خواهرت یا برادرت) عصبانی هستی اما ناسزاگفتن کار صحیحی نیست.

2- 
اگر عصبانی هستی، نفس عمیقی بکش و بدون اینکه از الفاظ نامناسب استفاده کنی به کمک الفاط درست و مناسب مشکلت را بیان کن.

3- 
فحش دادن شخصیت تو را خراب می کند. اگر می خواهی به دوستانت نشان دهی از آنها برتری، باید با آنها موقر و باادب صحبت کنی
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


یادگیری زبان دوم در اطفال بسیار حائز اهمیت و مهم است و سوال اکثر والدین درباره سن شروع آن توسط کودکان است!

جوامع بشری از ابتدا تاکنون برای برقراری ارتباط با یکدیگر از ابزارهای متعددی استفاده می‌کرده‌اند که در این میان زبان تنها وسیله‌ای است که می‌توان از طریق آن پیچیده‌ترین مفاهیم را به شکلی ساده و کامل انتقال داد، اما نکته‌ای که در اینجا به ذهن خطور می‌کند این است که مردم سراسر این کره خاکی با زبان‌های مختلفی با هم صحبت می‌کنند و این موضوع خود برقراری ارتباط میان جوامع مختلف را مشکل می‌سازد.

 

امروزه یادگیری زبان انگلیسی یک ضرورت انکار ناپذیر است چراکه زبان انگلیسی، زبان علم است و آموزش رشته‌های مختلف در سطوح عالی و تولید علم به زبان انگلیسی صورت می‌گیرد. با افزایش روند جهانی سازی ارتباطات بین المللی، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، تجارت جهانی و آموزش علوم جدید همگی به زبان انگلیسی صورت می‌گیرند و عدم آشنایی با این زبان برابر با عدم زندگی در دنیای مدرن امروزی است.

لذا باید زبانی مشترک در سراسر دنیا وجود داشته باشد تا مردم برای برقراری ارتباط با یکدیگر از آن استفاده کنند. در طی سالیان اخیر بنا به دلایل مختلف زبان انگلیسی بدین منظور برگزیده شده و امروزه در فعالیت‌های مختلف به عنوان ابزار اصلی انتقال مفاهیم به کارگرفته می‌شود. از این رو اهمیت یادگیری زبان انگلیسی در جهان کنونی بر هیچکس پوشیده نیست و روز به روز نیز با گسترش ارتباطات بین جوامع مختلف بر اهمیت آن افزوده می‌شود.

 

آنچه ذکر شد به خوبی نشان می‌دهد که ضرورت فراگیری زبان خارجی امری لازم و ضروری است. حال که نیاز جامع در این راستا تعریف شد نیاز است تا برنامه‌ای عملی با جایگاهی علمی برای نظام آموزشی کشور تعریف کرد تا به این خواسته نزدیک شویم. نتایج حاصله تا به امروز نشان می‌دهند آنچه تاکنون در نیل به این خواسته انجام شده ناکارآمد بوده است. آمارها می‌گویند: کم‌تر از 5درصد ایرانی‌ها می‌توانند به زبان انگلیسی تکلم کنند. همچنین بیش از 92درصد از داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها کمتر از 10درصد تست‌های مربوط به درس زبان انگلیسی را درست جواب می‌دهند.

آموزش و پرورشی که معتقد است فردای کشورش را کودکان امروز آن می‌سازند باید هر تحولی را در نظام آموزشی نپذیرد مگر آن که از جایگاهی علمی برخوردار باشد. متاسفانه سال‌ها شاهد آن بودیم که این نظام آموزشی به آزمایشگاهی بدل شده است که برای راه‌یابی به مسیر درست از طریق آزمون و خطا عمل می‌کند. از این مقوله با طرح سوالی خروج می‌کنیم.

 

یادگیری زبان دوم در اطفال بسیار حائز اهمیت و مهم است

 

حال که نیاز جامعه به فراگیری زبان خارجه مشخص شد، این سوال مطرح می‌شود که این آموزش باید از چه مقطعی آغاز شود؟

چندی پیش سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران از ممنوعیت برگزاری کلاس‌های آموزشی زبان خارجه به صورت فوق‌برنامه در تمامی مدارس ابتدایی شهر تهران اعم از دولتی و غیردولتی خبر داد. این در حالی بود که سال‌ها شاهد دو زبانه بودن بعضی مدارس در سطح کشور بودیم.

بسیاری از کارشناسان معتقدند کودکی که هنوز استخوان بندی ملی‌اش محکم نشده نباید در معرض یک زبان و فرهنگ دیگر قرار گیرد. ضمن این که انجام این طرح اساساً یک خطر بزرگ برای زبان فارسی و فرهنگ ملی به‌شمار می‌رود. اما عده‌ای نیز مصرانه بر این باورند که به علت آمادگی ذهنی کودکان در این سنین بهتر است آموزش زبان هم از نخست آغاز شود. اما آنچه از مجموع این گفته‌ها به دست می‌آید این است که اشکال اساسی نظام آموزشی ما  نه بر سر زمان و مقطع یادگیری، که اساسا بر سر روش آموزشی ماست.

 

به گمانم بچه‌ها باید به حضور در کلاس و یادگیری، علاقه‌مند شوند و با درس خواندن انس و الفت برقرار کنند تا در ذهن‌شان نهادینه شود. این بهترین زمان آموزش و بهترین نوع آن است. این نکته قابل تامل است که تمام رفتارها و شخصیت بچه‌ها در دوران ابتدایی شکل می‌گیرد، هر نوع آموزشی نیز در این تغییر رفتار تاثیر بسزایی دارد. پس بجاست اگر آموزش در این مقطع صورت می‌گیرد به این مهم در روش تدریس توجه کافی شود.  بنابراین اجرای طرح‌های مختلف نیاز به کار کارشناسی بسیار دقیقی دارد. همانطور که اشاره شد برگزاری این کلاس‌ها و عدم برگزاریشان به دلیل اهمیت موضوع، چیزی نیست که به سادگی بتوان درباره آن تصمیم گرفت.

در یک نگاه کلی، نظام آموزشی ما نیاز به یک تحول اساسی دارد. استفاده از روش‌های قدیمی و منسوخ گره‌گشای مشکل ما نیست. نظام آموزشی باید بر اساس ایجاد علاقه و بر‌اساس روش‌های نوین جهان عمل نموده و با ترغیب و تهییج نوآموزان ابتدا بذر اشتیاق را در دل‌های آنان بکارد سپس دست به کار آموزش شود. این‌گونه بسیاری از موانع امروز از مسیر برداشته خواهد شد. توجه کافی داشته باشید که اساسا بزرگ‌ترین وظیفه آموزش و پرورش یاد دادن نیست، بلکه ایجاد شوق یادگیری است.

 

نکته قابل تامل دیگر این است که در اکثر مدارس ما تدریس زبان با نوشتن الفبای انگلیسی و خواندن از روی کتاب آغاز می‌شود. درحالی که بر اساس توصیه زبان شناسان، یادگیری زبان دوم با یادگیری همزمان مهارت‌های چهارگانه گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن همراه است، بدین معنی که در دو هفته آغازین تدریس نباید کتابی در کار باشد و آموزش باید با تصاویر که به فلش کارت معروف هستند آغاز شود. زیرا بنا به اعتقاد زبان‌شناسان این چهار مهارت باید به ترتیب به کار برده شوند در غیر این‌صورت فراگیری، بازده بالایی نخواهد داشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


چه علامت هایی دارند و چه ویژگی هایی آن ها را نسبت به دیگر نوزادان متمایز می کند؟

با توجه به عکس‌العمل‌ها و واکنش نوزادان بعد از ۷ ماهگی می‌توان به میزان هوشیاری نوزاد پی برد. تنها کافی است علاوه بر آنکه به تغذیه و خواب نوزادتان اهمیت می‌دهید، حالت‌ها و واکنش‌های او را در مقابل اشیا، اتفاق‌ها و افراد مختلف بررسی کنید.

 

یک نوزاد ۱۰ ماهه‌ قابلیت شناسایی و تشخیص سلسله مراتب اجتماعی را دارد. او با مشاهده تصاویر یک کتاب داستان یا شخصیت‌های یک کارتون می‌تواند بزرگ‌تر بودن و کوچک‌تر بودن شخصیت‌ها را احساس کند و در وهله اول متناسب با بزرگی و کوچکی شخصیت‌ها برای آن‌ها توانایی قائل شود به گونه‌ای که شخصیت کارتونی بزرگ‌تر را رئیس دیگر شخصیت‌ها فرض می‌کند. او در این سن مسئولیت‌پذیری را می‌شناسد و می‌داند که هر فردی یک وظیفه دارد.

 

یک نوزاد ۱۰ ماهه‌ قابلیت شناسایی و تشخیص سلسله مراتب اجتماعی را دارد.

 

نوزادی که بهره هوشی بالایی دارد قادر است از ماه پنجم تولد شادی، غم، استرس و اضطراب را بیشتر از دیگر نوزادان از لحن و چهره پدر و مادرش بخواند. بنابراین باید مراقب باشید که در حضور این نوزادان از ابراز احساسات‌ منفی و غمگینانه پرهیز کنید.

به طور معمول نوزادان از ۹ ماهگی توانایی تقلید از اطرافیان خود را دارند. اما نوزادان باهوش ممکن است از ۸ ماهگی این رویه را پیش بگیرند. به این ترتیب باید بدانید که نوزادان با چشمانشان رفتارهای شما را اسکن می‌کنند و رفتارهایی مشابه شما نمایش می‌دهند. در این سن و سال است که نوزادان علاقه زیادی به تماشای خود در آینه دارند.

نوزادان باهوش در مقایسه با دیگر نوزادان واکنش‌های هیجان‌انگیزتری در مقابل موزیک نشان می‌دهند. آن‌ها با شنیدن موسیقی‌های ریتمیک دست، پا و سر خود را تکان می‌دهند و غالبا بدون هیچ پیش زمینه آموزشی حرکات موزون از خود ارائه می‌دهند.

یادگیری زبان در نوزادان باهوش معمولا در ۱۵ ماهگی اتفاق می‌افتد. آن‌ها در این سن توانایی یادگیری دستور زبان و گرامر را دارند و گاهی می‌توانند یکی دو ماه زود‌تر از سایر نوزادان با کاربرد واژه‌ها آشنا شوند و از آن‌ها استفاده کنند.

نوزادان باهوش در مقایسه با دیگر نوزادان توانایی بیشتری در درک ریاضیات و شناسایی اعداد دارند. آن‌ها در ۸ تا ۹ ماهگی به راحتی می‌توانند عدد ۲ را از ۳ تشخیص دهند. در حالی که این اتفاق در نوزادان عادی در ۱۰ ماهگی به بعد اتفاق می‌افتد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394



مطمئنیم دوست دارید فرزندتان صادق باشد تا اینکه تقلب کند، دروغ بگوید، پنهان کاری یا دزدی کند. اما بهترین راهکار برای آموزش صداقت به فرزندانتان چیست؟

ممکن است بعضی از والدین تصور کنند که دروغ گفتن در ذات بچه است و این وظیفه والدین است که برای اینکه جلو عادت شدن آن را بگیرند، آنها را برای دروغگویی شان تنبیه کنند. واقعیت این است که خیلی وقت ها خود والدین زمینه را برای دروغگویی فرزندشان ایجاد می کنند.

این آن اشتباهی است که والدین مرتکب می شوند: آنها با عصبانیت و تهدید با فرزندانشان روبه رو شده و آنها را متهم میکنند. اگر خشن برخورد کرده و بخواهید تنبیه شان کنید، از اینکه واقعیت را به شما بگویند میترسند. اگر احساس امنیت کنند، صادق خواهند بود. پس با آنها با ملایمت رفتار کرده و بر صداقتشان تاکید کنید.

در زیر به نمونه هایی اشاره میکنیم تا منظورمان را بهتر متوجه شوید. تصور کنید که متوجه شده اید که پسر نه ساله تان از یک سوپرمارکت آبنبات دزدیده است. دو داستان مختلف برایتان مطرح میکنیم.

الف:
مادر: (با صدایی اتهامی) این آبنبات رو از کجا آوردی؟
فرزند: تو جیبم پیداش کردم.
مادر: از سومارکت دزدیدیش؟
فرزند: نه، من ندزدیدمش!
مادر: ولی من میدونم که اینکارو کردی. خواهرت گفت که دیده این کارو کردی. الان هم داری به من دروغ میگی.
فرزند: نه اون دروغ میگه. من ندزدیدمش.
مادر: پس از کجا آوردیش؟ با دروغی که گفتی دو بار تنبیه میشی.

ب:
مادر: میبینم که یه آبنبات داری. من که اینو برات نخریدم، خواهرت هم گفت که دیده اون رو از سوپرمارکت برداشتی.
فرزند: (به پایین نگاه میکند)
مادر: من اصلاً از خبرچینی کردن خوشم نمیاد، اینو به خواهرت هم گفتم. اما خیلی مهمه که چیزی از جایی بدون اجازه برنداری. اینم خیلی مهمه که هیچوقت به همدیگه دروغ نگیم. میدونی که ما یه خانواده هستیم و صادق بودن تو خانواده خیلی مهمه. تو باید به من اعتماد کنی و منم به تو اعتماد کنم.
فرزند: من منظوری نداشتم. یکدفعه ای شد.
مادر: میدونم عزیزم. احتمالاً شیطون گولت زده. اما من به تو افتخار میکنم که به من راستش رو گفتی. این کار سختیه. حالا بیا با هم به سوپرمارکت بریم تا آبنبات رو بهشون پس بدی.

در داستان اول، مادر فرزند خودش را مجبور به دروغ گفتن می کند. و در چنین مواردی، بیشتر افراد انکار میکنند و حالت دفاعی به خودشان میگیرند چون صادق بودن به ضررشان تمام خواهد شد. در داستان دوم، مادر خیلی روراست موضوع را با پسرش مطرح میکند و طوری رفتار میکند که می داند فرزندش چه کرده است. حالا میتواند روی اهمیت صداقت بعنوان یک ارزش خانوادگی تاکید کند و برای فرزندش توضیح دهد که درک میکند و به او درس صداقت بدهد

برای هر کسی در هر سنی صادق بودن شجاعت میخواهد. بنابراین این وظیفه والدین است که به فرزندانشان آموزش دهند که برای گفتن حقیقت شجاع باشند.

 

با فرزندانتان درمورد ارزش صداقت در خانواده تان صحبت کنید

 

در زیر به سه نکته اشاره میکنیم که کمکتان میکند صداقت را به فرزندانتان آموزش دهید:
۱. از خیلی کوچکی، با فرزندانتان درمورد ارزش صداقت در خانواده تان صحبت کنید. به آنها بگویید که این برای همه شما خیلی مهم است که بتوانید همیشه روی همدیگر برای شنیدن حقیقت، حتی اگر سخت باشد، حساب کنید. اگر بین والدین و بچه ها صداقت نباشد، اعتماد و نزدیکی در خانواده وجود نخواهد داشت. صداقت پایه و اساس روابط خانوادگی و اعتماد و احترام متقابل است. به فرزندانتان بگویید که برای حمایت و دفاع از آنها هر کاری از دستتان برآید انجام میدهید، حتی برایشان میجنگید اما اگر بفهمید که به شما دروغ گفته اند، رابطه تان به کلی تغییر خواهد کرد. وقتی اعتماد از بین برود، زمان زیادی میخواهد تا دوباره ایجاد شود.

۲. نه تنها در کلماتتان بلکه در سبک زندگیتان هم برای فرزندانتان الگوی صداقت باشید. اگر خودتان با فرزندانتان صادق نباشید، نمیتوانید از آنها انتظار داشته باشید که حقیقت را به شما بگویند. در واکنش به سوالاتی که میپرسند، سعی کنید به جای دروغ گفتن، توضیح مختصری بدهید و در حد سنشان پاسخ دهید. اما اگر به آنها دروغ بگویید، وقتی گفتن حقیقت برایتان خجالت آور است، نمیتوانید از آنها توقع داشته باشید که وقتی برایشان سخت است، راستش را بگویند. بدیهی است که هم والدین و هم فرزندان میتوانند برای خودشان زندگی خصوصی داشته باشند و برای در میان گذاشتن جزییات خصوصی زندگیتان، مسائل مربوط به گذشته که هنوز با آنها درگیر هستید یا هر چیز دیگری که از آن واهمه دارید، باید مرز تعیین کنید. هدفتان باید ایجاد محیطی آزاد باشد که هیچ پنهان کاری وجود نداشته و همه برای گفتن حقیقت احساس راحتی کنند.

۳. به آنها نشان دهید که تاکیدتان بیشتر بر صداقت آنهاست تا بر تنبیه آنها بخاطر بی صداقتی شان. بله میتوانید برای دروغ فرزندتان عواقبی در نظر بگیرید اما لازم است که برایشان توضیح دهید که راستگویی شان هم فوایدی برایشان خواهد داشت. اگر بخواهید به زور تهدید و تنبیه حرف راست را از دهان آنها بیرون بکشید، مطمئن باشید که دفعه بعدی حقیقت را نخواهند گفت. اگر هنوز لازم میدانید که باوجود گفتن حقیقت، تنبیهی برایشان در نظر بگیرید، اینکار را با دقت و ملایمت انجام دهید و با وجود آن تنبیه، از صداقتشان تشکر کنید.

همه آدمها توانایی صادق بودن را دارند اما اگر این کار را تمرین نکنید، هم شما و هم فرزندتان عادت خواهید کرد که قسمتی از حقیقت را بپوشانید و چون راحت تر است خیلی وقت ها دروغ های مصلحتی بگویید. شما بعنوان پدر یا مادر فرصت دارید که به فرزندانتان کمک کنید صداقت را یاد بگیرند. هیچوقت استانداردهایتان را پایین نیاورید اما باید درک کنید که آنها نمی توانند همیشه عالی باشند
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


 پس از صرف غذا و برای بهتر هضم شدن غذا، باید از انجام برخی کارهای اجتناب کرد. دراین مقاله شما را با کارهایی که نباید پس از صرف غذا انجام شوند، آشنا می کنیم.


⚫⚫⚫ دوش گرفتن

دوش گرفتن پس از غذا خوردن باعث می شود جریان خون به سمت دست و پا افزایش و به سمت معده کاهش پیدا کند. در نتیجه روند هاضمه کند می شود و فرد دچار ناراحتی معده می شود.

⚫⚫⚫ رانندگی کردن

در مرحله هضم و جذب غذا نیاز سیستم گوارشی به خون افزایش پیدا می کند و این امر روی میزان تراکم خون در مغز تأثیر می گذارد. بنابراین رانندگی پس از صرف غذا می تواند زندگی شما را به خطر بیندازد.

⚫⚫⚫ سیگار کشیدن

جریان خون در سیستم گوارشی پس از صرف غذا زیاد است؛ هنگام سیگار کشیدن، مواد سمی سیگار جذب می شود و آسیب بیشتری به ریه و کلیه می رساند.

⚫⚫⚫ ورزش کردن

بدترین کار پس از غذا خوردن، ورزش کردن است؛ کاهش جریان خون در پی ورزش کردن روند هضم را سخت می کند. همچنین از شنا کردن بعد از غذا بپرهیزید

⚫⚫⚫ خوابیدن بلافاصله بعد از صرف غذا

این امر باعث اختلال در روند هضم می شود و ناراحتی گوارشی به وجود می آورد.

⚫⚫⚫ مصرف زیاد آب

مصرف زیاد آب باعث ایجاد اختلال در روند هاضمه می شود.

⚫⚫⚫ مصرف چای

برگ های چای دارای اسید است که مانع از هضم پروتئین در غذا می شود.

⚫⚫⚫ مصرف میوه

مصرف میوه پس از غذا باعث نفخ معده می شود.

⚫⚫⚫ بالا رفتن از پله ها

این کار تضعیف عملکرد دستگاه گوارش را به همراه دارد و باعث افزایش اسیدیته معده می شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


 اگر کودک شما با برادرش دعوا کرده است، اسباب بازی دوستش را برداشته است یا شما را با اسم بدی صدا کرده است، آیا باید او را وادار به عذرخواهی کنید؟

اکثر والدین سعی می‌کنند عذرخواهی کردن را به کودک خود آموزش دهند. زیرا فکر می‌کنند این مناسب ترین راه برای جبران کار اشتباهی است که انجام داده‌اند. وادار کردن کودکی که تمایلی به عذرخواهی ندارد، ضرورتاً ایده خوبی نیست.
  
هدف از عذرخواهی
دلیل عذرخواهی، نشان دادن احساس ندامت ناشی از رفتاری است که به واسطه آن به شخص دیگری آسیب زده یا او را ناراحت کرده‌اید.
پس اگر کودکتان را که از رفتار خود احساس پشیمانی نمی‌کند وادار به عذرخواهی نکنید، در روش تربیتی خود ناموفق عمل کرده اید؟


بیان تأسف و عذرخواهی کردن در کودکی که احساس پشیمانی ندارد، تغییری ایجاد نمی‌کند. هم چنین به جبران آن نیز کمکی نمی‌کند.
خواهر و برادر یا دوستی که از او عذرخواهی شده  نیز در پشت حرف های کودکی که وادار به عذرخواهی کردن شده است، احساس پشیمانی او را نمی‌بیند.
 
وادار کردن کودکان به عذرخواهی نتیجه معکوس می‌دهد
اگر به محض عذرخواهی کودک بعد از یک رفتار اشتباه او را ببخشید و از کار او بگذرید، پیام نادرستی را به او منتقل کرده اید. این کار به آنها یاد می‌دهد که بعد از انجام هر کار غلط با گفتن "متأسفم"، حتی اگر از صمیم قلب این حرف را نزده باشند، به سادگی می‌توانند رفتار خود را جبران کنند. این کار سهواً به کودک می‌آموزد که با یک عذرخواهی می‌تواند رفتار خود را توجیه کرده و آن را قبل قبول سازد.

ممکن است کودکانی که وادار به عذرخواهی کردن می‌شوند، تنها برای اجتناب از پیشامدهای بعدی این کار را انجام دهند. خیلی مهم است که بچه ها متوجه شوند که رفتار آنها افراد دیگر را اذیت می‌کند، حتی زمانی که عذر خواهی می‌کنند. گفتن متأسفم به برادر یا خواهرش به دلیل شکستن اسباب بازی او، به درست شدن آن اسباب بازی کمکی نمی‌کند. یا عذرخواهی از دوستش برای اینکه او را احمق خطاب کرده است، با گفتن یک عذرخواهی درست نخواهد شد.

گاهی اوقات پدرها و مادرها تا زمانی که کودک عذرخواهی نکرده است، امتیازاتی را از او می‌گیرند و به کودک خود اجازه نمی‌دهند به بازی خود برگردد. اما این کار شما به کودک می آموزد که عذرخواهی به جای جبران کردن برای فرد ناراحت شده، فقط برای فرار از مشکل است.

 

 از چه سنی باید به بچه‌ها آموزش دهیم که عذرخواهی کنند؟
هر انسانی باید از مراحل مختلف رشدی عبور کند تا به بزرگ‌سالی برسد. این مراحل رشد شامل رشد جسمی، جنسی، روانی و اجتماعی است. اگر دوران شیرخوارگی را کنار بگذاریم، کودک از 3 سالگی تا 7 سالگی و بعد، از 7 تا 11 سالگی در دوران کودکی به سر می‌برد. از 3 تا 7 سالگی یعنی سنین پیش از دبستان، کودک تفکر شهودی دارد، فکرهای عمیق ندارد و در کارهای خود، بی‌منطق است.

علاوه بر این، خودش را مرکز عالم می‌داند و تصور می‌کند همه باید مطیع او باشند و همه‌چیز را از آن خود می‌داند. نکته مهم‌تر اینکه کودک، خوب و بد را به صورت انتزاعی در نظر نمی‌گیرد و کارهایی را که انجام می‌دهد، خطا نمی‌داند. اما از سن 6 سالگی، به مرور زمان خوب و بد را می‌شناسد و منطق، کم‌کم در افکار و اعمالش شکل می‌گیرد. در سنین کودکی، بچه‌ها همه‌چیز را بزرگ‌تر از حد واقعی‌اش در نظر می‌گیرند و به بیان دیگر، همه‌چیز در نظر بچه‌ها غلوشده است، بنابراین والدین باید بدانند در این سنین، بچه‌ها را زیاد تنبیه یا تشویق نکنند چون بسیار مضر است.

 

عذرخواهی کردن در کودکی که احساس پشیمانی ندارد، تغییری ایجاد نمی‌کند


 
چگونه عذرخواهی را مدیریت کنیم
بدون اینکه اجباری در کار باشد، به کودک خود عذرخواهی کردن را بیاموزید. در عوض با این رویکرد پیشگیرانه در نهایت کودکتان مشتاقانه بابت کار اشتباهش عذرخواهی خواهد کرد. در اینجا چند راهکار برای تشویق کودکان به عذرخواهی کردن بیان شده است:

 1.
به کودک خود نشان دهید که چگونه عذرخواهی کند
به جای اینکه به او بگویید معذرت خواهی کند، به او نشان دهید که چگونه و چه زمانی باید این کار را انجام دهد. یک نمونه نقش برای او بازی کنید و شیوه عذرخواهی را به او بیاموزید. به او بگویید که معذرت خواهی کردن هم چنین به این معنی است که "من سعی می‌کنم این کار را دوباره تکرار نکنم چون دوست ندارم ناراحتت کنم".

 2.
جبران کردن را به او بیاموزید
به کودکتان کمک کنید احساس پشیمانی خود را فراتر از کلمات نیز بیان کند. برای مثال اگر یکی از اسباب بازی های برادرش را شکسته است، اجازه دهید از پول تو جیبی خودش استفاده کند و برای او اسباب بازی جدیدی بخرد. و یا اگر خواهر خود را ناراحت کرده است، به او بگویید اسباب بازی مورد علاقه اش را یک روز برای بازی در اختیار او قرار دهد. این نوع جبران ها، به کودک می‌آموزد که چطور باید مسئولیت رفتارش را برعهده بگیرد.
 
3.
درباره احساسات شخصی که ناراحت شده صحبت کنید
هنگامی که او آرام بود درباره اینکه چطور رفتار او دیگران را تحت تآثیر قرار می‌دهد با او صحبت کنید. سخرانی را کنار بگذراید و به جای آن از او سوال هایی را بپرسید و ببینید که آیا می‌تواند تشخیص دهد که چگونه رفتارش دیگران را ناراحت کرده و اذیت می‌کند.
 
4.
استراتژی های جایگزین را اجرا کنید
زمانی که کودک شما شخص دیگری را اذیت یا ناراحت کرده است (لفظی یا فیزیکی) به او بیاموزید که دفعه بعد چطور باید به گونه دیگری رفتار کند.با این روش دفعه های بعد می‌تواند رفتار های خود را بهتر کنترل کند. نقش بازی کردن به کودک شما کمک می‌کند راه های جایگزین برای داشتن رفتارهای بهتر در آینده را بیاموزد.

 اگر کودک شما با برادرش دعوا کرده است، اسباب بازی دوستش را برداشته است یا شما را با اسم بدی صدا کرده است، آیا باید او را وادار به عذرخواهی کنید؟

اکثر والدین سعی می‌کنند عذرخواهی کردن را به کودک خود آموزش دهند. زیرا فکر می‌کنند این مناسب ترین راه برای جبران کار اشتباهی است که انجام داده‌اند. وادار کردن کودکی که تمایلی به عذرخواهی ندارد، ضرورتاً ایده خوبی نیست
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394

معلم یکی از مدارس چین اخیراً متوجه شد که برخی از دانش آموزان در کلاس تخمه و خوراکی های دیگر می خورند لذا تصمیم گرفت آنها را تنبیه کند.
این معلم چینی دانش آموزانی را که در کلاس تخمه و خوراکی های دیگر می خوردند ، در حیاط مدرسه جمع کرد و 50 کیلو از چیزهائی را که در کلاس می خوردند، جلوی آنها ریخت و آنان را مجبور به خوردن سهم خود از این خوراکی ها ظرف چند دقیقه کرد.


این معلم چینی جلوی دانش آموزانی که نمی توانستند سهم خود را به علت زیاد بودن بخورند ، مقدار بیشتری خوراکی می ریخت تا دیگر در کلاس هنگام درس دادن معلم چیزی نخورند
!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


در کنار کم خوابی که ممکن است باعث بروز بیماری های مختلف در بدن بشود خواب الودگی بسیار نیز می تواند برای بدن مضر باشد و حتی بیماری های مختلفی را به همراه خود خواهد آورد.

برای آنکه بتوانید با این مشکل کنار بیایید و آن را حل کنید باید ابتلا دلایل آن را متوجه شوید و برای هر دلیل راه حل اصلی را بیابید.

زمان بندی نامناسب کار

یکی از مهمترین دلایلی که می تواند خواب شما را از حالت عادی خارج کرده و البته باعث بروز مشکلاتی مانند خواب آلودگی می شود. اگر شب کار هستید ممکن است بیشتر به این مشکل دچار شوید چرا که خوابیدن در طول روز باعث می شود تا شما کسل شده و بیشتر خوابتان بگیرد. بهترین راه برای جلوگیری از این مشکل عوض کردن زمان بندی کار است و البته یک زمان کوتاه برای خواب در شب داشته باشید.

ورزش نکردن

شاید به نظر شما عجیب باشد که ورزش نکردن با خواب آلودگی رابطه مستقیم داشته باشد اما این واقعیت انکار ناپذیر است. افرادی که علاقه خاصی به تحرک و ورزش ندارند و بیشتر دوست دارند در خانه بنشینند و تلویزیون تماشا کنند بیشتر هم دچار خواب آلودگی می شوند. در یک باشگاه ورزشی ثبت نام کنید  یا خودتان روزانه حداقل 30 دقیقه در خانه ورزش کنید.

اضافه وزن

یکی دیگر از مشکلاتی که چاقی به همراه خودش می آورد خواب آلودگی های مزمن است. تحقیقات نشان می دهد میزان اضافه وزن با میزان خواب آلودگی افراد در یک رابطه مستقیم قرار دارد. افرادی که چاق هستند توانایی کمتری برای تحرک دارند و همچنین افراد به مراتب تنبل تری هستند و به همین سبب می توان نتیجه این دلایل را خواب آلودگی های مزمن دانست. بهترین راه برای جلوگیری از این نوع خواب آلودگی کم کردن وزن است.

عادت های غذایی 

خوردن غذاهای مختلف شاید به نظر جالب و البته برای بدن مفید باشد اما خورن برخی از خوراکی ها می تواند بیشتر به بدن ضرر وارد کند. خوردن غذاهای چرب و یا بسیاری سنگین می تواند باعث خواب آلودگی های شدیدی در افراد شود که درمان آن ها بسیار سخت است. بهترین راه برای جلوگیری از این مسائل این است که شام را با سبزیجات بگذرانید تا هم خواب راحتی داشته باشید و هم این که سحرخیز شوید
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394

علت خواب آلودگی درهنگام مطالعه


تاکنون برای شما اتفاق افتاده است که هنگام مطالعه کردن احساس خواب آلودگی کنید؟

خوابیدن یک فرایند طبیعی است که در فاصله های زمانی خاص رخ می دهد و خواب بهترین راه برای استراحت بدن است. اما مهم است که واقعیت هایی مانند کجا بخوابیم، چه مدت بخوابیم و چه وقت بخوابیم را در نظر بگیریم.


خواب و یادگیری
بعضی ها بعد از غذاخوردن یا در حال رانندگی و یا حتی هنگام مطالعه دچار خواب آلودگی می شوند. دلیل همه این ها ممکن است به نوع غذایی که ما می خوریم، محیط و سلامتی بدن ما بستگی داشته باشد.

اگر بخوابید، یاد می گیرید

 

دلایل خواب آلودگی هنگام مطالعه ممکن است:
وضعیت و حالتی باشد که ما هنگام خواندن داریم.
خواندن در یک زمان نامناسب باشد.
نوع کتابی که ما می‌خوانیم، باشد.

بیشتر مردم هنگام خواندن یک مطلب، یک حالت راحت دارند که از فعالیت بدنی جلوگیری می کند. این عامل باعث می شود که اسید لاکتیک وارد خون و مایع بین سلولی شود و بدن خسته شود.

اسیدلاکتیک، مقدار زیادی از اکسیژن خون را جذب می کند.

با توجه به کاهش اکسیژن خون، مغز خسته می شود و ما هنگام مطالعه، احساس خواب آلودگی می کنیم.

 

برای جلوگیری از خواب آلودگی هنگام مطالعه به توصیه های زیر عمل کنید:

سعی کنید هنگام مطالعه، صاف و درست بنشینید.

از مطالعه، در وضعیت درازکشیده خودداری کنید، چون مغز باید همزمان دو وظیفه خوابیدن و مطالعه را اجرا کند.

از ماندن در یک وضعیت ثابت برای مدت طولانی اجتناب کنید. زمانی که برای مدت طولانی مطلبی را می خوانید، یک تاثیر خواب آور روی ذهن دارد.
تحقیقات نشان می دهد که خوابیدن بعد از خواندن و یادگرفتن یک مطلب، باعث می شود که آن مطلب بیشتر و بهتر در یادتان بماند
هنگام مطالعه، به طور پی در پی وضعیت بدنی خود را تغییر دهید تا تمرکزتان افزایش یابد.

هنگام مطالعه، در فاصله های زمانی کوتاه، فعالیت بدنی داشته باشید.

گاهی اوقات با صدای بلند مطلب را بخوانید.

مطالعه در زمان مناسب بسیار مهم است.

وقتی احساس خواب آلودگی می کنید، موضوع های جالب را بخوانید.

اگر ممکن است یک دوش آب ولرم مایل به سرد بگیرید. این کار انرژی مغز شما را بالا می برد.

نکاتی که در بالا ذکر شد برای جلوگیری از خواب آلودگی به هنگام مطالعه مثلا موقع درس خواندن دانش آموزان بود.

ولی این را هم باید بگوییم که تحقیقات نشان می دهد که خوابیدن بعد از خواندن و یادگرفتن یک مطلب، باعث می شود که آن مطلب بیشتر و بهتر در یادتان بماند.

پس اگر فکر می کنید که به اندازه کافی مطلبی را خوانده اید و یاد گرفته اید و دیگر خوابتان می آید، بخوابید تا آن مطلب بهتر در ذهنتان بماند و از شب بیداری های طولانی مدت در شب امتحان خودداری کنید.

 

اگر پس از یادگیری مطلبی بخوابید، آن مطلب در یادتان می ماند
خبرهای شگفت انگیز درباره خواب کم نیستند، مثلا این که تقریبا یک سوم عمر انسان ها در خواب می گذرد؛ 12 درصد مردم دنیا فقط خواب های سیاه و سپید می بینند و تلویزیون های رنگی نقش مهمی در افزایش شمار خواب های رنگی مردم داشته اند؛ 5 دقیقه بعد از بیداری نیمی از رویایی را که دیده اید و 10 دقیقه بعد از آن، 90 درصدش را فراموش می کنید؛ یا این که نابیناها هم خواب می بینند، فقط خواب های شان بدون تصویر و پر از عواطف، حس لمس اشیاء، بوها و صداهاست.

از دیگر اخبار عجیب این که کمبود خواب، طول عمر را کم و افراد را مستعد چاقی و سکته می کند؛ اختلال خوابگردی در خواب فقط محدود به راه رفتن نیست و مبتلایان به انواعی از آن ممکن است مطالبی ناجور در خواب بنویسند یا رانندگی کنند یا مرتکب تجاوز و حتی قتل شوند؛ و یا فقط آدمیزاد خواب نمی بیند، بلکه حیوانات هم خواب می بینند، مثلا گربه ها به طور متوسط 70 درصد عمرشان را در خواب می گذرانند.

بیشتر این اخبار را شنیده اید، اما احتمالا خبر ما به گوش تان نخورده است : «اگر بخوابید، یاد می گیرید

این خبر، حاصل پژوهش های پروفسوری به نام متیو ویلسون در دانشکده مغز و علوم شناختی دانشگاه کمبریج است.
او مشغول پژوهش درباره فعالیت های مغزی موش ها هنگام سرگردان شدن در ماز بود که وسط کار، به طور تصادفی آزمایشگاه را ترک کرد، در حالی که فرصت نکرده بود، دستگاه ثبت فعالیت های مغزی را از موش ها جدا کند.

پروفسور وقتی برگشت، مدتی در سکوت موش ها را تماشا کرد که خسته از بازی در ماز خواب شان برده بود، اما ناگهان چشمش به دستگاه ثبت فعالیت های مغزی افتاد و نکته ای شگفت انگیز کشف کرد.

پروفسور فهمید که فعالیت مغزی موش هایش در خواب دقیقا مانند زمانی است که آنها در ماز دنبال حل مساله و پیدا کردن راه فرار هستند.

ویلسون بعد از این مشاهدات، مجموعه ای از آزمایش ها را بر روی انسان ها انجام داد تا مطمئن شود وضع فعالیت های مغزی آدمیزاد پس از فکر کردن به یک مساله ، مثل موش، در خواب و بیداری تفاوتی ندارد.

او سرانجام با قطعیت نتیجه گرفت که مغز انسان ها در خواب، تجربیات آموخته شده در بیداری را مرور می کند و در طول این دوره کردن، آموخته هایش را بهتر، کامل تر و عمیق تر یاد می گیرد.

بر این اساس ویلسون و همکارانش پیشنهاد کردند که اگر می خواهید مطلبی را که در بیداری آموخته اید یادتان بماند، پس از مطالعه اش بخوابید.

ضمن این که خوابیدن پیش از امتحان هم به یادآوری مطالب کمک می کند و شاید به همین خاطر در برخی کشورها، کودکان در مدرسه بین ساعت های درسی، ساعتی برای یک چرت کوتاه ظهر دارند.

به این ترتیب اگر در مقطعی از زندگی هستید که باید امتحان هایی را پشت سر بگذارید، یا درس پاسخ بدهید، به جای ریاضت دادن به خودتان در شب بیداری های طولانی و سخت پیش از امتحان، آسوده و با خیال راحت بخوابید و مطمئن باشید آنچه را یاد گرفته اید، پس از خواب بهتر به یاد می آورید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394

بچه ها می توانند در مدرسه موفق شوند اگر خانواده هایشان به مدرسه و تکالیف درسی آنها علاقه نشان دهند. لازم است بدانید بچه ها را باید وارد فرآیند یادگیری کرد؛ مثلا شما در نقش والدین باید به مدرسه و امور بچه ها اهمیت دهید و آنها نیز لازم است احساس کنند در خانواده مورد حمایت قرار می گیرند. صرفنظر از وضعیت اقتصادی و اجتماعی، والدین باید نسبت به فزندان و تحصیل آنها نگرشی مثبت داشته باشند. حتی اگر فرزند شما در شهر یا کشور دیگری مشغول تحصیل است، باید از برنامه های درسی و تکالیف مدرسه او آگاه باشید و نقش حمایتی خود را فراموش نکنید.

تشویق و آموزش مهارت های لازم
پدر و مادرها باید قبل از هر چیز مهارت مدیریت زمان و برنامه ریزی را به کودکان خود بیاموزند تا آنها برای انجام تکلیف مدرسه دچار مشکل نشوند. بهتر است کودکان قبل از ورود به مدرسه، با نظم و برنامه ریزی آشنا شوند و کارهای روزانه خود را طبق برنامه انجام دهند. والدین نیز می توانند با تهیه روزنامه، کتاب و مجله؛ مهارت خواندن کودکان را تقویت کرده و آنها را برای بالا بردن دانش عمومی و مهارت های خواندن و نوشتن ترغیب کنند.

چگونه مشکلات کودکان و نوجوانان را در مدرسه حل کنیم؟


آگاهی از برنامه های مدرسه
والدین باید از برنامه های آموزشی و تفریحی مدرسه آگاهی داشته باشند که امروزه دسترسی به این اطلاعات آسان تر است؛ مثلا می توانند وب سایت مدرسه را ببینند و از آن طریق اطلاعات لازم را به دست آورند.

پرورش استعدادها
یادگیری تنها منحصر به دروس ریاضی، علوم و زبان نیست و لازم است بچه ها ورزش، کامپیوتر و موسیقی، نقاشی و هنرهای دیگر را هم بیاموزند و والدین نیز باید جهت پرورش و شکوفایی استعدادهای فرزندانشان از آنان حمایت کنند. اما چگونه مشکلات کودکان و نوجوانان را در مدرسه حل کنیم؟

طبیعی است که گاهی فرزندان در مدرسه با مشکلات اجتماعی، عاطفی، رفتاری و آموزی مواجه می شوند که در این موارد والدین باید ابتدا مشکل را شناسایی کرده و سپس برای برطرف کردن آن اقدام کنند.

*
مشکلات اجتماعی
گاهی کودکان در دوستیابی دچار مشکل شده و دچار حس آزاردهنده تنهایی می شوند که لازم است در این زمینه والدین به آنها کمک کنند؛ مثلا آنها می توانند همکلاسی هایشان را برای جشن تولدشان دعوت کنند یا می توانند حداقل هفته ای یک بار با هم بازی کنند؛ البته باید والدین هم با افراد بیشتری ارتباط اجتماعی داشته باشند تا کودکان از آنها رفتارهای اجتماعی را بیاموزند.

*
مشکل عاطفی
بچه ها معمولا در دوران بلوغ دچار مشکلات عاطفی می شوند، هر فردی بلوغ عاطفی متفاوتی دارد؛ بنابراین نوع مشکلات هم متفاوت است. بهتر است والدین در مواجهه با آن با احتیاط بیشتری عمل کند و برای حل آن از متخصصان و مشاوران کمک بگیرند.

*
مشکل یادگیری و آموزشی
اگر کودک مشکلی در زمینه یادگیری و انجام تکالیف مدرسه دارد، اولین اقدام والدین برای حل مشکل، گفتگو با معلم جهت ریشه یابی مسئله است. قدم دوم صحبت والدین با کودک است؛ البته در این مرحله ممکن است زمان زیادی صرف شود؛ چون ممکن است کودکان تمایل به همکاری نداشته باشند

گاهی لازم است یک متخصص از نظر جسمی و روحی کودک را معاینه کند؛ مثلا شاید کودک دچار مشکلات بینایی و شنوایی باشد. بعد از اینکه والدین مطمئن شدند مشکل وی جسمی نیست، باید با کمک معلم یک برنامه منظم برای پیشرفت یادگیری او طراحی کرده و هر دو او را حمایت کنند.


فرزندمان هر چه بیشتر تکلیف انجام بدهد، سطح یادگیری بهتری خواهد داشت


برای روشن تر شدن موضوع، به مثال دیگری توجه کنید:
وقتی پسرم کلاس سوم دبستان بود، معلمش با من تماس گفت و گفت که فرزندم نمی تواند در امتحانات پایان سال قبول شود. من برای یک لحظه از معلم و اولیای مدرسه عصبانی شدم. همسرم که متوجه ناراحتی من شد، گفت که این موضوع درباره پسر ماست، نه خود ما. حق با او بود. بعد از اینکه آرام شدم، ه ردو درباره این مسئله صحبت کردیم و تصمیم گرفتیم همراه با معلمش موضوع را بررسی کنیم:

مرحله اول: کنار گذاشتن احساسات
قبل از اینکه به ملاقات معلم برویم، همسرم تاکید کرد که این موضوع تنها به پسرمان مربوط می شود و باید بپذیریم که فرزند ما در مدرسه دچار مشکل شده است؛ پس لازم است به همراه معلم راه حل مناسبی را پیدا کنیم. ما باید می پذیرفتیم به جای اینکه علیه اولیای مدرسه باشیم، در کنارشان باشیم و آنها را سرزنش نکنیم.

مرحله دوم: سرزنش نکردن معلم یا اولیای مدرسه
اگر واقعا با معلم فرزندتان مشکل دارید و نمی توانید با او صحبت کنید، بهتر است از مشاوران مدرسه کمک بگیرید و از طریق یکی از آنها مشکلات فرزندتان را بررسی کنید

براساس توصیه معلم، ما هر روز ناظر انجام تکالیف پسرم بودیم و کارهای مدرسه او را بررسی می کردیم و در نهایت متوجه شدیم فرزندمان هر چه بیشتر تکلیف انجام بدهد، سطح یادگیری بهتری خواهد داشت؛ پس او را به انجام تکلیف بیشتر تشویق کردیم که خوشبختانه نتیجه بخش بود.

مرحله سوم: تماس و ارتباط با مدرسه و نظارت در خانه
نظارت مستمر ما و معلم باعث شد پسرم نسبت به انجام تکالیفش بیشتر احساس مسئولیت کند؛ چون ما در خانه و مدرسه پیگیر کارهای او بودیم و او نیز شاهد حمایت و همکاری خانه و مدرسه بود.

مرحله چهارم: احساس مسئولیت کودک نسبت به یادگیری و انجام تکالیفش
کودک باید بداند معلم و والدینش روی او حساب باز می کنند و اگر او با مشکلی مواجه شود، لازم است با معلم و والدینش آن را در میان بگذارد و برای رفع آن تلاش کند؛ اما اگر مشکل همچنان باقی بود، بهتر است با آزمون های حرفه ای و علمی علت مشکل یادگیری و ناتوانی یادگیری او سنجیده و شناسایی شود.

نکته دیگری که در این جریان فهمیدم این بود که پسر ما به راحتی با هر کسی ارتباط برقرار نمی کرد و تمایلی به همکاری در کلاس نداشت.


در حضور بچه درباره معلمش حرف های بد نگوییم


مرحله پنجم: همراه نشدن با کودک در زمانی که از مدرسه شاکی است
در حضور بچه درباره معلمش حرف های بد نگوییم؛ چون این کار، وضعیت را بدتر کرده و کودک را از همکاری با معلم منصرف می کند. باید قبول کنیم معلمی شغلی طاقت فرساست و معلم ها به همکاری و حمایت والدین نیاز دارند.

متاسفانه اکثر والدین به محض اینکه کودکشان در مدرسه با مشکلی مواجه می شود، طرف فرزندشان را می گیرند و معلم و مسئولان را مقصر می دانند و سعی نمی کنند همه جوانب را در نظر بگیرند و ابتدا مشکل را بررسی کنند؛ در حقیقت والدین با این کار، سخت تر می توانند فرزندشان را نسبت به یادگیری متعهد و نیز مسائل درسی مسئولیت پذیر کنند.

مرحله ششم: در نظر گرفتن همه
این تجربه به من یاد داد فورا نسبت به گلایه و صحبت های فرزندمان واکنش نشان ندهم و حداقل احساسی برخورد نکنم و با بررسی موضوع از همه زوایا و مشورت با افرادی که درگیر ماجرا هستند، مشکل را برطرف کنم. در کنار همه این موارد، این نکته را هم در نظر بگیرید که ممکن است فرزندتان کمک شما و مسئولان مدرسه را نبیند یا برای او محسوس نباشد اما وقتی شاهد موفقیت خود باشد، به اهمیت این موضوع پی می برد و شما هم از درست بودن کار خود مطمئن می شوید
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


گاهی تشخیص اختلالات یادگیری در کودکان می‌تواند بسیار سخت باشد زیرا هیچ لیست قطعی برای تشخیص این اختلالات وجود ندارد و علائم در کودکان مختلف، متفاوت است.

همچنین بسیاری از کودکان سعی در پنهان کردن این اختلال دارند. گاهی اوقات شما چیزی بیشتر از اینکه کودکتان مشق شب خود را نمی نویسد و یا دوست ندارد به مدرسه برود نمی‌بینید.

بسیاری از کودکان سعی در پنهان کردن این اختلال دارند

 

بااین‌حال در سطور زیر نشانه‌هایی از اختلالات یادگیری آورده شده است:

 -  
فقدان شور و اشتیاق برای خواندن و نوشتن

 - 
مشکل در به خاطر سپاری همه‌چیز

-   
انجام کارها به‌کندی

-  
مشکل در متمرکز ماندن به روی چیزی

-   
نفهمیدن مسائل انتزاعی

-   
عدم توجه به جزییات و یا توجه بیش‌ازحد به جزییات

-   
مهارت‌های اجتماعی ضعیف

-   
اخلال‌گری

اگر شما چنین نشانه‌هایی را در کودک خود مشاهده می‌کنید بهتر است به متخصص اطفال و یا به معلم کودکان مراجعه کرده و پس از ارزیابی کامل چندین متخصص تشخیص قطعی را دریافت کنید. این متخصصان شامل روانشناس بالینی، روانشناس مدرسه، روانشناس رشد، کار درمانگر، گفتار درمانگر است که شما بسته به نوع مشکل کودکان به آن‌ها ارجاع داده می‌شوید. این افراد متخصص آزمایش‌ها و ارزیابی‌های مختلفی جهت کاهش مشکل کودکتان انجام خواهند داد.

انواع معلولیت‌های یادگیری:
بسیاری از معلولیت‌های یادگیری هستند که به روی افراد مختلف تأثیرات مختلفی می‌گذارند. به یاد داشته باشید اختلال کمبود توجه و بیش فعالی (ADHD) و اوتیسم ناتوانی یادگیری به‌حساب نمی‌آیند.

در اختلالات یادگیری عدم توانایی در پردازش اطلاعات، فرد را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. افرادی که دچار این اختلال هستند ممکن است در موارد زیر دچار مشکل باشند:

-   
روخوانی
-   
نوشتن
-   
انجام محاسبات ریاضی
-   
درک جهت
-   
ناتوانی در یادگیری امور رایج

انواع اختلال یادگیری:
نارساخوانی یا همان اختلال در خواندن (Dyslexia): کودکانی که دارای این اختلال هستند در خواندن و نوشتن دچار مشکل می‌شوند. همچنین مشکل آن‌ها در درک دستور زبان و خواندن است. همچنین این کودکان در بیان افکار خود به‌صورت شفاهی مشکل‌دارند.

در اختلالات یادگیری عدم توانایی در پردازش اطلاعات، فرد را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد


اختلال در نوشتن (Dysgraphia): این اختلال به‌طور مستقیم در نوشتن فرد تأثیر می‌گذارد. مشکلات افراد مبتلا به این اختلال عبارت است از:

-   
مشکل در املاء نویسی
 -  
دست خط بدی
 -  
مشکل در انتقال افکار به روی کاغذ
-
اختلال ریاضی (Dyscalculia): این اختلال در توانایی فرد به روی محاسبات ریاضی تأثیر می‌گذارد. اختلال یادگیری در ریاضی می‌تواند نشانه‌های مختلف داشته و از فردی به فرد دیگر نیز متفاوت باشد. در کودکان خردسال اختلال ریاضی می‌تواند در شمارش و تشخیص اعداد تأثیر بگذارد. همان‌طور که کودک بزرگ می‌شود ممکن است در حل مسائل ریاضی و یا به خاطر سپاری جدول‌ضرب دچار مشکل شود.

مشکل در حرکات ریز (Dyspraxia): این اختلال مهارت‌های حرکتی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ مثلا کودک خردسالی که دچار دیسپراکسیا است در گره زدن بند کفش خود، گرفتن قاشق در دست، نوشتن و تایپ کردن دچار مشکل است.

بهترین توصیه به والدینی که کودکان دارای اختلال یادگیری دارند این است که به‌سادگی فرزندان خود را دوست بدارند و از آن‌ها حمایت کنند
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


اگر در یک کلینیک روان شناسی کودک و نوجوان مشغول به کار باشید، می بینید والدین مراجعه کننده معمولا صحبتشان را این گونه آغاز می کنند: «کودکان این دوره و زمانه بد شده اند! تحمل نوجوانان امروزی صبر ایوب می خواهد! آن زمان که ما بچه بودیم...» و در میان این والدین، افراد مستاصلی را می یابید که خسته از مجادله و جر و بحث های بی پایان با کودک یا نوجوان، به دنبال راه حلی برای کنترل اوضاع نابسامان ارتباطی خود و فرزندانشان هستند

فرزندانی که با کوچک ترین تلنگری از کوره در می روند، جر و بحث می کنند، از اصول یا درخواست های بزرگ ترها نافرمانی می کنند و از همه بدتر برای خطاها و اشتباه های خود، دیگران را سرزنش می کنند و گفت و گو را با ناسزا خاتمه می دهند. واقعیت این است که دفاع از امیال خود و مقابله با خواسته دیگران برای رشد طبیعی اهمیت اساسی دارد و همین رفتار مقابله ای در دو برهه از رشد؛ بین سنین 18 تا 24 ماهگی و دیگری ابتدای نوجوانی، برای برقراری خودمختاری و ایجاد هویت ضروری است و بیانگر تلاش وی برای کسب استقلال است

اما در صورتی که شدت این رفتارها بیش از حد باشد و باعث نارضایتی دائمی بزرگ ترها و تخریب عملکرد کودک شود، اختلال O.D.D محسوب می شود. از والدین انتظار می رود که به جای انکار مشکل و سرپوش گذاشتن بر آن، در همان دوران کودکی این اختلال را از یک لجبازی ساده و طبیعی افتراق دهند تا از تبدیل شدن آن به مشکلات پیچیده تر و بروز حوادث غیرقابل جبران مانند اعتیاد و... جلوگیری شود. در این باره با دکتر ربابه نوری، روان شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی گفت و گو کرده ایم.

O.D.D  به معنای اختلال دفاعی مقابله ای است


اختلال O.D.D چیست و در چه مواقعی باید به این اختلال شک کنیم؟
O.D.D 
به معنای اختلال دفاعی مقابله ای است و والدین کودک یا نوجوانی که اغلب خشمگین و تحریک پذیر است، برای هرچیزی جر و بحث راه می اندازد، رفتار کینه توزانه و انتقام جویانه دارد، بیش از حد زودرنج و حساس است، فعالانه و عمدا از انجام درخواست های والدین سر باز می زند، باعث ناراحتی آنها می شود، در اشتباه ها و مشکلات خود دیگران را مقصر می داند و آنها را سرزنش می کند، باید به این اختلال شک کنند زیرا این رفتارهای مقابله جویانه معمولا در برابر افراد بزرگسالی رخ می دهد که کودک یا نوجوان با آنها آشناست؛ مانند والدین و در مواردی نیز معلمان و اولیای مدرسه

گاهی هم این رفتارها فقط با والدین دیده می شود و در سایر موقعیت ها رفتار کودک یا نوجوان کاملا موجه است، بنابراین ممکن است این کودکان در هنگام معاینه بالینی نشانه های اندکی بروز دهند یا اصلا علامتی نشان ندهند پس دقت والدین و آگاهی آنها در تشخیص اهمیت بالایی دارد.

چرا برخی از کودکان دچار این اختلال می شوند؟
معمولا اولین سوالی که والدین از خود می پرسند این است که از میان این همه کودک، چرا فرزند من دچار اختلال نافرمانی مقابله ای است؟ واقعیت این است که شواهد کمی مبنی بر ارثی بودن این اختلال وجود دارد و نتایج اغلب مطالعات نقش محیط را در ایجاد این اختلال نشان می دهند؛ مثلا تعارض های زناشویی والدین؛ یعنی دستورهای متناقض والدینی که در شیوه تربیت فرزند و قانونگذاری ها به تفاهم نرسیده اند، والدینی که فرزندان خود را قبول ندارند، آنها را تایید نمی کنند، به آنها محبت نمی کنند، درکشان نمی کنند و مسائل را برایشان توضیح نمی دهند و بدون هیچ توضیحی آنها را تنبیه می کنند، در بروز این مشکل نقش اساسی دارد

کودک هر روز به ازای هر رفتار مثبت، پاداش و برای رفتار منفی، تنبیهی ملایم خواهدداشت

 

اگر به داد کودک نرسیم چه آینده ای در انتظار اوست؟
با وجود هوش کافی، این کودکان به دلیل نداشتن مشارکت، مقاومت در مقابل توقع دیگران و اصرار بر حل مشکلات بدون کمک اطرافیان، معمولا منزوی می شوند، در مدرسه پیشرفتی ندارد و ممکن است مردود شوند. آنها از روابط انسانی لذت نمی برند و رفتارشان در عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی آنها طوری اختلال ایجاد می کند که احترام معلم ها و دوستان خود را از دست می دهند. این شکست ها باعث می شود که احساس بی کفایتی و افسردگی کنند. مشکلات ثانوی که ممکن است با آن مواجه شوند هم عبارتند از: پایین بودن اعتماد به نفس، خلق ا فسرده و در نوجوانان گاهی گرایش به سوء مصرف الکل و موارد روانگردان.

برای کنترل این اختلال باید چه کار کرد؟
همانطور که گفته شد این اختلال ها نه تنها کودک و خانواده او را در زمان حال درگیر می کند، بلکه آینده ناخوشایندی را برای او و اطرافیانش رقم می زند. متاسفانه بیشتر والدین، پس از مدتی کشمکش نافرجام، خسته و مستاصل می شوند و به اصطلاح برای آرام کردن اوضاع نابسامان و قشقرق ها و جیغ و فریادها، کوتاه می آیند، غافل از اینکه این کوتاه آمدن در برابر رفتار آزاردهنده کودک، مانند تقویت کننده مثبت عمل می کند و عامل مهمی برای ادامه رفتارهای کودک می شود.

با بچه های ODD چه کار کنیم؟
در طول سالیان متمادی، روش های درمانی متنوعی برای مواجهه با مشکلات رفتاری شناختی و هیجانی کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای به کار گرفته شده است. که بخشی از آنها بر مداخلات فردی و بخشی دیگر بر مداخلات خانوادگی متمرکز شده اند، به نحوی که برنامه های آموزشی والدین برای کمک به مدیریت رفتار فرزندانشان، روان درمانی فردی برای مدیریت خشم، خانواده درمانی برای بهبود ارتباط، آموزش مهارت های اجتماعی برای افزایش انعطاف پذیری و تحمل ناکامی در بین همسالان و درمان شناختی- رفتاری برای آموزش حل مساله و کاهش منفی گرایی است که در اینجا به یکی از آنها که به قرارداد همبستگی موسوم است، اشاره می کنیم

قرارداد همبستگی یعنی تنظیم قرارداد رفتاری روزانه برای مشخص کردن انتظارهای رفتاری، جوایز و تنبیه ها برای رفتارهای کودک. در این روش کودک هر روز به ازای هر رفتار مثبت، پاداش و برای رفتار منفی، تنبیهی ملایم خواهدداشت. انجام این قرارداد شامل چهار گام است:اختلالات ODD

هدف شکل دهی رفتار مطلوب است پس نباید از ابتدا از کودک بیش از توان او انتظار داشت.


گام اول، مشخص کردن انتظارهای رفتاری: به این معنا که در این مرحله والدین باید انتظار خود را از کودک واضح و شفاف مشخص کنند، به طوری که برای او کاملا مشخص باشد که چه انتظاری از او می رود و باید چه رفتاری داشته باشد تا در ازای آن پاداش دریافت کند. باید مطمئن شد که کودک کاملا متوجه انتظارها شده است. رفتارهای هدف ممکن است شامل رفتارهای نامطلوب که لازم است حذف شوند یا رفتارهای مطلوب که قرار است افزایش یابند، باشد

مثلا اگر والدین بگویند: «هرچیزی که می گویم باید گوش کنی» بسیار مبهم و کلی است. باید جمله به این صورت بیان شود: «من از تو ی خواهم که فقط با یک بار درخواست تکالیفت را انجام دهی.» این جمله مشخص تر از درخواست قبلی است. نکته مهم این است که سطح توقعات والدین نباید بیش از توان کودک باشد. نباید فراموش شود که هدف، شکل دهی رفتار مطلوب است پس نباید از ابتدا از کودک بیش از توان او انتظار داشت.

گام دوم، تعیین اینکه چگونه رفتارهای هدف اندازه گیری خواهد شد: والدین یا درمانگر باید قادر به ثابت کردن وقوع یا عدم وقوع رفتارهای هدف باشند.

گام سوم، تعیین زمانی که رفتار باید اجرا شود: هر قرارداد باید چارچوب زمانی داشته باشد تا در زمان لازم رفتار انجام شود.

گام چهارم، مشخص کردن امتیازهای به دست آوردنی یا از دست دادنی متناسب با رفتار کودک: این مرحله شامل ساختن فهرست پاداش است. باید از خود کودک پرسیده شود که می خواهد چه پاداشی بگیرد و چه انتظارهایی از والدین دارد. امیتازهایی که کودک می تواند به دست آورد یا ممکن است از دست بدهد هم باید مشخص شود. ایده اصلی این است که کارهای کوچک امتیازهای کوچک و کارهای بزرگ امتیازهای بزرگ داشته باشد
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


 بسیاری از خانواده ها کودکانی با ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان هم نشانه از بهنجار بودن آنان است. هوششان نرمال است. بهخوبی صحبت می کنند. مانند دیگر کودکان بازی می کنند و ارتباط اجتماعی کمابیش مناسبی دارند. در خانه نیز کارهایی را که والدین به آنان واگذار می کنند به خوبی  انجام می دهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. ولی وقتی به مدرسه می روند و می خواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند مشکلات جدی خودشان را نشان می دهند.

این والدین معمولا گزارشی از نارضایتی معلم از عملکرد تحصیلی کودکشان دریافت می کنند و بسیار نگران می شوند. نقص یا ناتوانی عملکرد می تواند به شکل نداشتن توانایی کامل در گوش کردن، فکرکردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن یا انجام محاسبه های ریاضی ظاهر شود. اختلال یادگیری یا ناتوانی در یادگیری اصطلاحی است که در متون علمی برای این موارد استفاده می شود.

با اختلال یادگیری بچه ها چه کار کنیم؟
مبتلایان به ناتوانی های یادگیری در تمام سطوح و در تمام پایه های کلاسی از آمادگی تا دانشگاه دیده می شوند. تشخیص بهنگام، روند بهبودی را سرعت خواهدبخشید؛ بنابراین توجه به دوره ابتدایی به ویژه پایه های اول و دوم در این زمینه از اهمیت بسیاری برخوردار است.

اختلال یادگیری
کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری، معمولا از لحاظ هوشی مشکلی ندارند، اما به دلیل نقص در راه های پردازش اطلاعات در مغزشان، عملکرد ذهنی پایینی را نشان می دهند. به زبان ساده می توان گفت ناتوانی یادگیری از تفاوت در مسیرهای عصبی و ارتباط آنها در مغز ناشی می شود. ناتوانی یادگیری مشکلاتی هستند که بر توانایی مغزی در دریافت، پردازش و ذخیره اطلاعات تاثیر می گذارد. این مشکلات باعث می شود یک دانش آموز بسیار کندتر از فردی که این مشکل را ندارد، مطالب را یاد بگیرد.

دانش آموز مبتلا به اختلال یادگیری ممکن است به صورت کلی در حوزه های خواندن، یادگیری ریاضی و نوشتن دیکته و به صورت جزئی تر در شناسایی کلمه، ادراک خواندن، حساب کردن، استدلال کردن، هجی کردن و یا کلمه بندی در نوشتن دچار مشکل باشد.

اختلالات یادگیری ممکن است با حالت های مختلف اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه و اختلالات رفتاری نیز همراه شود.

با اختلال یادگیری بچه ها چه کار کنیم؟
در این شرایط والدین افزون بر اینکه با مسائل تحصیلی کودک دست و پنجه نرم می کنند، با رفتارهای پرخطر، بی نظمی، پرخاشگری، مقاومت در برابر پذیرش قانون و رفتارهای افراطی توجه طلبی رو به رو هستند و درواقع مشکل یادگیری کودک در درجه دوم اهمیت قرار گرفته و پدر و مادر از این رفتارها خسته نگران می باشند.

به طور کلی، این شرایط ممکن است تاثیر نامطلوبی بر ارتباطات اجتماعی کودک بگذارد؛ زیرانقطه ضعف در یادگیری می تواند اعتماد به نفس او را نشانه بگیرد و باعث بروز نوعی کمرویی در میان هم کلاسی ها شود و یا به اضطراب از قضاوت های اطرافیان بینجامد. در بعضی از خانواده ها که به این مشکل رسیدگی نمی کنند، کودک در طولانی مدت ممکن است به افسردگی نیز مبتلا شود.

علل اختلالات یادگیری
ثابت شده است که علل بروز ناتوانی های یادگیری نسبتا مبهم است. برخی از مشکلات کنونی درباره مفهوم ناتوانی های یادگیری، بازتابی است از ناتوانی ما در اشاره دقیق به علل بروز ناتوانی های یادگیری که شاهدش هستیم؛ اما تجربه درمانگران به ما ثابت می کند که ناتوانی های یادگیری، مفهومی «چندرشته ای» است و پیوند میان کارشناسان رشته های گوناگون در این امر باید برقرار باشد.

1- 
عوامل محیطیعوامل محیطی بسیاری وجود دارد که می تواند به پیچیدگی ناتوانی های یادگیری بیفزاید و حتی شاید سبب ساز آن باشد. تغذیه مناسب و سالم کودک از جمله این عوامل است.
سرماخوردگی مزمن، مشکلات تنفسی، آلرژی ها و همچنین سقوط، آسیب دیدیگی مغزی و یا ضربه واردشده به سر در دوره ای که کودک در حال رشد است می تواند موثر باشد.

- همچنین کودک در حال رشد نیازمند درون داده های حسی است تا درباره محیط و خود و هردو بیاموزد؛ یعنی کودک به تجربه هایی نیاز دارد تا بیاموزد که چگونه بیاموزد. اگر این سطح کاهش زیادی داشته باشد کودک در ارتباط با دنیای بیرون دچار مشکل می شود؛ بنابراین انجام بازی هایی که مطابق هر دوره رشدی است نقش بسزایی در پیشگیری از اختلالات یادگیری دارد.

- صحبت کردن با کودک و درگیربودن او در فرایندهای کلامی مثل گفت و گوهای روزانه و قصه گویی برای او بسیار رشد دهنده خواهدبود.

از سویی دیگر بسیاری از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری، مضطرب، نامطمئن و بی اختیار و سرکش هستند که ممکن است این رفتارها با حس ناامنی طبیعی، ناپایداری دریافت حس محبت و گرمی و پذیرش در منزل و محیط مدرسه پیوند داشته باشد. بنابراین ایجاد محیطی گرم، صمیمی و حمایت کننده از سوی والدین نقش موثری در بهبود ناتوانی یادگیری کودک دارد.

2- 
عوامل فیزیولوژیکی: بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی ناتوانی های یادگیری، آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه های واردشده به دستگاه عصبی و مرکزی است.

3- 
عوامل ژنتیکی: شواهدی در دست است که نشان می دهد ناتوانی های یادگیری احتمالا در برخی خانواده ها بیش از دیگران دیده می شود. درواقع عوامل ژنتیکی در شمار وسیعی از ناتوانی های یادگیری نقش دارد.

4- 
عوامل بیوشیمیایی: اختلال های گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب ناتوانی های یادگیری می شوند؛ مثل هایپوگلیسمی و کم کاری.

5- 
عوامل هنگام و بعد از تولد: اتفاقات حین زایمان که به آسیب دیدن جنین انجامد؛ مثل سیانوزه شدن کودک و یا بیماری های شدیدی که در روزهای اولیه زندگی بعد از تولد است، مثل زردی های شدید می تواند در ابتلای کودک به ناتوانی یادگیری موثر باشد.

6- 
تاخیر رشد: دیده نشدن نشانه های رشد جسمی و شناختی مطابق با سن کودک، نشانه ای است برای بروز اختلالات یادگیری در سال های آینده. مشکلات برخی از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری ممکن است از تاخیر رشد در برخی اجزای دستگاه عصبی مرکزی سرچشمه گرفته باشد که این گونه کودکان پس از بزرگ تر شدن بر این مشکلات غلبه می کنند.

7- 
عوامل آموزشی
تدریس ناکافی و ناصحیح به کودکان
عدم فراگیری معلم از مهارت های لازم برای تدریس درس های پایه در مدارس
*   
توقعات بیش از اندازه بالا یا بسیار پایین معلمان
*  
برنامه ریزی و طرح برنامه آموزشی ضعیف
نداشتن فعالیت های برانگیزند
تدریس عملی نادرست
جای خالی آموزش مهارت های اجتماعی، یادگیری و حرکتی و جسمی و نپرداختن به یادگیری های زبان شفاهی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 آذر 1394


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی